۱۳۸۸ آذر ۲, دوشنبه

حمیدرضا حاجی بابایی کیست؟

حمیدرضا حاجی بابایی سال 1338 در روستای مریانج همدان و در خانواده ای مذهبی متولد شد. خانواده اش از سیرکاران مریانج بودند. اصلیت شان متعلق به همان روستاست. خانواده بابایی از نظر مالی فقیر بودند و از سوی دیگر تعداد خواهر و برادران وی نیز زیاد بودند. دوران کودکی و نوجوانی اش در سختی و به کار و درس در همدان سپری شد. در دوران نوجوانی به کارهای مذهبی از جمله شرکت در مجالس تفسیر قرآن و نهج البلاغه روی آورد و همچنین در مراسم های مذهبی فعالیت داشت. از نظر درسی متوسط بود و سرانجام در 18 سالگی توانست از مدرسه شریعتی دیپلم علوم تجربی را اخذ کند.




در آن زمان خانواده هایی که از نظر مالی در مضیقه بودند و فرزندانی درسخوان داشتند، را به تربیت معلم هدایت می کردند تا هم درس بخوانند، هم کمک خرج خانواده باشند و از سوی دیگر مشکل سربازی آنها در سالهای بعد حل شده باشد. حاجی بابایی به مجرد پایان تحصیلات به دانشسرای همدان رفت. همان دوره با یکی از دختران اقوامش در روستای مریانج ازدواج کرد. چنانکه خاستگاه اجتماعی اش و معمول آن روزگار بود به فوج انقلابیون پیوست، اما نقش موثری بیش از همه افراد دور و برش نداشت. فضای تربیت معلم بود که فعالیت دانشجویان علیه حکومت را بررسی می کرد و در صورت تخطی آنها را اخراج می کرد، چنانکه امروز نیز این رویه در تربیت معلم ...



پیگیری می شود. دو سال بعد و در سال 58، فوق ديپلم تجربي ( دبيري) را از دانشسراي راهنمايي تحصيلي همدان گرفت.



هرچند انقلاب شده بود و او خود را برای کمیته ها ثبت نام کرده بود، اما مشغله معیشت و درس موجب می شد تا او از چنین فعالیت هایی دور بماند. با این همه عضویتش در بسیج و کمیته بعدها موجب پیشرفت وی شد. به مجرد اتمام تحصیل به رزن اعزام شد تا به عنوان دبیر مقطع راهنمایی مشغول به کار شود. یک سال بعد به مدیریت مدرسه ای در رزن را عهده دار شد که تا سال 60 ادامه داشت.



او سپس به مدت دو ماه معاون آموزش و پرورش شهرستان اسدآباد و سپس تا سال 62 ریاست آموزش و پرورش این شهر را برعهده گرفت.



حاجی بابایی از سال 62 تا 64، ریاست آموزش و پرورش شهرستان کبودرآهنگ را عهده دار شد. سال 64 الهیات و معارف اسلامی را به عنوان رشته خود انتخاب کرد و به تهران آمد تا در دانشگاه تهران کارشناسی الهیات بخواند. او از این سال تدریس در مدارس کرج را آغاز کرد. سال 67 کارشناسی دبیری الهیات و معارف اسلامی را از دانشگاه تهران اخذ کرد و سپس به همدان بازگشت. او ابتدا دبیر دبیرستان های شهرستان همدان شد و دروس قرآن و دینی را در این مقطع تدریس کرد.



سال 70 برای او سال موفقیت بود. دوبار بدون کنکور وارد دانشگاه شد؛ اینبار کارشناسی ارشد الهیات گرايش علوم قرآني و حديث در دانشگاه آزاد واحد كرج. همان زمان ریاست آموزش و پرورش شهرستان همدان را نیز برعهده گرفت. پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد و در سال 72، در مراكز تربيت معلم در مقطع كارداني و دوره عالي ضمن خدمت فرهنگيان ( كارشناسي) و دانشگاه آزاد به تدریس مشغول شد. این دوره تا سال 74 طول کشید.



او که با محافل سیاسی مرکز بیش از پیش آشنا شده بود، خود را به عنوان نامزد نمایندگی مجلس از شهرستان همدان معرفی کرد. حاجی بابایی توانست به عنوان نماینده مردم شهر همدان وارد مجلس پنجم شود. گویا اختلافات با همسرش از همینجا شروع می شود. موقعیت جدید و فرهنگ همسرش، همسری که در همدان ماند و جای خود را در تهران به دختری جوان داد. حاجی بابایی سپس وارد دوره دكتراي الهيات و معارف اسلامي گرايش علوم قرآني و حديث دوره عالي تحقيقات دانشگاه آزاد تهران شد. حاجی بابایی در عرض یکسال مدرک دکترای خود را این دانشگاه اخذ کرد. او همزمان به تدريس در مراكز تربيت معلم و دوره عالي ضمن خدمت فرهنگيان و دانشگاه آزاد مشغول بود و در همین سال یعنی 74-75 به عنوان مدرس نمونه کشوری برگزیده شد. با اخذ دکترا در حالی که لباس نمایندگی را نیز بر تن داشت به عضویت هیئت علمی دانشگاه بوعلی همدان در آمد، با این حال هیچ گاه در آن دانشگاه تدریس نکرد.

 

حاجی بابایی در مجلس پنجم، به عنوان ریاست فراکسیوون فرهنگیان مجلس برگزیده شد. منصبی که تاکنون نیز آن را عهده دار است. وی در همان دوره به عنوان نائب رئيس كميسيون محاسبات و بودجه و امور مالي مجلس ( کارپردازی) برگزیده شد. در انتخابات سال 76 از ناطق نوری حمایت می کرد و میدان دار انتخابات در همدان بود. با این وجود گفته می شود در آن دوره بیش از 80 درصد شهر همدان به محمد خاتمی رای دادند.



او در سال 78 دوباره در انتخابات دوره ششم مجلس شرکت کرد و دوباره به عنوان نماینده مردم همدان برگزیده شد. او در این دوره عضو کمیسیون تلفیق و کمیسیون تلفیق برنامه 4 توسعه بود. در مجلس ششم اصولگرایان در اقلیت بودند، اما با تمهید کروبی و مساعدت نمایندگان اصلاح طلب به عضویت كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در آمد، عضویتی که هنوز نیز ادامه دارد. در ماجرای اعتصاب و اعتراض نمایندگان موضعی در حمایت از رهبری نظام گرفت و اغلب نامه های اعتراضی نمایندگان را امضا نمی کرد. او به راحتی و با رد صلاحیت گسترده نمایندگان توانست به عنوان نماینده دوره هفتم وارد مجلس شود و این بار در هیئت رئیسه نیز قرار گیرد.



او در این مجلس از احمدی نژاد بسیار حمایت کرد و همراه با حداد عادل و باهنر موجبات انفعال مجلس در قبال دولت را به وجود آورد. در دوره هشتم نیز او به عنوان نماینده مجلس انتخاب شد و بازهم در هیئت رئیسه قرار گرفت. به این ترتیب او از سال 74 تا 88 ردای نمایندگی بر تن داشته و با سابقه ای پیش از 14 سال گذشته قرار است بزرگترین وزارتخانه کشور را هدایت کند. به اعتقاد نمایندگان به دلیل سابقه اش در مجلس او خواهد توانست بیش از 200 رای بیاورد. سابقه ای که نمایندگان اصولگرا در ارتباط با امور فرهنگی می دانند و در مجلس منظور از فرهنگ همان آموزش است. در حالی که وی بیش از 12 سال است که در کمیسیون امنیت ملی و هیئت رئیس مجلس و یا کمیسیون تلفیق عضو بوده است. او در مجلس هشتم نیز از احمدی نژاد حمایت کرد و مدام از نمایندگان درخواست می کرد که برای مقابله با دشمنان با احمدی نژاد مخالفت نکنند. گفته می شود که وی قرار است که سخنگویی هیئت دولت را نیز برعهده گیرد.



حاجی بابایی متاهل است و دو همسر دارد، شاید به همین دلیل در حمایت از ماده ای در لایحه خانواده دولت مبنی بر تسهیل چندهمسری، سخن سرایی می کرد.
وی دو کتاب به نام های "رشد از ديدگاه قرآن و روانشناسان" و "نقد و بررسي تاريخ تفسير قرآن به قرآن" را در شرف چاپ دارد.
حاجی بابایی در میان مردم شهر خود شهرت خوبی ندارد و اغلب همدانی ها ادعا می کنند که به وی رای نداده اند.
همچنین در مجلس شنیده شد که در ازای حمایت حاجی بابایی از استانداری برادر رحیمی معاون احمدی نژاد، در استان همدان، وی از سوی رحیمی به عنوان وزیر آموزش و پرورش به احمدی نژاد توصیه شده است. حمیدرضا حاجی بابایی قرار است وزارت آموزش و پرورش عهده دار شود.

25/8/1388
كانون فرهنگيان اصفهان





۱۳۸۸ آبان ۲۳, شنبه

مقایسه دو برنامه از دو نفر که ادعای وزارت داشته و دارند ....



مقایسه دو برنامه از دو نفر که ادعای وزارت داشته و دارند ....
آیا مشکل در این گونه نگارش هاست ؟
کسانی که در دانشگاه به ویژه مقاطع بالا تحصیل کرده اند به خوبی با مفهوم و کاربرد " تحقیق " آشنا هستند !
نگاهی به طرح های پیشنهادی و یا تحقیقی صورت گرفته توسط اکثر دانشجویان نشان می دهد که این گونه کارها اکثرا کپی برداری است و به عبارت دیگر " تولید محتوا " صورت نگرفته است !
همین حالت در آموزش ضمن خدمت معلمان نیز برقرار است !
اخیرا در میان دانش آموزان نیز واژه " تحقیق " به کرات استفاده می شود ؛ اما نگاهی به محتوای این گونه مکتوبات نشان می دهد که آن ها اساسا همچون کارهای دیگر فاقد ارزش علمی و محتوایی هستند !
محتوای علمی تولید شده در ایران نسبت به سایر کشورها پایین است و مدعای آن مطلب زیر است که توسط مرکز تحقیقات صدا و سیما منتشر شده است :
http://rcirib.ir/viewertebat.asp?id=1431

