۱۳۸۸ آذر ۱۳, جمعه

باز هم داستان کهنه و تکراری " تغییر ساختار " از سوی وزیر جدید !


پس از اعلام برنامه های آقای حاجی بابایی که قبلا مورد نقد و تحلیل " سخن معلم " قرار گرفت ( 1 ) به تازگی ایشان محورهایی را جهت شروع کار اعلام کرده است و ما نیز به تدریج به آن ها خواهیم پرداخت .

یکی از این اقدامات که البته امر جدیدی به شمار نمی آید بازهم روی آوردن به داستان کهنه " تغییر ساختار " آموزش و پرورش " است .

بخوانید :


« مي‌خواهم براي هر يك از مقاطع تحصيلي معاونت ويژه تشكيل دهم

وزير جديد آموزش و پرورش در ادامه به اين نكته اشاره كرد كه اين روزها صرفا مشغول آمارگيري و خبرگيري از مسائل آموزش و پرورش است تا از ريز مسائل اين دستگاه آگاهي داشته باشد.

وي تاكيد كرد: من آمده‌ام تا همه امكانات كشور را در حد وسع و توانم براي رشد هر سه مقطع مهم تحصيلي و پيشرفت آموزش و پرورش كشور به كار گيرم كه در اين راستا پيش‌بيني شده است كه در صورت فراهم شدن زمينه‌ها، براي هر يك از مقاطع تحصيلي معاونت ويژه‌اي تشكيل شود ».

منبع : ایسنا - 1388/09/09

متاسفانه آموزش و پرورش ما ساختار به شدت متمرکزی دارد که البته شاید برگرفته از ساختار سیاسی نیز باشد و این که غالبا از سوی سطوح فوقانی نسبت به سطوح پایین اعتمادی وجود ندارد ضمن آن که سطوح فوقانی نیز کم تر نظارت سطوح پایین را می پذیرند !

افراد جامعه نیز معمولا تحولات را در راس هرم می جویند و نقش خود را در این کنش و واکنش ها فراموش می کنند ، و این چرخه در طول زمان یکدیگر را تقویت و پشتیبانی کرده اند .

شاید از این رو باشد که هر گونه اصلاح با رویکرد ساختاری به سرانجام نمی رسد و پس از مدتی دوباره همان سازه ها و روابط بازتولیدمی شوند .

هر فردی که به وزارت آموزش و پرورش رسیده است سعی کرده است که تغییراتی در ساختار ایجاد کند اما معمولا این تغییرات در برون داد و عملکرد سیستم نقش مثبت و یا معنی داری نداشته اند و احتمالا بی ثباتی را نیزدر کل سیستم به وجود آورده اند !

شاید منظور آقای حاجی بابایی از این اقدام آن باشد که می خواهند اختیارات جدیدی را برای زیر شاخه ها تعریف کنند .

اما در این صورت ، باز هم جهت پیکان تحولات از بالا به پایین خواهد بود و مفهومی از مشارکت را ایجاد نخواهد کرد !

به عنوان مثال چرا تاکنون پرداختن به اصل 15 قانون اساسی تقریبا جزء خطوط ممنوعه بوده است ؟

چرا هیچ وزیری به صورت جدی در این مبحث وارد نمی شود ؟

از سوی دیگر ، به فرض پذیرش فرضیات آقای حاجی بابایی در مورد تزریق قدری انعطاف در ساختار متصلب آموزش و پرورش باید قبل از آن فرآیند " اعتماد سازی " صورت گیرد تا " مقاومت و یا بی تفاوتی " به حداقل برسد تا راه برای تعریف جدید از " مشارکت " هموار شود ، آیا این مهم صورت گرفته است ؟

به نظر می رسد تنها در سایه نهادینه کردن فضایی از حداقل گفت و گو بدون سایه هاو روشن های امنیتی و تحدیدنگر است که می توان نوعی از " مشارکت " را در این ساختار متمرکز تعریف و تبیین کرد .

آقای حاجی بابایی باید دخالت سیاست را در امر آموزش به حداقل برساند وگرنه با زهم همان " دور باطل " تکرار خواهد شد و بی اعتمادی و بدبینی عمیق تر و وسیع تر خواهد شد و دوباره روز از نو و روزی از نو....
( 1 ) مقایسه دو برنامه از دو نفر که ادعای وزارت داشته و دارند ....

۱۳۸۸ آذر ۱۲, پنجشنبه

شكرانه وحدت يا نمايش اختلافات؟...واقعاً مگر خدا کارها را اصلاح کند!


نمایندگان دوره هشتم ترجیح داده بودند به جای حضور در این نشست به برنامه های دیگر خود بپردازند به نحوی که خبرگزاری ها خبر دادند امسال برای پر کردن صندلی های مجلس کارمندان مجلس به کار گیری شدند!


عصرايران - دومین نشست "شکرانه اتحاد" امسال در حالی از سوی علی لاریجانی رئیس مجلس هشتم برگزار شد که در جریان آن نه تنها اتحادی به چشم نمی خورد بلکه به نحوی بود که لاریجانی به جای شکر کردن خداوند به خاطر وحدت ، محبور شد برای « اصلاح امور » از خداوند استعانت کند! نشستی که لاریجانی با اعمال فشار برخی نمایندگان مجبور شد مهمانان سال گذشته را فاکتور بگیرد و بر خلاف سال قبل ، روسای مجالس قبلی را به آن دعوت نکند.




بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری فضایی در کشور حاکم شد که بیشتر به صحنه نزاع گروهی شباهت داشت و به همین دلیل رسانه ها اظهار خوشبینی و اظهار امیدواری کردند که با ابتکار لاریجانی شاید این فضای سیاسی تا حدی تلطیف شود ؛ نکته ای که لاریجانی آن را داستانسرایی رسانه ها نام نهاد.




البته وي در اين باره توضيح نداد که آیا پیش قدم شدن مجلس در وحدت جریان های سیاسی حتی به صورت نمادین در این کشور داستان و افسانه است که مطرح کنندگان آن داستانسرا نامیده شوند؟!




با اين حال ، مهمانی امسال لاریجانی سوت و کور تر از آن بود که بتوان به آن نشست سران قوا گفت چرا که رئیس قوه مجریه ترجیح داد همچون نشست اول لاریجانی در این مهمانی نیز حاضر نشود؛ هرچند غیبت احمدی نژاد در نشست سال گذشته یک مفهوم داشت و غیبت او در نشست امسال و بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یک معنا و مفهوم دیگر.