« شبكه علمي كشور در انتظار محتوا
دانش- گروه دانش - حميد ضيايي پرور:
توليد محتواي علمي و اطلاعات عمومي براي انتشار در شبكه‌هاي موجود داخلي و كشور با وجود اجراي طرح‌هاي متعدد هنوز جوابگوي نيازهاي بخش‌هاي دانشگاهي و عموم مردم نيست.
توليد دانش و فناوري در هر كشوري ارتباط مستقيم با رتبه توليد محتوا و اطلاعات آن كشور در سطح جهان دارد. مشهود‌ترين جايگاه انتشار اطلاعات و دانش و فناوري نيز وب سايت‌هاي هر كشور هستند.
حجم واقعي اينترنت به گفته اشميت مديرعامل گوگل، هم‌اكنون به ٥ ميليون ترابايت رسيده است. گوگل كه هم‌اكنون به‌عنوان بهترين موتور جست وجوگر به شمار مي‌رود، تنها 071 ترابايت از اين مقدار را ايندكس كرده است.
عصر محتوا
از زمان اختراع ترانزيستور تا‌كنون شاهد 4 دوره متفاوت در راستاي پيشرفت فناوري اطلاعات بوده ايم: 1- عصر PC يا همان رايانه‌هاي شخصي 2- عصر شبكه 3- عصر وايرلس‌ها و ابزار قابل حمل 4- عصر محتوا.
اين بدان معناست كه دنياي سايبر امروز با پشت سر گذاشتن 3 دوره قبلي وارد عصر محتوا شده است و كشوري كه محتواي قابل عرضه در فضاي سايبر نداشته باشد از قافله علم و تمدن عقب خواهد ماند. حال با توجه به اين موضوع بد نيست نگاهي به وضعيت توليد محتواي فارسي در ايران بيندازيم.
نتايج يك تحقيق علمي در مركز تحقيقات مخابرات ايران نشان مي‌دهد كه از حدود 8 ميليون صفحه موجود در دامنه IR حدود 6 ميليون آن، مربوط به سايت‌هاي خبري است.
لذا محتواي مناسب به جز خبر، تنها حدود 2 ميليون صفحه است كه در مقابل بيشتر كشورها كه بيش از 100 ميليون صفحه دارند، رقم بسيار كمي است (به‌عنوان مثال، دولت الكترونيكي كره جنوبي، شامل بيش از 108 ميليون صفحه است).
براساس اين تحقيق سايت‌هاي دولتي تنها حدود 9درصد يعني حدود 180 هزار صفحه را شامل مي‌شود كه نسبت به ساير كشورها رقم بسيار كمي است.
ديگر نتايج بارز اين تحقيق عبارتند از: كم بودن حجم محتواي فارسي وب در مقايسه با ساير كشورها (نسبت 10درصد)، نياز به يك مركز داده اينترنتي در كشور (73درصد سايت‌ها در خارج از كشور هستند)، نياز به موتور‌هاي جست‌وجوي بومي (محتوا بيشتر از كدينگ‌هاي عربي استفاده كرده است)، كم بودن سرويس‌هاي دولت الكترونيك (جست‌وجو و امنيت).
وب سايت‌هاي فارسي
تعداد وب سايت‌هاي فارسي با احتساب 100 هزار دامين دات‌اي آر ثبت شده در مركز فيزيك نظري ايران به زحمت به 300 هزار مي‌رسد.
اگر همان شاخص فعال بودن تعداد وب سايت‌ها به نسبت كل وب سايت‌هاي ثبت شده در سطح جهان را به وب سايت‌هاي ايراني تعميم دهيم - يعني 73 ميليون از 184 ميليون - و نسبت 40 درصد را مبنا قرار دهيم مي‌توانيم تخمين بزنيم كه حدود 120 هزار وب سايت فعال فارسي در فضاي وب وجود دارد كه البته طبق پژوهش مركز تحقيقات مخابرات ايران اكثر وب سايت‌هاي پر محتواي فارسي متعلق به خبرگزاري‌ها و وبلاگ‌هاست.
در اين ميان جايگاه پايين وب سايت‌هاي دانشگاهي ايران در توليد محتوا بسيار قابل تامل است؛
به‌گونه‌اي كه طبق اعلام گروه‌هاي مختلف سنجش وب سايت‌هاي دانشگاهي، بالاترين رتبه وب سايت‌هاي دانشگاهي ايران به دانشگاه تهران تعلق گرفته است با جايگاه 458 جهاني. وضعيت ساير دانشگاه‌هاي ايران نيز بهتر از اين نيست.
البته ممكن است از اساس صورت مسئله را پاك كرده و بگوييم اين نوع رتبه بندي‌ها را قبول نداريم ولي شاخص‌هاي اعلام شده همان شاخص‌هايي هستند كه ديگر دانشگاه‌هاي بزرگ دنيا نيز با آن مورد سنجش قرار گرفته‌اند.
بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه با وجود توليد مناسب علم و تحقيقات در دانشگاه‌هاي ايران، آنها در مستند‌سازي‌ و انتشار اطلاعات و محتواي مرتبط با اين توليد دانش چندان موفق نيستند ».