احمدی نژاد سال قبل در این اجلاس شرکت نکرد چون قرار بود در جریان آن ناطق نوری هاشمی رفسنجانی و کروبی و حداد که هرکدام به نوعی با او چالش هایی داشتند سخنرانی کنند . علاوه بر این اعلام شده بود سید محمد خاتمی و برخی دیگر از چهره های اصلاح طلب مهمان نشست شکرانه اتحاد هستند و قابل پیش بینی بود احمدی نژاد خود را در حلقه مخالفانش گرفتار نکند.




در حالی که امسال بعد از اعلام اولیه مبنی بر اینکه تنها سران سه قوه به نشست شکرانه اتحاد دعوت شده اند عملا انتظار می رفت رئیس دولت به عنوان یکی از سران قوا در مراسم حاضر شود اما چنين نشد و صندلي رئيس جمهور باز هم خالي ماند.




شاید اعلام دقیقه نودی دعوت از هاشمی رفسنجانی عاملی برای تردید احمدی نژاد اعلام شود در حالیکه نوع دعوت از هاشمی و آن هم تنها ساعاتی به برگزاری نشست همه حکایت از این داشت که هاشمی قطعا در این مراسم شرکت نمی کند و اتفاقا حضور او در این مراسم می توانست منشا سوال و حیرت شود به وي‍ژه آن كه پيشتر ، باهنر نائب رئيس مجلس گفته بود كه هامشي دعوت نشده است!




در نشست سال گذشته شکرانه اتحاد آیت ا... هاشمی شاهرودی، آیت ا... هاشمی رفسنجانی، دکتر علی لاریجانی،آیت ا... جنتی، حجت الاسلام محمدی گلپایگانی، آیت ا... مهدوی کنی، حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری، حجت الاسلام مهدی کروبی ، دکتر حداد عادل، حجت الاسلام سید محمد خاتمی ( به عنوان نماینده اردکان در مجلس اول و رئیس جمهور سابق کشورمان) ، ‌آیت ا... محمد یزدی ،حجت الاسلام دری نجف آبادی، آیت ا... امامی کاشانی ، عباسی وزیر تعاون، حاضر شده و عزت ا... سحابی، اسدا... کیان ارثی، هاشم صباغیان ،‌سید محمود دعایی ،‌ علی حکمت ( سر دبیر روزنامه توقیف شده خرداد) ، ابراهیم بای سلامی، علی اکبر محتشمی پور، صلواتی، جعفری و هادی غفاری نیز از جمله نمایندگان شاخص اصلاح طلبی بودند که دعوت لاریجانی را پذیرفتند و به بهارستان رفتند. نکته قابل توجه این بود که صندلی عزت ا... سحابی در کنار روح ا... حسینیان قرار گرفته بود.



با این حال امسال علی لاریجانی در اجلاس شکرانه اتحاد علاوه بر برادرش صادق که رئیس قوه قضاییه است تنها شاهد حضور حجت‌الاسلام گلپایگانی،، آیت‌الله مهدوی کنی، آیت‌الله جنتی، محسن رضایی، پورمحمدی، قالیباف، سردار نقدی و برخی وزرای دولت بود و از آن نشست پرجمعيت پارسال نه نامي بود و نه نشاني!




نمایندگان دوره هشتم نیز عليرغم استقبال از برگزاری شکرانه اتحاد در روز سه شنبه که معمولا مجلس در این روز جلسه علنی دارد ترجیح داده بودند به جای حضور در این نشست به برنامه های دیگر خود بپردازند به نحوی که خبرگزاری ها خبر دادند امسال برای پر کردن صندلی های مجلس کارمندان مجلس به کار گیری شدند!




با این حال لاریجانی انتظار نداشت احمدی نژاد برای دومین مرتبه دعوتش را اجابت نکند و به همین دلیل نارضایتی خود را در نخستین دقایق آغاز جلسه به اصطلاح شکرانه اتحاد اعلام کرد و گفت: آقایان احمدی‌نژاد و هاشمی رفسنجانی تشریف نیاوردند و از خداوند سلامت و صحت برای آنها آرزو می کنیم وامیدوارم ان شاءالله خداوند امورات را اصلاح کند!




اما توجيهات دو طرف براي نيامدن نيز جالب توجه بود: دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد که هاشمي دعوت نامه مجلس را ديروز دريافت كرد و به دليل تعيين شدن وقتي ديگر براي او كه از قبل در نظر گرفته شده امكان حضور در مجلس مهيا نشد .




احمدی نژاد هم به گفته رابط پارلمانی دولت ، قرار مصاحبه داشت و به همين دليل نتوانست بيايد و حال آن كه هر دوي اين ها مي توانستند ،‌با اندكي تغيير در برنامه هايشان-كه امري متعارف است- و اين همه حرف و حديث را به وجود نياورند.




در هر صورت برگزاری نشست شکرانه اتحاد برخلاف سال گذشته که با استقبال جریان های سیاسی مواجه و عاملی برای تعریف و تمجید از لاریجانی شد امسال باعث آزردگی خاطر لاریجانی شد و البته شاید برخی در کشیده شدن ماجرا به وضع فعلی بی تقصیر نبودند اما انفعال لاریجانی باعث شد با عدم دعوت از برخی مهمانان سال گذشته بهانه را از احمدی نژاد و دوستدارانش در مجلس بگیرد در حالی که احمدی نژاد نشان داد به جز حضور آن مهمانان دلایل دیگری نیز برای حاضر نشدن در مجلس دارد.




مراسم روز مجلس فرصتی بود برای نزدیک کردن افکار، نرم شدن دلها و باز شدن گره کور فضای سیاسی فعلی کشور که این فرصت بدون هیچ دستاوردی از دست رفت و عدم دعوت هاي معنا دار و غيبت هاي پرمعناي ديگر معادلات را پيچيده تر كرد... باید منتظر ماند تا این داستان به کجا ختم خواهد شد.

خیلی ها ماهواره دارند...خیلی ها انگلیسی بلد هستند...بعضی ها هنوز در خواب اند

در صداوسیما در به همان پاشنه قبلی می چرخد
خیلی ها ماهواره دارند...خیلی ها انگلیسی بلد هستند...بعضی ها هنوز در خواب اند
ما فقط از مدیران صداوسیما می خواهیم برای دریافتن اینکه چرا با ریزش مخاطب مواجه اند ، خبر چهارشنبه شب ساعت 21 خود را با این گزارش مقایسه کنند و ببینند چگونه دست بردن در اصل خبر و تحریف آن اعتماد بینندگان را بر باد می دهد.