سخن معلم
مطرح کردن این بحث از این جهت بود که متوجه شویم متاسفانه ایران رتبه خوبی از نظر " تولید محتوای علمی " ندارد و همان گونه که قبلا هم گفتم اکثر کارها از نوع کپی برداری است و البته وزیر علوم دولت دهم نیز از این مساله مستثنی نبوده است !
اما بحث ما مقایسه دو برنامه از از دو فردی است که اولی قصدداشت سکان وزارت آموزش و پرورش را بر عهده بگیرد اما به علت کم تجربگی و نیز آن چه که متن انشا گونه بودن " برنامه " از سوی رئیس کمیسیون آموزش مجلس خوانده شد به دیوار برخورد کرد و دومی نیز در حال حاضر در انتظار رای اعتماد همکاران سابق خود است !
کافی است که نگاهی به این دو برنامه بیندازیم و آن گاه متوجه نکته بالا خواهیم شد !
« خانم کشاورز ، وزیر پیشنهادی احمدی نژاد برنامه های خود را ضمن بیان مسائل پیش روی آموزش و پرورش در 10 راهبرد ارائه کرده است :
« جزئيات برنامه‌هاي سوسن كشاورز، وزير پيشنهادي آموزش و پرورش اعلام شد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس "توانا "، در مقدمه برنامه پيشنهادي سوسن كشاورز آمده است: تربيت بخشي از جريان آفرينش آدميان براي تحقق هدف آفرينش يعني دستيابي به قرب الي‌الله است؛ در اين راستا تربيت از يك سو از طريق شناسايي منابع هستي‌بخش وجود آدمي و كمك به شناخت و توسعه و بكارگيري شيوه‌هاي دستيابي به آنها و از سوي ديگر با شناخت منابع هستي‌زدا در زندگي انسان و معرفي و تسهيل ساز و كارهاي پرهيز از آنها، به تداوم و تكامل هستي انسان مدد مي‌رساند؛ تربيت زمينه‌ساز بروز و ظهور و شكوفايي مناسب فطرت پاك آدمي در راستاي هدايت افراد جامعه براي انتخاب آگاهانه و آزادانه مباني و ارزش‌هاست.
معرفي تربيت به عنوان رسالت اصلي انبياء و مأموريت نخستين اديان الهي سبب مي‌شود كه تربيت جهت‌دهنده و بنيان اساسي ديگر نهادهاي اجتماعي محسوب شود بنابراين بي‌ترديد موفقيت ساير نهادهاي اجتماعي در ارايه كاركرد اصلي خود در راستاي دستيابي به حيات طيبه، مستلزم كمك جريان تربيت به آنهاست؛ بدين منظور مقام معظم رهبري نيز در بيانات ارزشمند خويش تاكيد دارند كه "كار آموزش و پرورش مهمترين كار كشور است " و همچنين رئيس جمهور مي‌فرمايند "اصلي كه بايد بسازد و پايه‌هاي آينده را بنا كند آموزش و پرورش است اگر اين جريان در مسير خود با استحكام جلو برود، هيچ گاه در هيچ جايي آسيب نخواهيم ديد ".
براي آنكه نظام آموزش و پرورش به عنوان يكي از دستگاه‌هاي اصلي تحقق جريان تربيت در كشور، موفقيت لازم را در دستيابي به اهداف مورد‌نظر در راستاي ماموريت اصلي خويش كه همان فراهم نمودن زمينه كسب شايستگي‌هاي لازم جهت دستيابي افراد 17 ـ 6 سال به مرتبه قابل قبولي از حيات طيبه به صورت نظام‌مند، همگاني، عادلانه و الزامي است، در ساختارهاي كارآمد و اثربخش، به دست آورد، ‌بايد برنامه مشخصي را تدوين كرد و در راستاي عملياتي نمودن محتواي برنامه، سياستگذاري‌هاي لازم را در اين نظام اتخاذ كرد.
بديهي است انجام هرگونه برنامه‌ريزي در وزارت آموزش و پرورش مستلزم عنايت ويژه به محورهاي شامل تكيه بر مفاد آموزه‌هاي بنيادي و اصيل اسلامي، تكيه بر رهنمودهاي امام امت (ره) و منويات مقام معظم رهبري در ديدگاه‌هاي رياست محترم جمهوري، بررسي و تحقيق دقيق از وضعيت موجود نظام آموزش و پرورش چالش‌ها و مسائل آن، توجه همه جانبه به تحولات ملي و جهاني و مورد نظر قرار دادن خط مشي‌هاي اساسي مطرح شده در اسناد بالادستي كشور مرتبط با نظام آموزش و پرورش است.
*مسائل فراروي نظام آموزش و پرورش كشور
آموزش و پرورش در شرايط كنوني با برخي معضلات و مشكلات روبروست كه به برخي از آن اشاره مي‌شود:
ـ ضعف در سياست‌گذاري و برنامه‌ريزي مبتني بر معيارهاي فلسفه تربيت متناسب با جامعه اسلامي ايران به عنوان "چارچوب نظري راهنماي هدايت و ساماندهي انواع تربيت در راستاي ايجاد هماهنگي و انسجام بين انواع فعاليت‌ها و برنامه‌هاي گوناگون تربيتي و برقراري رابطه شايسته ميان آنها با فرهنگ و نظام فكري و ارزشي مقتضيات بومي در جامعه اسلامي ايران با توجه به تأكيدات مقام معظم رهبري كه مي‌فرمايند "آموزش و پرورش كنوني ما ساخته و پرداخته فكر ما، برنامه‌هاي ما و فلسفه‌هاي ما نيست و بناي كار بر آن فلسفه‌اي نبود كه ما امروز دنبال آن هستيم " و در رهنمودي ديگر مي‌فرمايند "بهترين و برجسته‌ترين فكرها بايد بنشينند براي آموزش و پرورش طراحي كنند بايد فلسفه آموزش و پرورش اسلامي واضح باشد و براساس اين فلسفه افق آينده آموزش و پرورش كشور روشن باشد معلوم باشد ما دنبال چه هستيم و كجا مي‌خواهيم برويم و براساس آن خط‌كشي بشود برنامه‌ريزي بشود و راه‌ها مشخص بشود ".
ـ حضور كمرنگ نظام ارزشي جامعه اسلامي در بسياري از برنامه‌ها و دچار شدن به تقليد و يا التقاط و عدم ‌بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي مفاهيم ارزشي موجود در آموزه‌هاي ديني در محتواي برنامه‌هاي درسي و روش‌هاي ياددهي و يادگيري
ـ ابهام در جايگاه مناسب نهاد آموزش و پرورش در جامعه
ـ بي‌سوادي در فرآيند سياستگذاري، برنامه‌ريزي و اجرا و سليقه‌اي عمل كردن
ـ‌ تفكيك بين فعاليت‌هاي آموزشي و پرورشي
ـ عدم هماهنگي لازم بين نهاد آموزش و پرورش با ساير عوامل دخيل در جريان گسترده تربيت (آموزش عالي خانواده، رسانه،‌ مسجد و غيره)
ـ‌ عدم حاكميت رويكرد يك‌پارچه‌نگر و هماهنگ در سياستگذاري‌ها و برنامه‌ريزي‌ها
ـ‌ عدم توجه لازم به تقويت مصونيت بخشي و خودكنترلي در دانش‌آموزان با توجه به تحولات رخ داده در عرصه جهاني
ـ مشاركت ضعيف عوامل دروني مدرسه در تصميم‌گيري‌ها و تصميم‌سازي‌ها در سطوح بالا
ـ عدم توجه به مصالح تربيتي در برنامه‌ريزي‌ها و سياستگذاري‌ها
ـ عدم سياست‌گذاري مطلوب در راستاي تقويت انديشه‌ورزي، عقلانيت، خلاقيت و حاكميت نگرش حافظه محور در فرايند ياددهي و يادگيري
ـ تمركزگرايي افراطي و بي‌توجهي به مقتضيات بومي و محلي و عدم توجه به بسط عدالت تربيتي
ـ آرمان‌گرايي غيره واقع‌بينانه در سياست‌ها و برنامه‌ها
ـ وجود نگاه مصرفي به آموزش و پرورش و عدم نگاه سرمايه‌اي به ويژه در مسئولان و تصميم‌گيران
ـ عدم سرمايه‌گذاري لازم در راستاي دستيابي دانش‌آموزان به شايستگي‌ها و توانمندي‌هاي لازم جهت تكميل و تعالي هويت انساني اسلامي و ملي خويش
ـ عدم بهره‌مندي مناسب و تجربيات دانش ايده‌هاي متفكران، صاحبنظران و كارشناسان زبده
لذا با ملاحظه موارد فوق‌الذكر برنامه اينجانب در آموزش و پرورش در قالب راهبردها و راهكارها در راستاي حل مسائل و دستيابي به وضعيت مطلوب به شرح ذيل عنوان مي‌شود.
*راهبرد يك: تحقق تحول بنيادين در مولفه‌هاي اصلي نظام آموزش و پرورش با نظر به محتواي اسناد تحولي تدوين شده
‌راهكارها: 1-1- تأييد و تصويب نهايي اسناد فلسفه تربيت، فلسفه تربيت رسمي و عمومي، رهنامه و سند ملي از طريق مراجع ذي‌ر‌بط
2-1- انجام پروژه‌هاي تحقيقاتي ذيل هر يك از مؤلفه‌هاي اصلي نظام آموزش و پرورش در راستاي عملياتي نمودن مباني نظري مطرح شده در اسناد تحول
3-1- بسترسازي براي اصلاح اهداف، محتوا، روش‌ها، ساختار، مديريت و قوانين و مقررات متناظر با يافته‌هاي حاصل از نتايج پروژه‌هاي تحقيقي مرتبط با اسناد تحول نظام آموزش و پرورش
*راهبرد 2: تأكيد بر توسعه كيفي تعليم و تربيت
راهكارها: 1-2- تدوين برنامه‌ها براساس پژوهش‌هاي كاربري و منطبق با دانش روز آموزش و پرورش، آخرين تحولات در عرصه جهاني و بكارگيري فناوري‌هاي نوين
2-2- بازنگري در نظام بودجه‌ريزي، كنترل و نظارت مالي در آموزش و پرورش
3-2- افزايش و هدفمند كردن اعتبارات پژوهشي در بودجه آموزش و پرورش
4-2- برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري مبتني بر پژوهش و طراحي راهكارهاي علمي در كاربست نتايج، پژوهش‌ها براي رشد شاخص‌هاي تعليم و تربيت
5-2- بهره‌گيري از توانمندي‌هاي نخبگان با تشكيل اتاق فكر در حوزه صف و ستاد در راستاي هر يك از مسائل‌هاي اساسي نظام آموزش و پرورش
6-2- سازماندهي انتصابات به ويژه در حوزه مديريت آموزش و پرورش با تأكيد بر شايسته‌سالاري
7-2- بهره‌گيري از توانمندي‌هاي مجموعه آموزش و پرورش (صف و ستاد) در اداره امور با تأكيد بر ارتقاء بخشي با فعاليت‌هاي تربيتي
8-2- اصلاح ساختار دوره‌هاي تحصيلي و تأكيد بر قرار گرفتن دوره پيش‌دبستاني به عنوان دوره آموزش عمومي اجباري
*راهبرد 3: توسعه و تقويت مشاركت مردمي و بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي بخش غيردولتي در فعاليت‌هاي آموزش و پرورش
راهكارها: 1-3- فراهم كردن زمينه استفاده از امكانات و ظرفيت‌هاي سازمان‌هاي دولتي و غيردولتي به منظور كاهش هزينه‌ها و افزايش درآمدها و سرمايه‌ها
2-3- پي‌گيري براي پرداخت يارانه سود تسهيلات به سرمايه‌گذاري بخش خصوصي (مدارس غيردولتي) و تعاوني
3-3- تشويق خيرين مدرسه‌ساز و مدرسه‌دار و احيا و گسترش سنت حسنه وقف
4-3- ساماندهي و اصلاح شيوه‌هاي واگذاري و توسعه بخش غيردولتي
5-3- توسعه دامنه همكاري‌هاي بين‌المللي در حوزه‌هاي علمي و آموزشي با استفاده از فرصت‌هاي سازمان‌‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي
6-3- جهت‌گيري صندوق ذخيره فرهنگيان به سمت رفع نيازهاي فعلي زندگي معلمان و فرهنگيان علاوه بر سودآوري موجودي هر يك از فرهنگيان
7-3- كسب مجوزهاي لازم براي فروش دارايي‌هاي مازاد بر نياز براي پشتيباني از توسعه سطح معيشت فرهنگيان
*راهبرد 4: اصلاح نظام جذب،‌ نگهداشت و توسعه منابع انساني
راهكارها: 1-4- بازنگري در نحوه جذب نيروي انساني با تأكيد بر توانمندي‌هاي اخلاقي،‌ مهارت‌هاي حرفه‌اي و صلاحيت‌هاي علمي
2-4- توسعه مراكز تربيت معلم و گسترش آموزش‌هاي ضمن خدمت معلمان
3-4- تلاش در راستاي ارتقاء مستمر توانمندي‌هاي حرفه‌اي و تخصصي معلمان و صيانت از منزلت معلمان
4-4- حمايت از نخبگان فرهنگي و اعطاي تسهيلات به معلمان خلاق و نوآور
5-4- توسعه دامنه مسئوليت معلمان در طراحي و اجراي برنامه‌ها در سطح مدرسه، منطقه، استان و كشور براساس رويكرد برنامه‌ريزي درسي مبتني بر مدرسه
6-4- ارتقاء منزلت معلمان با مجهز نمودن آنان به توانمندي‌ها و شايستگي‌هاي مورد نياز امر مربيگري
*راهبرد 5: توسعه عدالت تربيتي (آموزش و پرورش)
راهكارها: 1-5- پيگيري در راستاي ريشه‌كن كردن مدارس كپري در كشور
2-5- اولويت‌ قرار دادن تخصيص امكانات و تجهيزات و جذب نيروي انساني جهت مناطق محروم
3-5- توجه به خرده فرهنگ‌ها، مقتضيات محلي، بومي و جنسي، پاسخ‌گويي به نيازهاي دانش‌آموزان داراي نيازها و استعدادهاي ويژه فاقد سرپرست يا داراي سرپرست ناصالح
*راهبرد 6: توجه به خانواده به عنوان ركن تربيت
راهكارها: 1-6- مشاركت فعال خانواده‌ها در اجرا، هدف‌گذاري، برنامه‌ريزي و ارزشيابي از برنامه‌ها و اقدامات در جريان تربيت
2-6- فراهم كردن زمينه اجرايي قوانين جهت توسعه نقش خانواده‌ها در مديريت مدارس
*راهبرد 7: اصلاح و بهسازي قوانين و مقررات و ضوابط فرآيند انجام امور با تأكيد بر مديريت نيمه متمركز و اصلاح الگوي مصرف
راهكارها: 1-7- توسعه مدارس هيات امنايي به منظور افزايش كارآمدي، تسهيل و روان‌سازي تصميم‌گيري‌ها و تصميم‌سازي‌ها و توسعه اختيارات مديران مدرسه
2-7- الزام تمامي‌ بخش‌هاي آموزشي به تدوين پيوست فرهنگي براي اصلي‌ترين طرح‌ها و برنامه‌ها
3-7- بهره‌گيري از فناوري‌هاي نوين و بكارگيري آموزش‌هاي مجازي جهت انتقال مطالب و تجربيات مفيد به دانش‌آموزان، معلمان، كاركنان و اولياء در راستاي نهادينه سازي فرهنگ اصلاح الگوي مصرف
4-7- تلاش در جهت بسترسازي مناسب براي تحقق رويكرد مديريت مشاركت در اداره امور مدارس
*راهبرد 8: تأكيد بر تربيت دانش‌آموزان با برجستگي‌هاي اخلاقي، علمي، ديني، اجتماعي و داراي سلامت جسماني و رواني براساس آموزه‌هاي ديني در اجراي بيانات مقام معظم رهبري
راهكارها: 1-8- تدوين نهايي و تأييد سند برنامه درسي ملي در مراجع ذيربط
2-8- اصلاح محتواي كتب درسي در راستاي ارتقاء سطح معرفت‌هاي ديني و علمي و برجستگي‌هاي اخلاقي و تقويت توانمندي‌هاي عقلاني و مهارت‌هاي اجتماعي دانش‌آموزان
3-8- عملياتي نمودن ارزشيابي توصيفي و كيفي در كليه مدارس در مقاطع ابتدايي و راهنمايي
4-8- گسترش بكارگيري روش حل مسائل و روش‌هاي ياددهي ـ يادگيري فعال در مدارس در تمامي دوره‌هاي تحصيلي
5-8- تبيين رويكردي جديد براي احياي فعاليت‌هاي پرورشي و شكوفايي استعدادهاي برتر فردي متربيان در ساحت‌هاي مختلف تربيتي
6-8- تبديل طرح سنجش سلامت و آمادگي تحصيلي نوآموزان بدو ورود به دبستان به برنامه
*راهبرد 9: ايجاد نظام فراگير اطلاع‌رساني و دريافت و پاسخگويي و پي‌گيري مطالبات فرهنگيان پيشنهادي مردمي و رهنمودهاي مسئولان
راهكارها: 1-9- ايجاد شبكه ارتباطي جهت دريافت نظرات و پيشنهادهاي فرهنگيان و مردم
2-9- برگزاري نشست‌هاي استاني مسئولين و آموزش و پرورش با فرهنگيان و اولياء
3-9- ايجاد سازوكار مناسب براي برقراري ارتباط مناسب با رسانه‌ها
*راهبرد 10: تعامل فعال با بخش‌هاي اثرگذار در امر تعليم و تربيت شامل نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي و كميسيون‌هاي مربوطه و حوزه‌هاي علميه
راهكار‌ها: 1-10- ايجاد تعامل و هماهنگي لازم با نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي بالاخص با كميسيون آموزش و تحقيقات
2-10- زمينه‌سازي جهت مشاركت فعال حوزه علميه در برنامه‌هاي آموزش و پرورش از جمله (تأليف كتاب‌هاي درسي، طراحي فعاليت‌هاي پرورشي، تعميق ارزش‌هاي ديني در برنامه مدارس) »
این جا را بخوانید :
نقدی بر برنامه های ارائه شده توسط سوسن کشاورز ؛ وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش ( 1 ) پنجشنبه پنجم شهریور 1388 20:18
http://smiedu.blogfa.com/post-2271.aspx
نقدی بر برنامه های ارائه شده توسط " سوسن کشاورز " وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش (2) جمعه ششم شهریور 1388 16:14
http://smiedu.blogfa.com/post-2273.aspx
حال به برنامه های ارائه شده توسط رئیس کمیسیون فرهنگیان مجلس در دو دوره مجلس توجه کنید تا متوجه تفاوت ها بشوید !
‌جزئيات برنامه‌هاي آينده حميدرضا حاجي بابايي، وزير پيشنهادي آموزش و پرورش اعلام شد. در مقدمه اين برنامه آمده است: نظام تعليم و تربيت به عنوان نهادي بي‌بديل در نقش‌آفريني براي هدايت جامعه اسلامي و ايجاد زمينه براي توليد علم و دانايي، نيازمند برنامه‌ريزي دقيق همراه با شناخت عميق از آن است و در اين مسير بايد به ميدان وسيع و در عين حال تعريف شده‌اي مراجعه كرد كه راه سعادت و موفقيت در گرو پيمايش اين ميدان است؛ ميداني به وسعت مكتب الهي اسلام و پيامي به نورانيت قرآن كه شروع آن با آيات نوراني سوره علق است كه فرمود: اقراء باسم ربك‌الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقراء و ربك‌الاكرم، الذي علم بالقلم، علم‌ الانسان مالم يعلم (سوره علق 5 ـ1)
مكتبي كه علم و تعليم را مبناي فرستادن رسول گرامي اسلام مي‌داند و پيامبر عظيم‌الشأن اسلام مي‌فرمايد: «بالتعليم ارسلت» من براي تعليم فرستاده شده‌ام «البحار ج 1 ص 206) و پس از اين توضيح كامل از مسير هدايت نظام تعليم و تربيت اسلامي، قانون اساسي به عنوان ميثاق كلي كشور و سند چشم‌انداز 20 ساله نظام، ديدگاه‌هاي امام راحل عظيم‌الشأن و مقام معظم رهبري (مدظله‌العالي) چراغ راه كساني است كه به آموزش و پرورش مي‌انديشند و در عين حال قانون اهداف و وظايف آموزش و پرورش كه در سال 1366 توسط مجلس شوراي اسلامي نيز مصوب شده است از مؤلفه‌هاي بزرگي است كه در مجموع، راه نظام تعليم و تربيت اسلامي را براي رسيدن به جامعه هدايت شده هموار مي‌سازند.
حقيقت آن است كه مهم‌ترين هدف در نظام جمهوري اسلامي ايران، اصلاح فرهنگ است و آموزش و پرورش از محوري‌ترين اركان فرهنگ جامعه محسوب مي‌‌شود و توجه ويژه به آن از اهداف بلند امام راحل عظيم‌الشأن، آن يگانه دوران بود كه در بيانات گهربارشان فرمودند: «مجلس و ملت و متفكران متعهد اين حقيقت را باور كنند و اصلاح فرهنگ و از آن جمله اصلاح مدارس از دبستان تا دانشگاه را جدي بگيرند و با تمام قوا در سد راه انحراف بكوشند. (ص 185 كلمات قصار ـ مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني 1372)
هزينه‌هاي سرسام‌آور مبارزه با انحرافات اجتماعي، دغدغه‌هاي مهم سياسي، اقتصادي، فرهنگي، طمع دشمنان براي استحاله فرهنگي، فورچاله‌هاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي، فردي و خانوادگي همه پيام‌رسان توجه ويژه آموزش و پرورش است. اهداف بلند چشم‌انداز 20 ساله نظام در توليد علم و سرعت در توسعه كشور، استحكام مباني فرهنگي، پويايي اقتصاد، طراوت و شادابي در سياست عين ديانت ـ استحكام خانواده، مجهز كردن جوانان براي طي مسير نوراني اسلام، اميد به آينده، نشاط و شادابي در جامعه، جامعه‌ عمل پوشيدن به آموزه‌هاي ديني، و پرورش انسان‌هاي دين‌مدار، متعهد، مسئول و داراي وجدان اجتماعي همه و همه مرهون توجه ويژه به نظام تعليم و تربيت است و تعليم و تربيت در مدرسه‌اي انجام مي‌پذيرد كه محور اساسي و مرشد و مراد آن معلم است كه كليد رشد و هدايت و تحقق استعداد‌هاي الهي در فطرت دانش‌آموزان را در دست دارد و راه سعادت و شقاوت را مي‌نماياند و چون شمع مي‌سوزد تا روشني‌بخش مسير جواناني باشد كه آينده كشور را رقم خواهند زد.
امام عظيم‌الشأن آن معلم بزرگ فرمود: «همه سعادت‌ها و شقاوت‌ها انگيزه‌اش از مدرسه‌هاست و كليد دست معلمين است. همين آموزش و پرورش اگر خودشان يك پرورش صحيح نداشته باشند و يك تعليم صحيح، نمي‌توانند جوان‌ها را تعليم كنند و آموزش بدهند و پرورش بدهند» (ص 204 از كلمات قصار موسسه تنظيم نشر آمار امام خميني «ره») به همين دليل است وقتي مي‌گوئيم هر كشوري آموزش و پرورش داشته باشد همه چيز را دارد توجه به آموزش و پرورش توجه به همه آن چيز‌هايي است كه براي بالندگي كشور نياز داريم و دغدغه آن را داريم آموزش و پرورش نه يك نهاد مصرفي كه آموزش و پرورش مهم‌ترين و اساسي‌ترين ركن از اركان توليدي كشور است كه توليدات آن انسان‌هاي شايسته و خودساخته‌اي هستند كه سكانداري مديريت، اقتصاد، سياست، فرهنگ و اجتماع را به دست دارند. نمي‌توان گفت كه امروزه هر كشوري كه داراي منابع مالي و نيروي انساني باشد لاجرم كشور پيشرفته‌اي است بلكه كشورهايي كه از توليد علم بيشتر برخوردارند مي‌توانند در رقابت‌هاي سنگين جهاني قدم‌هايي بلند‌تر ر ا بردارند.
بي‌توجهي يا خداي ناكرده كوتاهي در آموزش و پرورش، آينده خسارت‌باري را به دنبال خواهد داشت كه به هيچ وجه قابل جبران نيست تا جايي كه امام آن پير بيدار دل فرمودند: «توجه كنيد كه دوره مدارس مهم‌تر از دانشگاه است چرا كه رشد عقلي بچه‌ها در اين دوره شكل مي‌گيرد.» (ص 185 از كلمات قصار، موسسه تنظيم و نشر اثار امام خميني «ره» 1372)
مسامحه و سهل‌انگاري در تعليم و تربيت، خيانت به اسلام و جمهوري اسلامي و استقلال فرهنگي و كشور مي‌باشد بايد از آن احتراز كرد. (ص 184 از كلمات قصار، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني «ره»)
بنابراين كار آموزش و پرورش كار اساسي كشور است كه مقام معظم رهبري (مدظله‌العالي) مي‌فرمايد: كار آموزش و پرورش مهمترين كار كشور است.
الف) منابع برنامه‌ريزي در آموزش و پرورش
1ـ احكام نوراني اسلام
2ـ رهنمودهاي امام راحل (رض) و مقام معظم رهبری (مدظله‌العالي)
3ـ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
4ـ سند چشم‌انداز 20 ساله
5 ـ قانون برنامه 5 ساله پنجم اقتصادي ـ اجتماعي ـ فرهنگي جمهوري اسلامي ايران
6ـ مصوبات مجلس شوراي اسلامي
7ـ قانون مديريت خدمات كشوري
8ـ قانون اهداف و وظايف ‌آموزش و پرورش
ب) هدف‌هاي بنيادين
1ـ تقويت و تحكيم مباني اعتقادي، معنوي و روحيه اتكال به خداوند متعال و اعتماد به نفس دانش‌آموزان و رشد فضيلت‌هاي اخلاقي آنان
2ـ ايجاد زمينه‌هاي لازم براي حفظ استقلال فرهنگي، اقتصادي و سياسي از طريق آشنا ساختن دانش‌آموزان به علوم، فنون، صنايع و مشاغل مورد نياز جامعه بر اساس اولويت‌هاي برنامه توسعه كشور
3ـ شناسايي استعداد‌هاي دانش‌آموزان و اهتمام در جهت رشد و شكوفايي استعداد‌ها و تقويت روح پژوهش، ابتكار و آفرينش
ج) مأموريت‌ها
1ـ آموزش عمومي: شامل ايجاد مهارت لازم در امر خواندن و نوشتن، آموزش مباني اعتقادي، اخلاقي، علمي و فرهنگي
2ـ آموزش نيمه تخصصي: آموزش‌هايي كه زمينه‌هاي فراگيري علوم نظري را فراهم كرده و فرد را با مبادي علوم و فنون آشنا و او را براي طي مدارج عاليه آماده سازد.
ـ آموزش‌هايي كه فراگيرنده را بر مبناي تعليم مهارت‌هايي كه جنبه كاربردي دارد جهت احراز شغل يا حرفه معين تربيت مي‌شود.
د) مسائل فراروي نظام آموزش و پرورش كشور
1ـ تقليدي، سنتي و ناكارآمد بودن نظام آموزشي در 2 بعد كارايي دروني و بيروني
2ـ عدم ارتباط منطقي و ضروري ميان نيازهاي جامعه اعم از بخش صنعت، كشاورزي، بهداشت، سلامت و ...) محتواي دانش، مهارت و تربيت در آموزش و پرورش
3ـ عدم بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي بالاي مفاهيم ارزشي و آموزه‌هاي ديني در محتواي برنامه‌هاي درس و فرآيند يادگيري
4ـ عدم هماهنگي فراگير ميان نهاد آموزش و پرورش با ديگر عوامل و نهادهاي تأثير‌گذار بر فرآيند تعليم و تربيت مانند حوزه، دانشگاه، مساجد، خانواده و ....
5 ـ مشاركت ضعيف عوامل دروني مدرسه در تصميم‌سازي‌ها به دليل تمركز‌گرايي در نظام آموزشي
6 ـ ناديده گرفتن مقتضيات محلي، در اتخاذ رويكرد‌هاي تربيتي ـ آموزشي
7ـ عدم استفاده از ظرفيت‌ بالاي آموزش و پرورش در تقويت عقلانيت، خلاقيت، هويت ديني، ملي، انضباط اجتماعي در طي فرآيند نظام آموزشي
8 ـ به روز نبودن فضاها و تجهيزات آموزشي و ورزشي به ويژه در بخش دختران با هدف بسط عدالت آموزشي
9ـ به روز نبودن تجهيزات آموزشي هنرستان‌ها جهت متعادل ساختن توزيع متوازن دانش‌آموزان و جذب و ترغيب به ادامه تحصيل در رشته‌هاي فني و حرفه‌اي
10ـ فقدان يك نظام جامع در فرايند جذب، گزينش و نگهداشت نيروي انساني به ويژه معلمان با هدف ارتقاي مهارت‌هاي حرفه‌اي آنان
11ـ ناكارآمد بودن شيوه‌هاي ارزشيابي تحصيلي
12ـ عدم توجه كافي به گسترش فناوري و لزوم كسب مهارت‌هاي جديد در حوزه IT و ICT
13ـ نهايي نشدن طرح جامع تربيتي و سند ملي آموزش و پرورش با هدف اتخاذ رويكرد‌هاي مناسب تربيتي به منظور تسريع در تحقق تحول بنيادين
14ـ بي‌توجهي به موضوع خودكنترلي و مصونيت‌بخشي در دانش‌آموزان با توجه به تحولات جهاني
15ـ بي‌ثباتي در نظام مديريتي آموزش و پرورش
16ـ عدم شفافيت در بخش اطلاعات آماري آموزش و پرورش به علت فقدان نظام جامع آماري و اطلاع‌رساني
17ـ عدم نگرش سرمايه‌اي و توليدي به آموزش و پرورش
هـ) راهبردها و سياست‌ها:
1ـ تقويت و تعميق باورهاي ديني و هويت ملي
2ـ تحول در نظام آموزش و پرورش با هدف ارتقاي كيفي آن بر اساس نيازها و اولويت‌هاي كشور در 3 حوزه دانش‌، مهارت و تربيت و نيز افزايش سلامت روحي و جسمي دانش‌آموزان با توجه به سياست‌هاي كلي برنامه پنجم توسعه با رويكرد گفتمان پيشرفت و عدالت براي تدوين الگوي توسعه ايراني ـ اسلامي از سوي مقام معظم رهبري (مدظله‌العالي)
3ـ اصلاح نظام جذب، نگهداشت و توسعه منابع انساني
4ـ توسعه عدالت در نظام آموزش و پرورش
5 ـ ترويج مشاركت فراگير در آموزش و پرورش
6 ـ بازآفريني مرجعيت معلم، بهبود جايگاه حرفه‌اي، ارتقاء منزلت اجتماعي
7 ـ توسعه و به روز كردن آموزش‌هاي فني و حرفه‌اي
8 ـ تعريف روشن از شاخص سطح سواد به منظور ارتقاء شاخص‌ها، برنامه‌ها و روش‌هاي آموزش
9ـ بهبود تشكيلات و اصلاح و بهسازي قوانين، مقررات و فرآيند انجام كار با رويكرد پرهيز از تمركز و حركت به سوي مديريت نيمه متمركز
و) برنامه‌هاي عملياتي جهت تحقق اهداف و راهبردها
1ـ تعميق و توسعه تربيت ديني
2ـ بازنگري در محتواي كتب درسي در راستاي ارتقاء سطح علمي و آگاهي‌هاي عمومي و توانمندي‌هاي اخلاقي و اجتماعي دانش‌آموزان
3ـ ايجاد فضاي خلاقيت، نوآوري، شكوفايي و آفرينش‌هاي علمي ـ ادبي و هنري با هدف تقويت روحيه اعتماد به نفس در دانش‌آموزان
4ـ پرورش و ارتقاي مهارت‌هاي ادراكي، كلامي، اجتماعي و تلفيق و هماهنگي فعاليت‌هاي پرورشي درون و برون مدرسه‌اي با نگاه تربيت‌پژوهي به منظور آماده‌سازي دانش‌آموزان در ايفاي مسئوليت‌ها و تكاليف و استيفاي حقوق اجتماعي
5 ـ جهت دادن به مواد درسي و برنامه‌هاي پرورشي در راستاي تعالي علمي و رشد فضيلت‌هاي اخلاقي براي تسري و تعميق روحيه همكاري، قانون‌مداري، مشاركت‌جوئي و نيز افزايش اميد به آينده و زندگي سعادتمند و با نشاط
6ـ تصويب نهايي فلسفه راهبردي تعليم و تربيت سند ملي آموزش و پرورش به عنوان نقشه راه در توسعه كمي و كيفي آموزش و پرورش
7ـ جذب نيروي انساني با تأكيد بر توانمندي‌هاي اخلاقي، آموزه‌هاي ديني، مهارت‌هاي حرفه‌اي و صلاحيت‌هاي علمي از طريق نخبه‌گزيني و ساماندهي مراكز تربيت معلم با تكيه بر دستاوردهاي نوين علمي و آموزشي
8 ـ فراهم كردن تسهيلات و شرايط لازم براي ارتقاي سطح علمي معلمان
9 ـ تلاش مستمر به منظور استفاده از قابليت‌هاي درون و برون سازماني در جهت ارتقاء و بهبود وضعيت معيشتي فرهنگيان
10ـ حمايت از نخبگان علمي، فرهنگي و اعطاي تسهيلات ويژه به معلمان خلاق و نوآور
11ـ تلاش پيگير در جهت ساماندهي اعتبارات و تخصيص بهينه امكانات، تجهيزات و نيروي انساني با اولويت مناطق محروم
12ـ توجه ويژه به امر آموزش بزرگسالان، تحت پوشش قرار دادن تمام كودكان واجب‌التعليم در مناطق محروم، مرزي و عشايري به ويژه كودكان با نيازهاي ويژه (استثنايي)
13ـ فراهم‌سازي بيشتر بستر‌هاي قانوني جهت نقش‌آفريني هدفمند خانواده‌ها در به ثمر رساندن اهداف آموزش و پرورش
14ـ ارتقاء نقش شوراهاي آموزش و پرورش با هدف بهره‌‌گيري بيشتر از امكانات منطقه‌اي
15ـ ايجاد بستر مناسب جهت اجرايي شدن قوانين و مقررات توسعه مشاركت‌هاي مردمي در آموزش و پرورش
16ـ اصلاح ساختار تشكيلات، مديريت و ساماندهي نيروي انساني در راستاي پيشبرد اهداف عالي آموزش و پرورش
17ـ نوآوري در تدوين برنامه‌هاي درسي، كاهش حجم و افزايش كيفيت آموزش متناسب با نياز كشور و بهره‌‌گيري از روش‌هاي نوين ياددهي ـ يادگيري
18ـ برنامه‌ريزي توسعه‌اي، در جهت بهبود كيفيت و ارتقاء سطح مهارت و كارآمدي آموزش‌هاي فني حرفه‌اي همگام با فناوري‌هاي نوين و هماهنگ با بازار كار
19ـ برنامه‌ريزي در جهت مشاركت بخش غيردولتي در واگذاري آموزش‌هاي فني حرفه‌اي در راستاي تعامل با كارخانجات و مراكز صنعتي با هدف راه‌اندازي هنرستان‌هاي مهارت محور و كارآفرين
20ـ برنامه‌ريزي جامع در جهت تجهيز مدارس به فناوري اطلاعات و گسترش سيستم‌هاي آموزشي هوشمند به منظور بهره‌گيري از روش‌هاي نوين آموزشي
21ـ تلاش در جهت رشد اعتبارات سرانه واحد‌هاي آموزشي و هدفمند‌سازي آنها
22ـ ايجاد و توسعه كارآمد هسته‌هاي مشاوره تربيتي و تحصيلي
23ـ بهره‌گيري از توانمندي‌ نهادهاي فرهنگي، علمي و تربيتي در جهت غني‌سازي اوقات فراغت دانش‌آموزان
24ـ تقويت معاونت پرورشي در جهت رشد فضيلت‌هاي اخلاقي و باورهاي ديني بر پايه هم‌افزايي علم و دين
25ـ اهتمام ويژه به برگزاري و هدفمندسازي مسابقات فرهنگي ـ هنري و المپياد‌هاي علمي ـ ورزشي در سطوح ملي و بين‌المللي
26ـ فراهم نمودن امكانات پژوهشي در جهت شكوفايي استعداد‌هاي دانش‌آموزان از طريق ساماندهي و تقويت پژوهش‌سراها و بالا بردن روح پژوهش در سيستم آموزشي كشور
27ـ توجه ويژه به ورزش مدارس و نهادينه نمودن تربيت‌بدني به عنوان يك فرهنگ عمومي
28ـ ارتقاء سطح بهداشت و توجه خاص به افزايش آگاهي‌هاي بهداشتي فردي و اجتماعي
29ـ طراحي نظام جامع نظارت و ارزيابي مبتني بر تحقق اهداف آموزش و پرورش
30ـ ساماندهي فضاهاي آموزشي
سخن پاياني
اعتقاد دارد دولت با حمايت مجلس و در چارچوب رهنمود‌هاي مقام مظم رهبري مي‌تواند اين اهداف بلند را محقق سازد، بر اين اساس خود را ملزم مي‌داند تا همواره در كنار نمايندگان عزيز به عنوان سربازي كوچك در بين سربازان بي‌شمار انقلاب اسلامي ايران مجري قانون و خدمتگزار نظام تعليم و تربيت اسلامي بوده و در جهت تحقق آنچه را كه در اين فرصت به صورت مجمل ارايه گرديد در قالبي مبسوط و برنامه‌اي با همكاري متقابل ميان دولت و مجلس محترم، فرهيختگان فرهنگي، انديشمندان و قاطبه مردم فرهنگ دوست تأكيد نمايد و با بكارگيري همكاراني صالح، كاردان، توانا، ولايت‌مدار و مردم‌دار از فكر و خرد جمعي صاحب‌نظران و خيرخواهان براي اصلاح و بسامان كردن امور بهره‌ گيرد.
در پايان يادآور مي‌شود در صورت اعتماد نمايندگان محترم اين مسئوليت خطير را بر دوش خواهم گرفت و اگر مرا معاف دارند با تفضل الهي، باز هم در خدمت آنان خواهم بود و در سنگر فعلي به نمايندگي و خدمتگزاري افتخار خواهم نمود و در هر دو صورت از الطاف الهي و اعتماد رياست محترم جمهور و شما نمايندگان محترم سپاسگزار خواهم بود.