عصر ایران: بدترین چیز برای یک رسانه انتشار اخبار خلاف واقع یا خبرهای دروغ است و هر چه دامنه گستردگی رسانه بیشتر باشد این آفت زیان بار تر شده و تاثیرات سوء آن گریبان طیف بیشتری از جامعه را خواهد گرفت .



در کشور ما تعیین مدیریت صداوسیما از سوی رهبری نظام به این معنا است که این رسانه باید ملی بوده و در خارج از جناح بندی های سیاسی حرکت کند . چرا که قانونگذار اگر می خواست رسانه صداوسیما حکومتی یا جناحی باشد انتخاب مدیراین رسانه را به دست هیئت دولت می سپرد یا اینکه اجازه می داد رسانه های خصوصی نیز در کنار رسانه دولتی تاسیس شوند و به کار اطلاع رسانی بپردازند.

نبود رسانه های خصوصی درقانون اساسی جمهوری اسلامی در کنار سپردن مسئولیت تعیین مدیر سازمان صداوسیما به رهبری نظام به این معنا است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هیچ یک از دو فرمول رسانه خصوصی و رسانه حکومتی مورد توجه نبوده بلکه هدف طراحان قانون ایجاد یک رسانه " ملی " بوده است که هم بتواند آزادانه از دولت انتقاد کند و هم اینکه تمامی جناح ها و گروه های سیاسی و اقشار و طبقات مختلف جامعه بتوانند از این تریبون استفاده کنند.


متاسفانه با وجودی که هدف اول طراحان قانون اساسی محقق شده و ما در عملا در ایران از داشتن نعمت رادیو تلویزیون های خصوصی محروم هستیم ، اما در طول 30 سال گذشته ( به ویژه در سال های اخیر) مدیران این رسانه عملا نتوانسته اند یک رسانه به تمام معنا " ملی " ایجاد کنند که آیینه تمام نمای تکثر موجود در جامعه ایرانی ( با همه گرایش های سیاسی ، مذهبی ، قومی و فرهنگی و...) باشد .

در این میان ، شواهد موجود نیز مبین کاهش چشمگیر مخاطبان این رسانه به ویژه پس از رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر در کشور است .

با این حال ظاهرا مدیران سیما پس از افت چشمگیر مخاطبان بیکار ننشستند و برنامه هایی برای افزایش مخاطبان این رسانه تدارک دیده اند که مثلا در یک مورد آن ( که مورد توجه ما خبرنگاران است ) در برنامه های خبری به ویژه دربخش خبری اخبار 21 شبکه اول سیما قابل مشاهده است .

جدای از انتقادات برخی ناظران از کپی برداری بودن این تغییرات ، ( برخی منتقدان معتقدند اگر رنگ آبی زمینه دکورهای این بخش خبری به رنگ قرمز تبدیل شود از لحاظ دکوری و صوری ( رنگ و لعاب) هیچ فرقی با شبکه فارسی بی بی سی نخواهد داشت ) باید اشاره کرد که مدیران سیما متاسفانه متوجه این قضیه نیستند که مشکل مخاطبان با دکور برنامه ها نبود ، بلکه با محتوای خبری و تحلیل های یک جانبه و عدم انتشار اخبار و وقایع روی داده و ارایه تفسیرهای جناحی و تخریب برخی چهره ها و لاپوشانی عیوب برخی چهره های دیگر و ... بوده است و صد البته تحریف هایی که به عنوان خبرهای واقعی به خورد مردم داده می شود!

برای یک نمونه و برای انجام مقایسه ای از اینکه کیفیت برنامه های سیما ( به ویژه در بخش های خبری و تفسیرهای سیاسی ) هیچ تغییری با گذشته نکرده تنها ارایه دو مثال ( یکی از حدود 6 ماه پیش و یکی از زمان حاضر کافی به نظر می رسد )

در هفته اول بعد از برگزاری انتخابات و هنگامی که شهر تهران و برخی دیگر از شهرها از فضای اعتراض جمعی از معترضان به نتایج انتخابات ملتهب بود ، بخش خبری " بیست وسی " شبکه دو مصاحبه ای از باراک اوباما رییس جمهور آمریکا را پوشش داد که مطالب بیان شده در آن خبر به نقل از مصاحبه اوباما به گونه ای فاحش خلاف آن چیزی بود ( که درست یا غلط) از سوی رییس جمهوری آمریکا درباره اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران ، بیان می شد . به گونه ای که شنوندگان متن اصلی این مصاحبه فحوای سخنان رییس جمهور آمریکا را درباره تظاهرات معترضان در تهران را بسیار محتاطانه توصیف کردند ، در حالی که در بخش خبری بیست و سی به گونه ای غیر قابل باور حرف های دیگری به نقل از رییس جمهور آمریکا درباره حمایت صریح و قاطعانه از " اغتشاشگران " در تهران نقل می شد!


نمونه اخیر نیز چهارشنبه شب ( 4 آذر) و در انعکاس خبر " نامه " باراک اوباما به لولاداسیلوا رییس جمهوری برزیل درباره سفر احمدی نژاد به برزیل روی داد.

در حالی که در اصل خبر که در روزنامه نیویورک تایمز آمریکا منتشر شده است (که سایت عصر ایران نیز روز گذشته آن را منتشر کرد ) در پاراگراف دوم به نقل از مشاور رییس جمهوری برزیل اشاره شده که اوباما در این نامه از سفر رییس جمهور ایران به برزیل ابراز ناخرسندی نکرده بلکه به رییس جمهور برزیل نوشته است که از فرصت این سفر و در گفت وگوهای خود با احمدی نژاد برای کمک به حل و فصل برنامه اتمی ایران و... استفاده کند ، اما بخش خبری 21 شبکه یک سیما چهارشنبه شب در انتشار این خبر می گوید : " اوباما با نگارش نامه ای به رییس جمهور برزیل از سفر احمدی نژاد به برزیل ابراز ناراحتی کرده و... "

ما فقط از مدیران صداوسیما می خواهیم برای دریافتن اینکه چرا با ریزش مخاطب مواجه اند ، خبر چهارشنبه شب ( 4 آذر ) بخش خبری 21 خود را با این گزارش مقایسه کنند و ببینند چگونه دست بردن در اصل خبر و تحریف اخبار اعتماد بینندگان به رسانه را بر باد می دهد.


البته در خصمانه بودن سیاست های آمریکا علیه کشورمان تردیدی نیست ولی چه نیازی هست برای اثبات مکرر این موضوع ، دروغ پردازی شود؟


واقعیت خبر نیز این بود که اوباما نه تنها از این سفر ابراز ناراحتی نکرده بود ، بلکه از رئیس جمهور برزیل خواسته بود که از فرصت سفر احمدی نژاد استفاده کند و او را برای تکمین از نظر قدرت های غربی ، متقاعد کند.