" سخن معلم " قصد حمایت و یا جهت گیری از هیچ کدام از نامزدها را نداشته و ندارد چراکه معتقد است نگاه حاکم بر هسته اصلی برنامه ریزی و مدیریت امور بسی فراتر از این گونه برنامه هاست و باید که این هسته مرکزی در درون و بدنه آن باشد و....
در هر حال ...
متن کلی ، شعارگونه و البته تکراری تقریبا ویژگی مشخص برنامه " فرد اجرایی کار کشته " آقای حاجی بابایی است !
این در حالی است که خانم " کشاورز " جهت گیری کلی برنامه خود را حول " تحول در فلسفه آموزش و پرورش "معرفی کرده بود اما آقای حاجی بابایی ظاهرا جهت گیری خاصی در این مورد ندارد !
از سوی دیگر ، چند نکته کلیدی در برنامه خانم کشاورز وجود داشت از قبیل : ابهام در جايگاه مناسب نهاد آموزش و پرورش در جامعه
ـ بي‌سوادي در فرآيند سياستگذاري، برنامه‌ريزي و اجرا و سليقه‌اي عمل كردن
ـ‌ تفكيك بين فعاليت‌هاي آموزشي و پرورشي
" سخن معلم " همواره اعتقاد داشته است که نگرش جامعه نسبت به " آموزش " باید متحول شود و در این راستا باید یک نظام مستقل، جامع و غیر دولتی ( ملی ) رسانه ای ایجاد شود تا بتواند ماموریت های واقعی آموزش ( و پرورش ) را برای افکار عمومی بازکند در غیر این صورت آموزش ( و پرورش ) همچنان در جا خواهد زد ...
نکته ای که به صورت گذرا و کوتاه در برنامه خانم کشاورز به آن اشاره گردیده بود :
*راهبرد 9: ايجاد نظام فراگير اطلاع‌رساني و دريافت و پاسخگويي و پي‌گيري مطالبات فرهنگيان پيشنهادي مردمي و رهنمودهاي مسئولان
راهكارها: 1-9- ايجاد شبكه ارتباطي جهت دريافت نظرات و پيشنهادهاي فرهنگيان و مردم
2-9- برگزاري نشست‌هاي استاني مسئولين و آموزش و پرورش با فرهنگيان و اولياء
3-9- ايجاد سازوكار مناسب براي برقراري ارتباط مناسب با رسانه‌ها
در اولین گام.... بدون طراحی یک مدل و فضای گفت و گوی دوطرفه و موثر نمی توان امیدی به این گونه متن های شعاری بست و این وزیر هم پس از جلوس بر تخت وزارت سرنوشتی بهتر از پیشنیان نخواهد یافت ....