به نظر می رسد مدیران سیما به جای تغییر دکور و رنگ و لعاب برنامه ها بهتر است محتوای برنامه ها را اصلاح کنند ، تا اینچنین در بخش های خبری به شعور بینندگان توهین نشود و اخبار غیر واقع با هزینه بیت المال مردم به " خورد " آنها داده نشود !

مسئولان محترم صداوسیما باید متوجه شده باشند که دیگر آن روزهایی که تنها منفذ دریافت اطلاعات مردم شبکه های سیما بود گذشته است و مردم امروز به کانال های مختلفی برای دریافت و مقایسه صحت اطلاعات دسترسی دارند و البته ، خیلی ها هم انگلیسی بلدند و لذا این گونه خبر دهی بیش از آنکه منافع سیاسی عده ای را تامین کند آبرو و اعتبار رسانه ملی را خدشه دار می کند ( که تا حدود زیادی کرده است ) .


آقایان فراموش نکنند که صدا و سیما ، ملک مطلق آنها نیست که هر گونه خواستند با آبروی حرفه ای آن بازی کنند ، بلکه این سازمان ، رسانه ای ملی است که ذره به ذره اش متعلق به نفر به نفر همه ایرانیان است.

۱۳۸۸ آذر ۶, جمعه

جمهوري اسلامي ؛ آزمون تاريخي روحانيت شيعه

عصرايران - نظام جمهوري اسلامي ايران، از منظري كلان، صحنه آزمون تاريخي روحانيت شيعه در مقام حكومتگري و عدالت پروري بوده است. روحانيت شيعه در طول تاريخ تقريباً همواره در موضع اپوزيسيون قرار داشته و ناقد قدرت مستقر بوده است.




هر چند كه در دوران صفويه و قاجاريه، برخي روحانيان شيعه نزد حاكمان صفوي و قجري عزت و رفعتي داشتند اما روحانيت شيعه تا پيش از تاسيس نظام جمهوري اسلامي، در هيچ دوره اي از تاريخ ايران، بالاترين مرجع قدرت سياسي را براي مدت زماني طولاني در اختيار نداشت و در واقع در حوزه سياست قادر به " نظام سازي " نشد.



جمهوري اسلامي اما آزموني تاريخي براي روحانيت شيعه محسوب مي شود؛ چه اكنون روحانيت در ايران همه چيز را در اختيار دارد. در ايران امروز ارتش، سپاه، دانشگاه، صدر و ذيل حكومت و تمامي ابزار قدرت اينك در دست روحانيت است.



سرزمين ايران پيش از آشنايي با اسلام، عرصه آزمون تاريخي روحانيت آيين زرتشت بود. روحانيان زرتشتي در دوره ساسانيان البته منشا و مبدا تمامي نابساماني ها و بي عدالتي هاي حاكم بر ايران زمين نبودند ولي در آزمون تاريخي خود كارنامه اي غير قابل قبول از خود بر جاي نهادند. در باب فساد و خرافه سازي و عدالت سوزي روحانيان زرتشتي، سخنان بسيار در متون تاريخي رفته است.



در متون معاصر نيز نمايشنامه " مرگ يزدگرد " بهرام بيضايي به خوبي نشان مي دهد كه روحانيت آيين زرتشت در زمان حمله مسلمانان به ايران، چگونه در خانه اوهام و خرافه نشسته بود و تا چه حد در ركاب قدرت و به دور از درد و رنج رعيت بود.



باري ايرانيان يكبار شكست اخلاقي و عملي روحانيان خود را تجربه كرده اند و همين امر يكي از عوامل اصلي ورود آنان از آتشكده ها به مساجد بود. فساد دامنگير روحانيت زرتشتي در كنار فترت گريبانگير حكومت ساسانيان در نهايت زمينه ساز فرو ريختن " برج موريانه " پادشاهي ساسانيان در ايران آن زمان شد.



سالها پيش عبداكريم سروش در مقاله " تاريخ و كلام "، در تبيين لف و نشر تاريخي مكتب به اين نكته اشاره كرد كه تاريخ آزمايشگاه ايدئولوژيها و مكاتب گوناگون است. بدين معنا كه نظامهاي عقيدتي گوناگون در عرصه تاريخ آزمون خود را پشت سر مي گذارند و ميان شكست عملي يك نظام عقيدتي و خلل نظري آن نسبتي وجود دارد. به عنوان مثال فروپاشي بلوك شرق را نمي توان يكسره بي ارتباط با نادرستي عقايد و يا ناكارآمدي تئوريهاي ماركسيستي دانست.



از اين منظر اگر تاريخ صد بار ديگر نيز تكرار شود، باز هم نظامهاي سياسي برآمده از ماركسيسم فرومي پاشند. البته سروش بعدها از اين راي خود بازگشت و بر نقش عنصر تصادف در تاريخ تاكيد كرد؛ بدين معنا كه بسياري از ظفرها و هزيمت هاي تاريخي را محصول تصادفات تاريخي دانست؛ تصادفاتي كه وقوع آنها گاه موجب حيات يك نظام رو به اضمحلال و گاه موجب ممات نظامي به ظاهر سر پا مي شوند.



مثلاً اگر در سال 1976 جمهوريخواهان در انتخابات رياست جمهوري آمريكا پيروز مي شدند و شعار فضاي باز سياسي از سوي كارتر دموكرات موجب تغيير سياست داخلي رژيم شاه نمي شد، چه بسا كه خاندان پهلوي هنوز بر سرير سلطنت بودند و تحولات سياسي ايران به سمتي مي رفت كه امروز به جاي جمهوري اسلامي، سلطنت مشروطه در ايران محقق شده بود.



فارغ از اينكه نقش عنصر تصادف در شكل گيري تحولات تاريخي تا چه حد است و چگونه مي توان آن را تبيين كرد و نيز فارغ از اينكه چه نسبتي ميان سرنوشت نظامهاي سياسي و سرشت نظامهاي عقيدتي تكيه گاه اين نظامها وجود دارد، اين نكته را نمي توان انكار كرد كه داوري افكار عمومي درباره يك نظام عقيدتي تا حد بسيار زيادي تحت تاثير عملكرد نظام سياسي برآمده از آن نظام عقيدتي است.