۱۳۸۸ آبان ۷, پنجشنبه

فيلتر

ظاهراً فيلتر شدم

۱۳۸۸ آبان ۳, یکشنبه

گزارش دیدار اعضای کانون صنفی معلمان ایران با دو تن از مراجع تقلید

گزارش دیدار
اعضای کانون صنفی معلمان ایران
با دو تن از مراجع تقلید
گزارش کامل دیدار وگفتگوی 13 نفراز اعضای کانون صنفی معلمان ایران به نمایندگی از طرف تشکل های معلمان سراسر کشور با چند نفر از روحانیون بلند پایه در قم در مورد اتفاقات و وقایع اخیر
روز یکشنبه 26 مهر ماه هیئتی از طرف کانون معلمان ایران متشکل از آقایان علی اکبر باغانی دبیرکل کانون ،محمود بهشتی لنگرودی یکی از سخنگویان کانون،عباس معارفی از بنیانگذاران کانون،علی اصغر ذاتی ازسخنگویان کانون،ایرج جوادی ،محمد ماشینی ،نورالله اکبری ،مهدی بهلولی ،محمدسوری ،مهندس فرقانی ،ایمان زاده(همگی از اعضای کانون وعضو هیئت مدیره کانون تهران)، سیدمجتبی ابطحی از اعضای شورای هماهنگی تشکل های صنفی و کانون خمینی شهر و مختار اسدی عضو شورای هماهنگی وکانون کرج که در حال حاضر در تبعید به سر می برد اعضای این هیئت را تشکیل می دادند.


دیدار اول با آیت الله منتظری:




اعضای کانون در اولین دیدار خود به ملاقات آیت الله منتظری رفتند که در ابتدای این دیدار گزارشی از وضعیت کلی کشور خصوصاٌ وضعیت آموزش وپرورش ووضضعیت معلمان زندانی وفشار های فراوان بر فعالین صنفی ومدنی علی الخصوص اعضای کانون وتهدیدات مداوم آنها وخانواده هایشان وهمچنین بازداشت گسترده معلمان در سراسر کشور ومحکوم نمودن آنها به اتهامات واهی و صدور احکام انفصال از خدمت برای تعداد کثیری از معلمان در دولت نهم وهمچنین مجبور کردن فعالین فرهنگی به بازنشستگی پیش از موعد آن هم با کسر گروه وکسر حقوق و صدور احکام تبعید برای حدود 30 نفر از معلمان و باز خرید کردن اجباری تعداد ی دیگر از آنها از طرف آقای باغانی خدمت آیت الله منتظری ارائه شد.
بعد ازارائه گزارش از طرف آقای باغانی ، آیت الله منتظری ضمن خیرمقدم وخوش آمدگویی ،از وقایع پیش آمده در کشور خصوصا،اتفاقات بعد از انتخابات به شدت ابراز نگرانی کردند ودر بخشی از صحبت هایشان فرمودند که تنها راه برون رفت از وضعیت فعلی تسلیم در برابر خواست عموم واکثریت مردم می باشد وتا زمانی که حاکمیت آزادی ابراز وجود به افکار وعقاید گوناگون را ندهد وخود را ملزم به اجرای قانون اساسی ننماید کشور نمی تواند از بحران خارج شود ، ایشان در قسمتی دیگر از فرمایشات خود فرمودند که این چگونه آزادی است که مردم را در خیابان و صرفاٌ به علت سؤال در مورد رأی خود می کشند و حاکمیت نمی تواند کمترین انتقادات را تحمل نماید.
ایشان در قسمتی دیگر از فرمایشات خود ضمن ابراز تأسف از بازداشت ،تبعید و آزار معلمان در سراسر کشور با نقل حدیثی از حضرت محمد(ص) فرمودند که عده ای از آن حضرت سوأل کردند که چه گروهی از جامعه برترین افرادند که آن حضرت در جواب فرمودند:"انفع الناس للناس" یعنی گروهی که بیشترین فایده رابه انسان ها وهمنوعان خود می رسانند که معلمان وکسانی که به مردم دانشی را می آموزند از آن دسته اند.
بعد از سخنان آیت الله منتظری اعضای کانون از فشار گسترده بر اعضای کانون برای استعفا وگرفتن استعفای اجباری از آنها در زمان بازداشت ودر زندان از ایشان سؤال کردند، که آیا این استعفا درست است یا خیر ؟
ایشان در جواب فرمودند:" مجبور کردن افراد به استعفا از شغلی یا وظیفه ای در زیر فشار و بدون ارئه دلایل حقوقی وعقلی از لحاظ شرعی به هیچ عنوان قابل قبول نمی باشد"