هر چند كه صحت و سقم گزاره هاي فكري في نفسه ربطي به عمل سياستمداران معتقد به آن گزاره ها ندارد، ولي عموم مردم هيچ گاه داوري خود در باب يك نظام سياسي را متوقف بر موشكافي زيربناي تئوريك آن نظام سياسي نمي كنند؛ افكار عمومي حكم ايدئولوژي ها را بر اساس عملكرد حاميان و حاملان آن ايدئولوژي ها صادر مي كند.



بنابراين اگر حكومت روحانيان در ايران به ناكامي بيانجامد، در آينده كمتر كسي با اين استدلال كه كارگزاران جمهوري اسلامي نتوانستند آرمانهاي روحانيان را محقق كنند و بايد كارگزاراني كارآمد را جايگزين آنها ساخت، از ضرورت تاسيس مجدد " حكومت روحانيان " دفاع مي كند.



به هر حال آينده جمهوري اسلامي و ايران نشان خواهد داد كه نمره آزمون تاريخي روحانيت شيعه ايران در نظام سازي سياسي چه خواهد بود اما آنچه كه اكنون در اين باره مي توان گفت اين است كه زمان به سرعت مي گذرد و هيچ فرد يا مجموعه اي براي هميشه فرصت عمل در اختيارش نيست و به فرموده حضرت علي ( ع ) فرصتها چون ابر درگذرند. بنابراين انچه كه امروز در اختيار ماست، شايد كه فردا از دست رفته باشد.



تحولات سياسي اخير ايران هشداري به زعماي قوم و علماي قم بود كه به عنوان متوليان حكومت و مذهب، فرصت عمل خويش را پاس بدارند و مانع از آن شوند كه حكومت ديني در ايران امروز به سرنوشت حكومت ديني در ايران باستان و اروپاي قرون وسطي دچار شود و ملت ايران در باب حكومت علماي شيعه همان حكمي را صادر كنند كه ايرانيان و اروپاييان پيشين در باب موبدان و كشيشان صادر كردند.

هومان دورانديش

سايت ايرانيان انگلستان

۱۳۸۸ آذر ۵, پنجشنبه

تصاویری که اشک خیلی ها را درآورد

امروز ایمیلی دریافت کردم با عنوان “تصویری که اشک هزاران نفر را ریخت”. ایمیل تصاویری از یک ماده شیر را نمایش می داد که پس از شکار کردن یک بز کوهی آفریقایی متوجه حامله بودن آن می شود و به جای خوردن شکارخود سعی می کند بچه درون شکم بز کوهی را نجات دهد. مطلبی که در ایمیل در مورد این تصاویر آمده بود این بود:



این شیرماده پس ازشکارکردن متوجه می شودکه شکارش بارداربوده وابتدابه نجات بچه شکارخودمی پردازد وبدون دریدن شکاری که بازحمت بدست آورده٬ بروی زمین درازکشیده ودق می کند.

مردن ماده شیر آن هم به این خاطر خیلی برایم عجیب بود، هر چند کل این داستان عجیب و تکان دهنده بود. این بود که به دنبال یافتن منبع اصلی تصاویر گشتم و تقریبا بلافاصله با وبسایت آقای Grey van der walt برخورد کردم، منبع اصلی این تصاویر تکان دهنده. اما در منبع اصلی خبری از مردن ماده شیر نبود. این شد که ایمیلی به ایشان نوشتم و از خود ایشان پرسیدم. جالب است که قبل از این خیلی های دیگر نیز در وبلاگ هایشان و یا وب سایت هایی که در مورد این تصاویر مطلبی نوشته اند مدعی شده اند آن ماده شیر پس از کمک به بچه آن بز کوهی می میرد! اما طبق جوابی که ایشان به من دادند نه تنها آن ماده شیر نمی میرد بلکه هم اکنون صاحب ۵ توله شیر هم هست!


و اما داستان واقعی این تصاویر عجیب و تکان دهنده در دنیای وحش:

یک صبح سه شنبه در حالی که عکاس به همراه تیم همراهش برای یافتن رد پایی از شیرها به سمت جنوب Madikawe حرکت می کنند به طور کاملا غیر منتظره با لاشه یک بز کوهی و شیری در حال نفس نفس زدن در کنار لاشه او روبرو می شوند. شیر که مشخص است تازه شکار خود را بر زمین زده است کنار لاشه حرکت می کند. اما بر خلاف آنچه انتظار می رود، شیر ماده شکار خود را نمی خورد. عکاس که از دور شاهد این ماجراست شروع به تصویر برداری می کند. در زیر تصاویر این حادثه نادر را می بینید:

ماده شير و لاشه شكاري كه تازه از نفس افتاده است.



             اولین کار شیر بعد از شکار دریدن شکم شکار است. این را در تمام کتاب های جانورشناسی می توانید بیابید!


تا اینجا همه چیز مانند کتابهایی که خوانده ایم پیش می رود. دوستان من نیز در اتومبیل توسط دوربین دوچشمی و فیلمبرداری مشغول تماشای صحنه هستند. و ما این طور تصور می کنیم که شیر در حال خالی کردن محتویات شکم شکار خویش است. که ناگهان یکی از دوستان من فریاد می زند: آن محتویات شکم نیست!


 و اینجا بود که ما متوجه شدیم بز کوهی آفریقایی کشته شده حامله بوده است.


 و حالا در مقابل خود شیری را می بینم که طعمه کشته اش حامله بوده است. در این مواقع شیرها به کار خوردن خود ادامه می دهند البته اگر مشکلی پیش نیاید. و اما از اینجا به بعد بود که ما را به حیرت واداشت... ماده شیر جنین بز کوهی را به آرامی به زمین گذاشت و شروع به بوییدن او کرد.


 زبان بدن برای یک ماده شیر و در موقعیت او بسیار عجیب بود. او از اتفاقی که افتاده بود سخت متحیر و مات و مبهوت بود. به اطراف خود نگاه می کرد تا ببیند آیا کسی برای کمک کردن هست...


 بعد از مدتی ماده شیر به خالی کردن محویات شکم بز کوهی ادامه داد و در تمام مدت اینطور به نظر می رسید که سعی می کند تا حد امکان از جنین دور باشد...


 بعد از مدتی دیگر و در حالی که هنوز هیچ قسمت از بند شکار خود را نخورده است، مجددا توجه اش به سمت جنین می رود و به آرامی او را از زمین بلند می کند.


 او ایستاده است در حالی که جنین بز کوهی در دهانش است و برای مدتی به اطراف نگاه می کند. به همه جهت ها، شاید برای یافتن چیزی... و بعد از چند دقیقه به آرامی به سوی بیشه ای که در نزدیکی شکارش است حرکت می کند.


 او مجددا می ایستد و جنین را به آرامی بر زمین می گذارد. و در تمام مدت با نگاهی هیجان زده و عصبی به اطراف نگاه می کند. سپس با نوک بینی به جنین ضربه می زند و به آرامی او را درست مانند توله هایش از پشت گردن میگیرد و بلند می کند...


 او مجددا به اطرف نگاه می کند و به آهستگی به سمت بیشه می رود... با دقت به سمت بیشه زار پیش می رود جایی که تصمیم دارد جنین را در آنجا بگذارد. چندین بار به جنین ضربه می زند و در تمام مدت با حالتی نگران به اطراف نگاه می کند شاید انتظار کمکی یا خطری را می کشد...


بعد از چند دقیقه دوباره به سمت لاشه شکاری بر میگردد که هنوز چیزی از آن را نخورده است. کنار او می ایستد و سپس به آرامی همانجا دراز می کشد. شیر ماده به چه چیزی می اندیشد؟ چرا او این چنین عمل کرد؟


طبق گفته آقای Grey van der walt عکاس این صحنه شگفت آور، این یکی از عجیب ترین و خارق العاده ترین صحنه هایی بوده است که در حیات وحش و درطول عمر خود مشاهده کرده است.


مطالب بالا را همراه با توضیحاتی اضافه که بعداْ آقای Grey van der walt در وبلاگ خود راجع به این تصاویر نوشته است می توانید در لینک های زیر مطالعه نمایید:

Brutal or Amazing. you Decide…


Brutal or Amazing. An Update


The Brutal Lioness is not Dead

منبع : وبلاگ رسانه

كاريكاتوري از صد سال پيش : مار و عقربهاي ...... به جان مشروطه افتادند !









اين كاريكاتورها از فكاهي نامه "ملا نصرالدين" است و تقابل مشروعه و مشروطه را مي نماياند: همانطور كه مي بينيم، مار و عقربهاي ...... به جان فرشته مشروطه افتاده اند.




اگر مي بينيم .... قدرت را چارچنگولي چسبيده اند و براي حفظ آن خباثت و جنايت مي كنند، براي آن است كه براي به چنگ آوردن آن قرنها كمين كرده بودند.



..... هميشه در قدرت شريك بودند. آنها در ...... فرصت يافتند كه كل قدرت را قبضه كنند.

درهمين فكاهي نامه كاريكاتور ديگري هم هست كه آرزوي آزاديخواهان را نشان ميدهد: در حالي كه آزاديخواهان در بهشت به سر مي برند، مرتجعان در آتش جهنم مي سوزند.







ملانصرالدين" نام نشريه‌اي بود كه به سردبيري جليل محمدقلي‌زاده به زبان تركي آذربايجاني و گاهي اوقات به زبان روسي منتشر مي‌شد. اين نشريه در ابتدا در تفليس (از ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۷) منتشر مي‌شد و سپس در تبريز (در ۱۹۲۱) و باكو (از ۱۹۲۲ تا ۱۹۳۱) انتشارش ادامه يافت.



اين نشريه كه به انتقاد از حكومت‌هاي ايران و عثماني و نيز خرافات و عادات مردم قفقاز و كشورهاي اسلامي مي‌پرداخت نقش مهمي در بيداري مردم و جنبش مشروطه ايران داشت.



ميرزا علي‌اكبر صابر با نام مستعار هوپ‌هوپ در آن اشعار انتقادي خود را منتشر مي‌كرد.



كاريكاتورهاي آن كه به دست عظيم عظيم‌زاده و اسكار شيمرلينگ و يوزف روتر آلماني كشيده مي‌شد از شاهكارهاي كاريكاتور سياسي و اجتماعي است.



اين روزنامه تأثير زيادي بر نشريه صوراسرافيل داشت.



انتشار ملانصرالدين مهم‌ترين كار فرهنگي جليل محمدقلي‌زاده بود و دشمنان زيادي از مستبدين و ملايان براي او ساخت. روزنامهٔ ملانصرالدين نوشتارهايي روشنفكرانه و اصلاح‌طلبانه داشت و اين امر باعث شد تا مسلمانان به تكفير و آزار مدير، كاركنان و حتي فروشندگان آن دست بزنند.



دستگاه سانسور تزار و نيروهاي سياه فئودال هم به دست و پا افتاد . با نشر هر شماره بر تعداد دشمنان و بدخواهان افزوده مي شد و روحانيان در مساجد و منابر ناشرين و خواندگان آن را لعن و تكفير مي كردند و آنان را دشمن اسلام مي خواندند.



محمدقلي‌زاده ناچار شد براي گريز از تعرض مسلمانان در محله گرجي‌نشين تفليس اقامت كند. در بايگاني شخصي دست‌نوشته‌هاي جليل محمدقلي‌زاده، نامهٔ يك مسلمان تندرو در ده قاسم‌كندي ديده مي‌شود كه محمدقلي‌زاده را با دشنام شديد تهديد به قتل و خونريزي كرده‌است.

منابع:



- ملانصرالدين جليل محمدقلي‌زاده، به كوشش محسن قشمي، تهران: نشر ثالث، ۱۳۷۶. صص۲۷-۲۹، شابك



- آرين پور، يحيي. (1372). از صبا تا نيما. تهران: زوار.ج2


http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=95438


منبع تصويرها:

http://www.nobahaar.com/post/14.htm

سایت ایرانیان انگلستان


شاهكار فتوشاپ روزنامه كيهان , مقايسه دو تصوير از احمدي نژاد در تبريز

عكس بالايي عكس صفحه اول روزنامه كيهان و عكس پائيني در همان لحظه متعلق به خبرگزاري مهر است








سایت ایرانیان انگلستان

۱۳۸۸ آذر ۴, چهارشنبه

بیش از 33 هزار دانش آموز تهرانی سال گذشته تجدید و مردود شدند.

بررسیهای دفتر آمار رسمی وزارت آموزش و پرورش بیانگر آن است که در سال تحصیلی گذشته بیش از 33 هزار دانش آموز تهرانی در مقاطع مختلف تحصیلی تجدید یا مردود شده اند که از این تعداد بیشترین آنها مربوط به دوره راهنمایی بوده است.



به گزارش خبرگزاری مهر، دفتر آمار رسمی وزارت آموزش و پرورش روز یکشنبه اعلام کرد که بر اساس تحقیقات صورت گرفته در این مرکز ، «27 هزار و 378 دانش آموز در سه دوره ابتدایی، راهنمایی، متوسطه در سال تحصیلی 86-87 تجدید شده اند» و دانش آموزان دوره راهنمایی با تعداد 26 هزار و 148 نفر بیشترین میزان این مردودی ها و تجدیدی ها را به خود اختصاص داده اند.