بعد از دیدار با آیت الله منتظری اعضای کانون معلمان ایران به دیدار آیت الله یوسف صانعی رفتند که با خوش آمدگویی بسیار گرم ایشان روبروشدند.
در ابتدای این دیدار آقایان علی اصغر ذاتی و نورالله اکبری در مورد وضعیت کلی حاکم برکشور وخصوصاٌ فضای امنیتی و پلیسی حاکم بر آموزش وپرورش و زندانی کردن جمع کثیری از معلمان ،تبعید تعدادی دیگر و انفصال از خدمت بسیاری از آنها وهمچنین بازنشسته کردن اجباری ویا بازخرید اجباری تعدادی از آنها و ضعف عقاید دینی و اخلاقی دانش آموزان در مقایسه با زمان قبل از انقلاب و دوره محمد رضاشاه پهلوی وهمچنین توهین های مکرر به عقاید دینی مردم از آن جمله توهین به پیامبر بزرگوار اسلام در مسابقات ضمن خدمت فرهنگیان سراسر کشوردر سال 85 اشاره وگزارشی را ارائه دادند.
آیت الله صانعی بعد از استماع گزارش وسؤالات معلمان فرمودند:
خداوند در قرآن می فرماید:" انماالیسری عسری" یعنی بعد از هر سختی و تاریکی سعادت و روشنایی در راه است.
ایشان با مقایسه زمان شاه با دوره حاضر فرمودند:در زمان شاه هر آخوندی که سرش در لاک خودش بود و از سلطنت انتقاد نمی کرد آخوند خوبی بود و هر آخوندی که از حکومت محمدرضا شاه انتقاد می کرد آخوند بدی به حساب می آمد ودر دوران حاضر نیز روال مثل زمان شاه شده است وهر آخوندی که از قدرت و حاکمیت انتقاد نکند وچشمش را بر حقایق و ظلم به ملت ببندد و فقط ثنا گوی دولت وقدرت باشد آخوند خوبی به حساب می آید و ما می بینیم که فضای جامعه پرشده است از دروغ ،تزویر و وریا و روحانیونی که از دولت و قدرت انتقاد می کنند به شدت زیر فشار هستند وی در بخشی از صحبت هایش ضمن تقدیر از آقای کروبی شهامت ایشان را در برابر اتفاقات وافشای اقدامات خلاف قانون ستودند . ایشان در ادامه سخنان خود به ذکر خاطراتی از بنیانگذار انقلاب پرداختند و حساسیت ایشان را به فرهنگ ریا و تزویر ومال دنیا یاد آورشدند.
ایشان ضمن مقایسه برخورد حکومت شاه با مخالفان و دوره حاضر فرمودند: "در زمان شاه ما در مسجد خان در تهران از محل جمع آوری وجوهات شرعی که مردم خدمت امام خمینی می فرستادند به طلاب و افراد بی بضاعت کمک می کردیم و ساواک هم با آنکه از این اقدام ما کاملا، آگاهی داشت و می دانست افرادی که به آنها کمک مالی می شود از مخالفان شاه وحاکمیت وی هستند ممانعتی به عمل نمی آورد اما متأسفانه در این دوره وبه اسم اسلام اجازه نمی دهند که مردم به آسانی با آسیب دیده گان حوادث اخیر وخانواده های آنان ارتباط داشته باشند .
ایشان همچنین ضمن دعوت معلمان کشور به سعی و تلاش بیشتربرای آموزش به فرزندان این آب وخاک در این دوره خطیر فرمودند که که شما معلمان علی رغم فشارهای گسترده ای که بر شما اعمال می شود نباید اجازه دهید که فرزندان این آب وخاک نسبت به اصالت دینی وملی خود غافل شوند وی همچنین فرمودند که خداوند در قرآن
می فرماید" و تواصو بالحق وتواصو بالصبر"
و این وظیفه شماست که امروز هم حق را بگویید و هم صبرداشته باشد که نتیجه خیر حاصل شودودر این راه نباید خسته شوید واز فشارها وتهدیدات وبرخوردهای ناروا نیز نباید هراسی به دل راه داد.
ایشان در بخشی دیگر از صحبت هایشان فرمودند که برخوردهای نسنجیده ،غیرمنطقی،ناشرعی و ظالمانه حاکمان قدرت با مردم نه نشان از استحکام آنهاست بلکه این خود دلیلی روشن بر ناتوانی وعجز آنها دربرابر مردم وخواسته های آنهاست.
ایشان همچنین با اظهار تأسف دوباره از برخوردهای ناروا وامنیتی با فعالان فرهنگی کشور ازجمله معلمان آزاده فرمودند : یقین بدانید که سرکوب قشر زحمتکش معلم نشان از ضعف قدرت و رو به زوال رفتن آن می باشد چرا که قدرت می خواهد با سرکوب فرهنگیان ریشه فرهنگ رابسوزاند. وی همچنین فرمودند که این برخوردهای ناروا وزشت با معلمان وفرهنگیان وخانواده های آنان نشان میدهد که ظالمین آنقدر گیج شده اند که حتی از سالم ترین، پاکترین،با حوصله ترین و قانون مدارترین افراد جامعه یعنی معلمان نیز هراس دارند اما دنیای ارتباطات و فن آوری به آنها اجازه نخواهد داد که بیش از این به برخوردهای ناپسند وناشرعی و غیر انسانی ادامه دهند.
ایشان در پایان صحبت هایشان به سه نکته اساسی اشاره کردند و فرمودند:
1-نقشه قدرت های غیرپاسخگو به فساد کشاندن ملت است و این وظیفه فرهنگیان است که نباید اجازه چنین کاری را بدهند.
2-حمله قدرت به فرهنگ وفرهنگی یعنی به آخر خط رسیدن قدرت.
3-وظیفه همه ملت صبر ودوری از انجام خشونت وثابت قدم ماندن در مسیر اصلاح است.
4-حضور در صحنه های ملی واسلامی امروز یک واجب ملی و شرعی است.
بعد از دیدار با این بزرگواران اعضای این هیئت قصد دیدار با آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله نوری همدانی را داشتند که متأسفانه به علت پاره ای مشکلات که از طرف مسئولان دفتر این بزرگواران مطرح شد دیدار با این بزرگواران میسر نشد.
خبرگزاری مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران

گزارشی از مدارس ایران

از دانش‌آموزاني كه بزرگترين آرزويشان،‌ كمتر كتك خوردن و كمتر كار كردن و بيشتر بازي كردن و بيشتر خوابيدن است تا دانش‌آموزاني كه مي‌خواهند ميلياردر شوند؛ از دانش‌آموزاني كه در كودكي پا به پاي بزرگترهايشان مي‌دوندتا کودکانی که هشت ساعت كلاس فوق‌برنامه تنهادلیل بازی‌ نکردنشان است،بیشتر از چند خيابان فاصله نیست.
از جنوب شهر تا شمال‌شهر نه تنها چهره خيابان‌ها، مغازه‌ها، خانه‌ها عوض مي‌شود؛ نه تنها ماشين‌هاي اوراقي به ماشين‌هاي لوكس آخرين مدل تبديل مي‌شوند، در مدرسه‌ها نيز همه چيز تغيير مي‌كند، اندازه مدرسه‌ها بزرگ و بزرگتر مي‌شود، ظاهر مدرسه‌ها به جاي آجرهاي كرم‌ـ‌قهوه‌اي كه رنگ زندگي ساكنان جنوب شهر است به رنگ رنگارنگ زندگي ساكنان شمال شهر درمي‌آيد.
به گزارش ايلنا، وقتي در جنوب شهر در مدرسه‌اي را مي‌زني و مي‌گويي خبرنگار هستم به اميد اينكه بتواني دردي را دوا كني با استقبال گرمي روبرو مي‌شوي اما در شمال حتي بدون وقت قبلي نمي‌تواني از ورودي مدرسه بگذري. وقتي با دانش‌آموزان كلاس‌هاي پرجمعيت جنوب شهر صحبت مي‌كني دلت به حال خودت مي‌سوزد كه چرا نمي‌تواني دست آنها را براي رسيدن به آرزوهايشان بگيري، كودكاني كه آلودگي را بزرگترين مشكل ايران مي‌دانند و دل نگران كودكان فلسطين هستند، كودكاني كه آرزويشان اين است پدرشان اعتياد را ترك كند، كمتر كتك بخورند، كمتر كار كنند، بيشتر بخوابند، بيشتر بازي كنند، كودكاني كه نمي‌فهمي استقبال گرم آنها از مهرباني است يا از احتياج.
معلمشان مي‌گويد: اگر از مشكل اين قشر بخواهيد يا با تك‌تكشان صحبت كنيد، چهل دانش‌آموز با چهارصد مشكل كه همه متاثر از مشكلات اقتصادي است،‌مي‌گويد: از اين چهل نفر پدر پانزده نفر آنها معتاد است و مادرانشان كارگري مي‌كنند، خودشان نيز بعد از مدرسه پابه‌پاي والدينشان كار مي‌كنند. وقتي معلم سر كلاس‌ از آنها پرسيد: به پدر و مادرتان كمك مي‌كنيد؟ در ميان هم همه‌ي دانش‌آموزان و توضيح دادن كارهاي مختلف يكي گفت:" حمالي." معلمشان هم به اندازه من تعجب كرد، پرسيد:‌مجتبي يعني چي؟ گفت:" خانم اجازه كمك بابام حمالي مي‌كنم." پرسيدم: يعني دقيقا چه كار مي‌كني؟ چه سئوال مسخره‌اي پرسيدم.
او معني «حمالي»‌ را كامل مي‌دانست، كاملا آن را حس كرده بود، گفت:" با بابام مي‌ريم در كار خونه كاميون‌ها رو بار مي‌زنيم." معلمشان مي‌گويد: پارسال شاگردي داشتيم كه دزدي مي‌كرد و بدتر از آن از دزدي خجالت نمي‌كشيد، و جالب اينجانست كه براي باقي بچه‌ها هم اين كاملا عادي بود. مثلا وقتي حضور غياب مي‌كردم و مي‌گفتم: اصغر. يكي جواب مي‌داد: اجازه، ديروز يه مرغ دزديده گرفتنش، همين.
معلمشان مي‌گويد: نمي‌شود زندگي چهل نفر اين كلاس را من درست كنم و 500 نفر اين مدرسه را مدير؛ دولت هم بايد اين جا سهمي داشته باشد، دولتي كه اكنون تنها شهريه مدرسه را براي اين قشر رايگان كرده است و قشري كه هزار تومان برايش صد هزار تومان است. هزينه دفتر و كتاب و بيمه بر عهده خودشان است كه بيشتر از ده هزار تومان مي‌شود، ده هزار تومان اين جا پول زيادي است، خانم. با شيوه جديد آموزشي هر دانش‌آموز بايد يك پوشه داشته باشد.
ما براي اين كه بتوانيم پوشه را ارزان‌تر بخريم عمده خريديم، نزديك دو هفته است كه بايد نفري هزار تومان براي اين پوشه بياورند،‌اما هنوز نصف كلاس نياورده‌اند، من هم وقتي زندگي‌شان را مي‌دانم، نمي‌توانم به زور پول بگيرم.
معلم شاگردي را نشانم مي‌دهد، تنها شاگردي كه لباس فرم ندارد و مي‌گويد: مادرش گفته هنوز نتوانسته پول جمع كند تا برايش لباس بدوزد.
آموزش و پرورش برگه‌هايي را به نام كمك به مدرسه، به مدارس دولتي مي‌فرستد تا خانواده‌هايي كه امكان مالي بالاتري دارند، براي توسعه مدرسه به مدرسه كمك كنند، معلم اين مدرسه مي‌گويد: آموزش و پرورش اين برگه‌ها را به اين مدرسه هم كه تك‌تك‌ دانش‌آموزانش نيازمند هستند مي‌فرستد اما خوشبختانه مدير اينجا برگه‌ها را توزيع نمي‌كند،‌حتي هماهنگي‌هاي لازم را براي جمع‌آوري كمك همكاران مي‌كند، تا قبل از عيد بتواند براي همه دانش‌آموزان لباس عيد بخرد. او مي‌گويد: اين وظيفه مدير و وظيفه ما نيست، وظيفه دولت است كه چون انجام نمي‌دهد،‌ما انجام مي‌دهيم.
بدترين روز اين مدرسه، روز معلم است. روزي كه نيمي از بچه‌ها با خجالت سر كلاس مي‌آيند، مي‌گويد: از يك هفته قبل از اين روز به بچه‌ها مي‌گويم همه بايد به من نقاشي هدیه بدهند، اما وقتي روز معلم وارد كلاس مي‌شوم، جو سنگين كلاس، گردن‌های خم شده از شرم و بغض‌هاي فروخرده، اشكم را درمي‌آورد. برخلاف خانم معلمي كه يا از حس زنانه يا از دردي كه سال‌ها دردش ساعت‌ها حرف براي گفتن داشت، آقاي مدير سكوت مردانه‌اي داشت كه شكستنش سخت بود و وقتي تمام انرژي‌ام را برايش صرف كردم بيش از دو سه جمله جواب نگرفتم، او گفت: خودتان كه مي‌بينيد، تمام مشكلات ناشي از مشكلات اقتصادي است، دانش‌آموزان اين جا كساني هستند كه علي‌رغم اين همه مشكل و درس نخواندن درسشان خوب است، اگر مشكل نداشتند و تمام وقت منزلشان را با فكر آسوده درس مي‌خواندند بهترين بودند.
مدير مدرسه مي‌گويد: پدر و مادرهاي اينها يا كمترين تحصيلات را دارند و يا بي‌سوادند و در بي‌پولي و اعتياد هم دست و پا مي‌زنند اين دو مشكلاتي است كه باعث فقر فرهنگي فرزندان اين قشر شده، فرزنداني كه همين فقر فرهنگي باعث مي‌شود تعداد كمي از آنها به آرزوهاي كودكي‌شان برسند و دكتر و مهندس شوند.
او مي‌گويد: به معلمان پيماني اجازه كار ندادند و معلمان قراردادي هم محدودند، اين جا معلم، تمام دروس بچه‌ها يك نفر است، تصور كنيد كه در اين مدرسه پسرانه، حتي معلم ورزش آنها هم معلم خودشان است، يك خانم. او مي‌گويد: ما هر كاري در توانمان است مي‌كنيم، نمي‌شود اين بچه‌ها را ديد و ساكت نشست اما كاش مسئولان هم هر كاري در توانشان بود مي‌كردند؛ يكي از دانش‌آموزان ما دو روز است سرما خورده قرار اين است كه تا گواهي پزشك نياورند كه آنفلوآنزاي خوكي نيست كلاس نروند، امروز مادرش آمده و مي‌گويد: بيمه نيستيم، پول هم نداريم براي دكتر، تا وقتي حالش خوب نشده مدرسه نمي‌آيد.
مدير مدرسه مي‌گويد: چطور مي‌توان به چنين خانواده‌هايي در سطح كلان كمك نكرد؛ دانش‌آموزان ما به مدرسه كه مي‌آيند كاملا مشخص است كه گرسنه هستند، اي كاش دست كم مدارس تجهيز مي‌شد، هزينه تحصيلات، هزينه لوازم‌التحرير، هزينه يك وعده غذاي گرم مثل تمام دنيا، نه فقط شهريه و يك ليوان شير. از مدرسه خارج مي‌شوم، زنگ تفريح است،‌بچه ها از سر و كول همكارم كه از آنها عكس مي‌گيرد. بالا مي‌روند، مادرها سيب و انار به دست در حياط ايستاده‌اند، زنگ تفريح بعدي در آن طرف شهر با مادراني كه شيركاكائو پاستوريزه و شكلات خارجي در دست دارند وارد مدرسه‌اي مي‌شوم كه براي گذشتن از در آن از هفت خان رستم گذشته‌ام، بچه‌ها توي حياط بازي مي‌كنند، چند نفر از آنها لباس فرم ندارند، معاون مدرسه مي‌گويد: يا از مشغله پدر و مادر است يا از بي‌خيالي.
براي رسيدن به كلاسي كه اجازه ورود به آن را گرفته‌ام از چندين راه‌رو رد مي‌شوم و از مقابل كلاس‌هاي مختلف، پشت درها نوشته است: كلاس كامپيوتر، كلاس اينترنت، كلاس زبان سال دوم، كلاس زبان سال چهارم، كلاس خلاقيت، و سالن ورزش. كلاس بيست نفره تميزي كه ديوارش با كاغذ ديواري گلكاري شده و كودكاني كه به جاي پدر و مادر تنهايي خود را در خانه با پرستارشان مي‌گذرانند.
وقتي از آنها مي‌پرسم بزرگترين مشكل كشور ما چيست و چگونه بايد آن را حل كرد، حرف مدير مدرسه قبلي برايم ثابت مي‌شود "فقر فرهنگي ناشي از فقر اقتصادي است"بچه‌ها خيلي خوب مشكلات را مي‌بينند،
يكي مي‌گويد:"‌ترافيك، بايد از خارج يك نفر رو بياريم بهمون بگه اونجا چه كار مي‌كنن كه ترافيك نيست ما هم همون كار رو بكنيم." ديگري مي‌گويد:" آلودگي، بايد ماشين‌هامون رو از خونه بيرون نياريم و به بقيه هم ياد بديم."
يكي ديگر مي‌گويد:" لوازم چيني هست،‌بايد خودمون جنس‌هامون رو بسازيم تا لازم نباشه از خارج بياريم. بايد جنس‌هاي چيني رو ايراني كنيم." از آروزهايشان كه مي‌گويند، قضيه جالب‌تر مي‌شوند، يا مي‌خواهند مثل پدرشان دكتر شوند يا مثل مادرشان مهندس يا دانشمند شوند، يا ميلياردر كه با پول بتوانند همه مشكلات را حل كنند.
معاون اين مدرسه مرا تنها نمي‌گذارد تا با معلمشان هم چند كلمه صحبت كنم اما خودش معتقد است اين كودكان بيشتر از خيلي‌هاي ديگر مشكل دارند، می‌گوید: این‌ها از مضرات ثروت استفاده می‌کنند نه از مزایای آن چراکه بیشتر آن‌ها کودکان کلیدداری هستند که شصت‌ درصد آن‌ها یا فرزند طلاق‌اند یا پدر و مادر متارکه کرده‌اند و آن‌هایی هم که با پدر و مادرشان زندگی می‌کنند، چون پدر و مادر شاغل‌اند وقت خود را با پرستارشان می‌گذرانند که این خود مسائل خودش را دارد.
او می‌گوید: پرستار نگرانی‌های پدر و مادر را ندارد، فیلتری که پدر و مادر برای استفاده از اینترنت و ماهواره برای فرزندان خود می‌گذراند، در زمانی که پرستار در خانه است آزاد می‌شود و از آن‌جایی‌که پدر و مادر این بچه ها از تحصیلات بالای دیپلم و لیسانس برخوردارند، بعداً تناقضی که بین تربیت پرستار و تربیت خانواده بوجود می‌آید باعث مشکلات درون خانواده نیز می‌شود، ضمن اینکه چندین سال است به طور کلی تربیت متفاوت خانواده و مدرسه در ایران باعث تناقض هنجاری عمیقی شده است که اضافه شدن پرستار به کانون خانواده این تناقض را شدیدتر می‌کند.
او از عملکرد رسانه‌ها ناراضی است و می‌گوید: رسانه‌ها به جای این که مسائل را حل کنند به آن‌ها دامن می‌زنند و این باعث می‌شود، کودکان که در ارتباط مستقیم با رسانه‌ها هستند، تحت تاثیر قرار بگیرند. می‌گوید: هفته‌ی آینده انتخابات شورا داریم وقتی بچه‌ها در مورد آن حرف می‌زنند و در مورد کاندیداهاشان می‌گویند: " خب کاری نداره! دروغ می‌گیم رای می‌یاریم" یا این‌که " اگه تقلب کنن مدرسه رو خراب می‌کنیم" او می‌گوید: خوشبختانه مدرسه‌های غیرانتفاعی خیلی تحت تاثیر اتفاق‌ها و مشکلات آموزش و پرورش قرار نمی‌گیرند ما این‌جا برای تمام دروسمان معلم جداگانه داریم به جز این ،کارگاه ریاضی هم جدا تشکیل می‌شود می‌گوید: این نسل با نسل‌های قبل فرق می‌کنند خیل باید مواظبشان بود، خیلی باید بهشان رسید.
از ساختمان مدرسه خارج می‌شوم قبل از در ورودی در اتاق مشاور، مادری با معلم فرزندش که هفته‌ای سه ساعت ملاقات با والدین دارد صحبت می‌کند، کنار در منتظر تاکسی می‌ایستم پدری با ماشین که حتی اسمش را نمی‌دانم آماده تا فرزندش را ساعت 12 سه ساعت قبل از تعطیلی مدرسه به خانه ببرد.
تاکسی می‌آید، به این فکر می‌کنم که اگر دانش‌آموزان این دومدرسه سر یک کلاس بنشینند چه می‌شود، اگر دولت یک ذره فقط یک ذره از خرج‌های اضافی‌شان را به دانش‌آموزان پایین شهر بدهند، دنیای آن‌ها هم رنگارنگ می‌شودو دست کم در محیط هایی که زیر نظر یک وزارت خانه هستنداین همه تفاوت دیده نمی شد.
به قلم: تارا بنیاد
خبرگزاری مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران

نامه یکصد و ده تن از معلمان برای آزادی جعفر ابراهیمی

به گزارش هرانا ، یکصد و ده تن از فرهنگیان استان تهران با امضاء نامه ای که در تاریخ 13 مهرماه برای ریاست قوه قضائیه ارسال شده است خواستار آزادی جعفر ابراهیمی، معلم دربند و بازگشتن وی به مدرسه شده اند. متن این نامه عینا در پی می آید :
ریاست محترم قوه قضائیه جناب آقای لاریجانی
سلام علیکم;
آموزه های انسانی و فرهنگي ما به ما آموخته است که كوشش در عرصه علم و دانش و مبارزه با نادانی و جهل بی بنیاد انسانها از دشوارترین و پرارجترین كوشش ها در راه سعادت نوع بشر می باشد. هیچ تردیدی نیست که مقام والای معلم، مصداق بارزي از کرامت انسانی است كه حفظ آن در گرو احترام نهادن به ارزش و مقام بی بدیل آن است.
جناب آقای لاریجانی، همکار و همسنگر دلسوز و دردمندمان آقای جعفر ابراهیمی ازندریانی، فرزند نبی الله، معلم دبیرستانهای شهرستان شهریار، از تاریخ 20/3/88 در حالی که برگه های امتحانی دانش آموزانش را به همراه داشت، بازداشت شده است و از آن تاریخ تا کنون اكثر زمان بازداشتش را در انفرادی بوده است.
وضعیت نگران کننده جسمی او که از بیماری گوارشي و ديسك گردن رنج می برد و همچنین نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی جدید، ما را بر آن داشت تا از شما بخواهیم که قرار بازداشت موقت وی به قيد کفالت یا وثیقه تبدیل شده تا لااقل از این رهگذار بتوان بهبودی سلامت او را امید داشت.ما امضا کنندگان این نامه جمعی از همکاران او در آموزش و پرورش و فرهنگیانی هستیم که رشد و بالندگی فرهنگ و اخلاق و اندیشه، دغدغه زیستن ما شده است و تصور بودن یکی از این جمع بی ادعا در پشت میله های زندان، حاصلی جز دلسردی دلسوزان این سنگر پر ثمر نخواهد داشت
به امید ایرانی سرفراز با آموزگارانی آزاده و آزاد

پسر کروبی: حراست ارشاد در حمله روز جمعه دست داشت

پسر کروبی: حراست ارشاد در حمله روز جمعه دست داشت





آقای کروبی در جریان بازدید از نمایشگاه مطبوعات در تهران مورد حمله قرار گرفت
پسر مهدی کروبی می گوید که مأموران اداره حراست وزارت ارشاد ایران، در سازماندهی حمله روز جمعه به آقای کروبی دست داشته اند.
حسین کروبی روز شنبه ۲ آبان (۲۴ اکتبر) در گفت و گو با وبسایت تغییر (پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی) گفته است: "در ابتدای حضور آقای کروبی در نمایشگاه، افراد معلوم الحال شوکه شده بودند و با توجه به سرزده بودن این بازدید و عدم اطلاع رسانی خبری، نمی توانستند این استقبال پرشکوه را تحمل کنند. لذا... در برنامه ای هماهنگ شده با حراست نمایشگاه، هجمه بی ادبانه ای را طراحی کردند".
او گفته است که در پایان بازدید آقای کروبی از نمایشگاه، مأموران حراست وزارت ارشاد پیشنهاد کرده اند که به منظور "حفظ نظم" بهتر است که آقای کروبی از طبقه دوم خارج شود و وقتی محافظان او با این پیشنهاد موافقت می کنند، مأموران حراست اجازه ورود هواداران آقای کروبی را به طبقه دوم نمی دهند. "در این حین دیده می شود که ۱۰-۲۰ نفر از افراد سازمان یافته گرد آنان را می گیرند".
او گفته است که این افراد با پرتاب اشیاء به سوی آقای کروبی باعث زخمی شدن پیشانی او شده اند و ضمن فحاشی علیه او، کوشیده اند به او آب دهان بیندازند.
((گویا نامه آقای کروبی در تشریح وظایف مجلس خبرگان و هراس آنان در پاسخگویی رسانه ای به آن، تنها راهکار پیش روی آنان را سبک و روش اراذل قرار داده است.)) حسین کروبی

حسین کروبی حمله به آقای کروبی را با "رفتار کفار در صدر اسلام" مقایسه کرده و نسبت به "رواج هنجارهای عصر جاهلیت" هشدار داده است.
او گفته است: "گویا نامه آقای کروبی در تشریح وظایف مجلس خبرگان و هراس آنان در پاسخگویی رسانه ای به آن، تنها راهکار پیش روی آنان را سبک و روش اراذل قرار داده است".
اشاره حسین کروبی به نامه ای است که مهدی کروبی پس از اجلاسیه مجلس خبرگان به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس این مجلس نوشت و در آن از بی اثر شدن این مجلس انتقاد کرد.
آقای کروبی در آن نامه مجلس خبرگان را نهادی توصیف کرده بود که "مطابق اصل ۱۰۸ قانون اساسی، عهده دار معماری و نظارت بر رآس هرم قدرت در ساختار حکومتی ایران است و مسئول انتخاب و تعیین رهبری و نظارت بر عملکرد آن و سازمان های تابعه اش" و به تندی از این که اعضای این مجلس نسبت به عملکرد نهادهای زیرنظر رهبر جمهوری اسلامی بی تفاوت بوده اند، گلایه کرده بود.
پسر آقای کروبی در گفت و گو با وبسایت تغییر همچنین موضوع پرتاب کفش به آقای کروبی در جریان حمله روز جمعه را رد کرده است.
پیش تر خبرگزاری فارس در گزارشی تصویری از این حمله، مراحل مختلف پرتاب یک لنگه کفش به سوی آقای کروبی را در چند عکس منتشر کرده بود.