براساس همین گزارش،آموزش و پرورش شهر تهران در میان 31 استان ایران در دوره ابتدایی رتبه چهارم، راهنمایی یکم و اول متوسطه رتبه 26 را دارد.


به گزارش خبرگزاری مهر، این دفتر همچنین در تاریخ 5 آبانماه آمار دیگری مبنی بر تجدیدی یا مردودی یک میلیون دانش آموز ایرانی در مقاطع مختلف تحصیلی را منتشر کرد.


این تحقیقات آماری که در دفتر آمار سال تحصیلی 87-86 وزارت آموزش و پرورش صورت گرفته است بیانگر این واقعیت است که در سال تحصیلی گذشته 709 هزار و 854 دانش آموز در پایه های تحصیلی اول ابتدایی تا اول متوسطه در امتحانات خردادماه تجدید شده اند.


بر اساس نتایج حاصله دانش آموزان مقطع راهنمایی با 572 هزار و 123 دانش آموز در رتبه نخست آمار تجدیدی ها قرار دارند و بیشترین آمار مردودیها مربوط در دوره ابتدایی در پایه اول با 31 هزار و 103 دانش آموز است.




منبع: صداي معلم




۱۳۸۸ آذر ۳, سه‌شنبه

راه ورود موتور جستجوگر به سایت شما چیست؟


اگر می خواهید موتور جستجوگر را به میهمانی سایتتان دعوت کنید باید راه را هم به وی نشان دهید و وی آدرس سایت شما را بداند. این راه چیزی جز یک پیوند ناقابل از سایتهای دیگر نیست.


موتور جستجوگر بهانه های بسیاری برای نپذیرفتن این دعوت دارد زیرا در همان لحظه به سایتهای بسیار دیگری هم دعوت شده است! بنابراین باید در آدرس دادن نهایت دقت را انجام دهید.

برای روشنتر شدن موضوع، چگونگی کارکرد موتور جستجوگر را با هم بررسی می کنیم.

موتور جستجوگر چگونه کار می کند؟

طرز کار موتور جستجوگر به طور خلاصه بدین گونه است که آن یک آدرس وب را می یابد، آنرا دنبال می کند و به صفحه ای می رسد.

محتوای آن صفحه را می خواند و پارامترهای آن را مشخص می کند. به عنوان مثال تعداد کلمات متن آن صفحه، حجم و تاریخ به روز رسانی آن، بعضی از پارامترهای آن صفحه است. سپس پارامترهای تعیین شده را به همراه آدرس آن صفحه به بایگانی موتور جستجوگر ارسال می کند و این اطلاعات در آنجا پس از فشرده سازی، ذخیره می گردد.

حال اگر کاربری که دنبال چیزی می گردد کلماتی را جستجو کند، موتور جستجوگر در پایگاه داده ای که تشکیل داده است ابتدا تمام صفحات مرتبط با موضوع جستجو شده را می یابد و سپس مرتبط ترین را به عنوان اولین نتیجه جستجو و بقیه صفحات را بر اساس میزان ارتباط بعد از آن در اختیار کاربر قرار می دهد.

به عبارت دیگر اگر تعداد نتایج جستجو ۱۰۰۰ مورد باشد، سایت رده اول مرتبط ترین و سایت رده ۱۰۰۰ کم ارتباط ترین سایت به موضوع جستجو شده می باشد.

به آدرس دادن برگردیم.

شما می توانید آدرس خود را روی تکه کاغذی مچاله شده به مهمان خود بدهید و یا آنرا به شکلی بسیار با کلاس و خاطره انگیز تقدیمش کنید. حتما همه ما حالت دوم را ترجیح می دهیم. پیوندی هم که شما با آن موتور جستجوگر را به پارتی سایتتان دعوت می کنید، بسیار مهم است: همواره پیوند به سایتتان را در سایت (صفحات) مهم دیگر قرار دهید تا موتور جستجوگر نه یکبار که چندین بار به سایت شما از آن طریق مراجعه کند.

موتور جستجوگر، کافیست که آدرس سایت شما را یاد بگیرد. آنوقت می توانید مطمئن باشید که هر ماه حداقل یکبار بدان مراجعه می کند. اما اگر پیوندهای سایتتان در سایت های معتبر و مهمی باشند آنوقت بیش از یکبار در ماه و حتی هر چند روز یکبار بدان مراجعه می کند. پیوند دادن و پیوند گرفتن امروزه مقوله ای بسیار جدی میان مدیران سایتهاست. شاید هر روزه میلیونها پست الکترونیک فقط برای این موضوع میان مدیران سایتها رد و بدل می شود.

البته مدیران سایتها نیز خسیس شده اند و به سادگی لینک نمی دهند. به سایت شما لینک نمی دهند تا زمانیکه به سایت آنها لینک ندهید: به من لینک بده تا من به تو لینک بدهم!


البته شاید حق دارند (PAGE RANK)


شما هم باید موضوع پیوندها را جدی بگیرید و تعداد پیوندهای به سایتتان را افزایش دهید.


حالا که بحث به اینجا کشیده شده است، اجازه دهید خود را ملزم به رعایت چند قانون ساده کنیم:

▪ در سایتتان حتماً صفحه ای را برای لینک دادن به سایتهای دیگر، اختصاص دهید.


▪ اگر سایتی محتوای مناسبی دارد، حتما به آن لینک بدهید حتی اگر از شما درخواست هم نکرده باشد.


با اینکار شما به طبیعت اینترنت احترام می گذارید و همچنین منابع مفید را به کاربران سایتتان معرفی می نمایید.


▪ از سایتهایی لینک بگیرید که به محتوای سایتتان ارتباط دارند.


▪ لینکها را تنها برای صفحه اول سایتتان درخواست نکنید.


▪ برای لینک گرفتن از سایتهای با ارزش، وقت صرف کنید.


● اما چرا پیوندها مهم هستند؟


▪ یکی از مهمترین دلایل آنست که ما با کمک آنها می توانیم موتورهای جستجوگر بیشتری را به سایتمان دعوت کنیم. لطفا دقت کنید که درست است که گوگل غول دنیای جستجوست اما موتورهای جستجوگر مهم دیگری نیز وجود دارند که شما نمی توانید از آنها غافل باشید.


یاهو نمونه ای از آنهاست. هر چه موتورهای جستجوگر بیشتری سایت شما را بشناسند، بهتر است.

▪ حدود بیست درصد مراجعات به وب سایتها از طریق دنبال کردن لینکهای موجود در وب است. چرا کاربران وب از طریق همین پیوندها به سایت شما مراجعه ننمایند؟


▪ اگر بدون درخواست شما به سایتتان لینک داده می شود، می تواند دلیل آن باشد که محتوای سایتتان برای سایت های دیگر مفید و مناسب بوده است و این می تواند معیار ارزیابی خوبی برای سایتتان باشد.

منبع: سایت مقالات علمی ایران



9 نکته‌ای که باید درباره آلودگی ویروسی رایانه های خود بدانید



نرم افزارهای مخرب یا Maleware ها مسیرهای هموار زیادی برای نفوذ به داخل رایانه های شخصی دارند که با شناختن آنها و عملکرد این نرم افزارها یا ویروسها می توان به میزان محافظت و ایمنی رایانه ها و اطلاعات شخصی کاربران افزود.




به گزارش خبرگزاری مهر، آخرین گزارش 232 صفحه ای اطلاعات ایمنی شرکت مایکروسافت از نکته های پر اهمیتی در رابطه با ایمنی رایانه های شخصی برخوردار است که نشریه لایو ساینس با توجه به این گزارش، نکاتی مهم در رابطه با نرم افزارهای مخرب که به آلودگی Malware شهرت پیدا کرده اند را معرفی کرده است.



1- آلودگی همه جا اتفاق می افتد: بر اساس گزارش مایکروسافت تعداد زیادی از رایانه هایی که در نیمه اول سال 2009 برای ردیابی آلودگی رایانه های خود به ابزار پاک کننده نرم افزارهای مخرب مایکروسافت رجوع کرده اند به Malware های قابل ردیابی و شناسایی آلوده شده بودند. منشا این آلودگی ها سیبری و مونته نگرو شناسایی شده اند زیرا درصد آلودگی در این مناطق به 97.2 درصد رسیده است. این میزان در ترکیه 32.3 درصد، در برزیل 25.4 درصد، در اسپانیا 21.6 درصد، در کره جنوبی 21.3 درصد، در عربستان 20.8 درصد و در تایوان 20.4 درصد اعلام شده است. پاک ترین رایانه ها در این گزارش به فنلاند و آمریکا تعلق داشته اند. البته رایانه های مکینتاش اپل از جمله رایانه هایی هستند که آلودگی به ویروسها و نرم افزارهای مخرب در آنها بسیار نادر است، نکته ای که در گزارش مایکروسافت به آن اشاره ای نشده بود.

2- ویروسها برای خود اکوسیستم تشکیل می دهند: ویروسهای رایانه ای وجود دارند که خود را کپی کرده و در میان رایانه های دیگر منتشر می شوند، این نوع از ویروسها در صورتی که از طریق نامه های الکترونیکی انتقال پیدا کنند کرم نامیده می شوند. تروجانها، Spyware، Adware و Maleware ها از جمله ویروسها و نرم افزارهای مخربی هستند که بدون آگاهی کاربر به رایانه وی وارد شده و می توانند علاوه بر ایجاد مزاحمت خسارات قابل توجهی را نیز به وجود آورند.

3- نرم افزارهای مخرب منابع متعددی دارند: کاربر می تواند این نرم افزارها را از یک وب سایت و یا کلیک کردن بر روی نامه های الکترونیکی ناشناخته یا اسپمها دریافت کند. دانلود نرم افزارهای رایگان در اینترنت و یا استفاده از ابزارهای آلوده مانند حافظه های یو اس بی آلوده از دیگر روشهای رایج نفوذ انواع ویروسها یا Maleware ها به رایانه است.


4- Maleware ها گاز می گیرند: تروجانها از این قابلیت برخوردارند تا نرم افزارهای مخرب دیگری را بر روی رایانه دانلود کرده و تخریب رایانه را با کمک آنها آغاز کنند. به گزارش مهر، ربودن رمزهای عبور، اطلاعات حساب بانکی و دیگر اطلاعات خصوصی برای دسترسی به حساب مالی کاربر از جمله توانایی های تروجانها به شمار می رود و حتی می توانند کنترل رایانه را به دست گرفته و از آن برای ارسال نامه های اسپم استفاده کنند.

5- تروجانها فعالتر از همیشه: این نوع از نرم افزاهای مخرب نسبت به دیگر ویروسها بسیار فعالتر هستند به طوری که در گزارش مایکروسافت 42 درصد از نمونه های آلوده به تنهایی به تروجانها آلوده شده بودند، پس از آن ویروس Adware با 16.3 درصد و ویروس سارق رمزهای ورود با 4.1 درصد از عوامل آلودگی های رایانه ای به شمار می روند.


6- میزان آسیب پذیری رایانه ها متغیر است: تمامی سیستم های عامل از میزان آسیب پذیری یکسانی برخوردار نیستند. گزارش مایکروسافت نشان می دهد میزان آلودگی ویندوز XP پس از به روز رسانی 32.5 درصد یعنی چهار برابر میانگین جهانی است. این میزان در ویندوز XP سرویس پک 3 و ویندوز ویستا به ترتیب کاهش پیدا می کند.


7- عملیات به روز رسانی: گزارش مایکروسافت نشان می دهد میزان آلودگی نسخه 64 بیتی یک نرم افزار یک سوم کمتر از میزان آلودگی نسخه 32 بیتی همان نرم افزار است.


8- تنها Maleware ها خطرناک نیستند: نامه های الکترونیکی جعلی که به نامه های فیشینگ شهرت پیدا کرده اند در حال حاضر در دسته تهدیدهای جدی برای کاربران رایانه به شمار می روند زیرا این نامه ها کاربران را به گونه ای فریب می دهند تا به راحتی به اطلاعات شخصی و ارزشمند آنها با هدف سرقت یا کلاهبرداری دسترسی پیدا کنند. این سبک از تهدیدهای رایانه ای پس از شکل گیری سایتهای اجتماعی گسترش پیدا کرده اند.

9- سلولهای خاکستری خود را به روزرسانی کنید: نرم افزارهای نمی توانند از شما در برابر نامه های فیشینگ محافظت کنند، تنها حس و تفکر شما است که از شما در برابر این تهدیدها مراقبت خواهد کرد. پس هر نوع نامه الکترونیکی که از شما تقاضای اطلاعات شخصی یا شماره حساب برای عضویت در سایتها، بازیها و یا استفاده از مزایای مالی یک شرکت را داشت بدون درنگ آن را پاک کنید.


منبع : علمی. کتاب .مجله و..