يك خبر مهم

شرکت مخابرات ایران از تاریخ 20 آبان به بعد به تمام کسانی که از یاهو در ایران استفاده می کنند یک ایمیل زده، عنوان ایمیل هست: "کارت اینترنت مجانی"
وقتی این ایمیل رو باز می کنی یک برنامه بنام کی لاکر با حجم 32 کیلوبایت نصب می شه و از اون به بعد تمام چیزهایی که تایپ می کنید هر 20 دقیقه به آدرس
ایمیلresearch@irantelecom.ir فرستاده می شودو به این ترتیب از تمام مطالبی که تایپ می کنید باخبر می شوند.
صدای معلم: اگر این خبر صحت داشته باشد که وای به حال مسوولان و ما
و اگر هم صحت نداشته باشد لابد به جهت افزایش فضای امنیتی و ایجاد بیم بیش تر انتشار یافته است.
در هر صورت لطفاً این مطلب را به دوستان خود اطلاع دهید!

جناب آقای مصباح؛ آیا حقیقت دارد ...(مهدی خزعلی)

حضرت آیت الله مصباح یزدی
باسلام، امید دارم این مختصر را حمل بر جسارت نفرموده و حکم ارتداد این حقیر سرا پا تقصیر را صادر نفرمایید. البته اعلام برائت مانعی ندارد و برگی زرین در کارنامه اینجانب خواهد بود. چه اینکه اینجانب نیز از استفاده ابزاری از دین، احکام خمسه و جایگاه حکومت اسلامی که موجبات وهن شیعه و ولایت ائمه هدی علیهم السلام است بیزاری می‌جویم
نقل است که یکی از حضرت آیات فرموده است: « نمایندگان مجلس هفتم مورد تایید امام زمان هستند!» و حضرتعالی فرموده اید « احمدی‌نژاد ذخیره الهی است و مردم از امام زمان خواستند او رای بیاورد!» ، دیگری در خواب دید که: « احمدی نژاد مؤید ولی عصر است و باید رای بیاورد!». آیا همه این اقوال در دوران غیبت استفاده ابزاری از اعتقادات پاک مردم نیست؟ آیا ما امر به تکذیب کسانی که خود را از ناحیه مقدس حضرت حجه(عج) معرفی می‌کنند نشده‌ایم؟ و چه بسیار افراد سودجو و فرصت طلب که به عنوان ملاقات با امام زمان عج با اعتقادات مردم بازی نکرده‌اند! اخیراً فرموده‌اید: « ما در 25 سال گذشته دولت اسلامی نداشتیم!» نمی‌دانم مقصود چیست؟ بهرحال در 25 سال گذشته دوران ریاست جمهوری رجایی، خامنه‌ای، هاشمی و خاتمی بوده است، و رهبری نظام بجز 8 سال ریاست جمهوری در 16 سال بعد نیز به عنوان رهبر حکم ریاست جمهوری را تنفیذ فرموده‌اند. و اینک حضرتعالی منکر اسلامیت دولت می‌شوید، من در مقام اثبات اسلامی بودن دولتهای قبل نیستم، چه اینکه نقد بسیار بر عملکرد تمامی حکومتهایی دارم که بنام دین، باورهای دینی مردم را متزلزل می‌کنند، اما این گفتار از زبان حضرتعالی تامل برانگیز و قابل توجه است ! امیدوارم در آینده شاهد دولت اسلامی باشیم! اما اسلام ناب محمدی نه اسلام سعید عسگر.!
آقای مصباح در اسلام شما، همیشه برای رسیدن به هدف توجیهی وجود دارد، اخیراً که موضوع شناسایی عوامل تخریب هاشمی مطرح شده است فتوی صادر فرموده‌اید که:« اگر قرار شد به کسی رای دهیم که برای اسلام، نظام اسلامی و مصالح اسلامی ضرر دارد غیبت و تخریب واجب است» لذا حضرتعالی کلنگ برمی‌دارید و بجان ارکان انقلاب می‌افتید، و باز فرموده اید:”خاتمی سیئه‌ای است از سیئات هاشمی” و این شمایید که طلبه‌های جوان را علیه هاشمی آنقدر تحریک می‌کنید که به ساحت حضرت آیت الله جوادی آملی تعرض می‌کنند! و به اقصی نقاط کشور روحانیون جوان را اعزام می‌دارید تا تکلیف شرعی خویش بجای آوردند و نگذارند که به مصالح اسلام ضرر برسد! یکی از حضرات آیات می‌گفت: « پیشگویی در سال 54 آمدن هاشمی را خبر داده و گفته است، منقصتی در دین پدید می‌آید.» و به اعتبار این پیشگویی که پس از گذشت 30 سال، قبل از انتخابات نهم منتشر شد، برخویش فرض می‌دانست که تا می‌تواند در تخریب هاشمی بکوشد تا خدای ناکرده در دین منقصتی پدید نیاید و البته پیشگویی غلط از آب درآمد و هاشمی نیامد!
جناب آقای مصباح؛ آیا حقیقت دارد حضرتعالی پای رهبر را بوسیده‌اید؟!. اگر صحت دارد؛ آیا این با سنت نبوی و تعالیم امیرمؤمنان مطابقت دارد؟ حضرت امیر که اجازه مشایعت مردم پیاده را نمی‌دهد و می‌فرماید شما با این کار امرا را فاسد می‌کنید، چگونه جواز پای بوسی به شما خواهد داد؟
جناب اقای مصباح، ارادت حقیر به شما مانع بیان حقایق و ابزار آزادانه عقاید نمی‌گردد. پس علی‌رغم میل باطنی، ناگزیرم به استحضار عالی برسانم که خطری که متوجه اسلام است از ناحیه متحجرین، دین فروشان ریاکار و روحانیت درباری است
ومن الله التوفیق و علیه التکلان / دکتر مهدی خزعلی
راه سبز اميد

۱۳۸۸ مهر ۱۳, دوشنبه

روز جهانی معلم ، معلمان در بند و قانون اساسی


روز جهانی معلم گرامی باد !
یاد معلمان دربند گرامی باد ...



13 مهر مقارن با ۵ اکتبر و " روز جهانی معلم " زمانی فرا می رسد که برخی از فعالان صنفی و مدنی آموزش و پرورش در زندان به سر می برند .
اگرچه در دولت آقای احمدی نژاد وزارت آموزش و پرورش علی رغم توافق نامه یونسکو ( ۱ ) ، به این روز روی خوشی نشان نداد ، اما امسال با توجه به وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری ، این روز شرایط دیگری دارد ...
دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی به صراحت و موکدا از فعالان معلمان خواسته اند که به هیچ وجه جلسه و یا بزرگداشتی در این موضوع برگزار نکنند !
حتی به دبیر کل مستعفی سازمان معلمان ایران تذکر داده شده است که در صورت برگزاری هر جلسه ، افراد شرکت کننده با هر تعداد دستگیر خواهند شد !
اگر موجودیت و هویت این روز توسط مسئولان همین نظام پذیرفته شده است پس چرا مسئولان دیگر بر اساس سلیقه و گرایش های جناحی خود روی خوشی به آن نشان نمی دهند ؟
اگر قرار باشد هر فردی که در راس قدرت قرار می گیرد مسائل و رویدادها را بر اساس فهم و تفسیر خود و نه فهم عمومی و مورد اجماع و اتفاق اکثریت جامعه ، مورد توجه قرار دهد آیا در آینده دیگر سنگ روی سنگ بند خواهد شد ؟!
آیا می توان تصور کرد دولتی زیر پای توافق نامه های بین المللی را امضا کند و دولت دیگر آن را زیر پا بگذارد ؟
آیا با این اوضاع کسی روی این کشور و حرف مسئولان آن حسابی بازخواهد کرد ؟
و شاید مسئولان تصور کرده و می کنند این مسائل با گذشت زمان فراموش می شود !
مطابق اصل بقای انرژی و ماده هیچ چیزی از بین رفتنی نیست و این دو قابل تبدیل شدن به یکدیگر هستند !
مسئولان و صاحبان قدرت باید بدانند هر کاری که انجام می دهند از بین نخواهد رفت و آثار و عوارض آن در درجه اول گریبان خود آن ها را خواهد گرفت ...
اما مساله مهم دیگر ، به فراموشی سپردن بسیاری از اصول قانون اساسی توسط این دولت است .
مسئولان خیلی سعی می کنند تا اوضاع را آرام ، عادی و تحت کنترل نشان دهند ؛ اما اگر چنین است پس این همه محدودیت و گذاشتن قید وبند نشانه چیست ؟
مسئولان را چه شده است که طاقت و تحمل برگزاری یک مراسم ساده را توسط چند معلم ندارند ؟
آیا تصور می کنند بزرگداشت روز جهانی معلم توسط چند نفر امنیت ملی را به خطر خواهد انداخت ؟
آیا محدود کردن فزآینده حصار " امنیت ملی " با توجیهات مختلف خود ناقض واقعی امنیت ملت نخواهد بود ؟
آیا این گونه برداشت ها ناقض صریح اصل 8 و 9 قانون اساسی نیست ؟
آیا اعمال این محدودیت های سلیقه ای نافی صریح اصل 26 و 27 قانون اساسی نیست ؟
آیا در بند شدن برخی از فعالان تشکل ها مانند آقایان داروی ، بداغی ، ابراهیمی ، خواستار ، مومنی و... و نگهداری آن ها بدون تفهیم اتهام آن گونه که افکار عمومی در جریان آن قرار بگیرند و دسترسی نداشتن به وکیل و سایر امکانات اولیه و... ناقض صریح اصل 32 قانون اساسی نیست ؟
آیا معلمانی که در محدوده این قوانین زندگی می کنند و هدفی جز خدمت به کشور ندارند باید با دید مجرمانه به آن ها و فعالیت های آن ها نگریست ؟
پس تکلیف اصل 37 قانون اساسی چه می شود ؟
و...
ویا این که مسئولان و صاحبان قدرت عادت کرده اند فقط از آن دسته اصولی که خوشایند آن هاست و یا منافع آن ها را تامین می کند دفاع کنند ؟
آیا مسئولان فکر نمی کنند با این گونه اقدامات شاید در آینده مجال و یا فرصت کافی را برای اجرای کامل قانون اساسی از کف بدهند ؟
جامعه و آحاد آن زمانی به قانون پای بند خواهند بود که مسئولان نیز چنین نگرشی داشته باشند .
از نظر ما " روز جهانی معلم " اختصاص به معلمان دارد و یک رویداد صنفی است و این حق قانونی معلمان است که آن را گرامی دارند و برای بزرگداشت آن مراسمی داشته باشند .
این حق را از آن ها نگیرید ....
یاد معلمان دربند در روز جهانی معلم گرامی باد !

* روز جهاني معلم؛ در چهل و چهارمين اجلاس وزراي آموزش و پرورش که در تاريخ 3 تا8 اکتبر سال 1994 در شهر ژنو برگزار شد، فدريکو مايور دبيرکل وقت پيشنهاد کرد که مجمع روزي را به نام روز معلم اعلام کند. اين پيشنهاد از سوي مجمع تصويب شد،در اين اجلاس 70 وزير،27 معاون وزير و38 ناظر از 135 کشور جهان حضور داشتند.
از ايران نيز هياتي به رياست محمدعلي نجفي در اين اجلاس شرکت کرده بود. اعضاي هيات ايراني عبارت بودند از سيروس ناصري، غفراني، نادرقلي قورچيان، عباس صدري، محمود مهرمحمدي و حسين معيني. هيات ايراني به اين پيشنهاد راي مثبت داد. از سال 95 به بعد، اين روز همه ساله با صدور اطلاعيه و چاپ پوستر و طرح شعار هاي جذاب در مورد اهميت کار معلمان جشن گرفته مي شود برگزاري مراسم در سطح ملي برعهده کشور ها گذاشته شده است.
طرح اين پيشنهاد از سوي فدريکو مايور را مي توان چرخشي در ديدگاه هاي يونسکو نسبت به آموزش و پرورش دانست. تا قبل از اين اجلاس مشکلات آموزش و پرورش را ناشي از کمبود سرمايه گذاري هاي فيزيکي مي دانستند اما با بحث هايي که در اجلاس 44 صورت گرفت اين نظر تقويت شد که براي بالا بردن کيفيت آموزش بايد کيفيت کار و زندگي معلمان ارتقا يابد و معلم از جايگاه اجتماعي مناسبي بر خوردار شود. توصيه يونسکو به کشور هاي عضو ايجاد شرايط مناسب کار و زندگي براي معلمان و تقويت اميد و اعتماد در ميان آنها است.