۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

مير حسين موسوي :با روحیه جمع بودن و حفظ هویت در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کنیم/ جنبش سبز حتی با کسانی که عقاید ما را ند

مير حسين موسوي : با روحیه جمع بودن و حفظ هویت در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کنیم
جنبش سبز حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند دوست است
 کلمه:مهندس میرحسین موسوی تأکید کرد: جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی دهد.
به گزارش خبرنگار “کلمه” مهندس موسوی که در جمع دانشجویان سخن می گفت افزود: دلیل اینکه به جنبش سبز با چنین شدتی هجمه می شود این است که روی مراجع، روحانیت و متدینین اثر بگذارند اما به صراحت اعلام می دارم جنبش به هیچ وجه به خارج وابسته نیست.
موسوی تاکید کرد نیرویی که امروز به صحنه آمده و تنها خواسته‌اش این است که به قانون و به ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی برگردیم که یکی از آنها استقلال است، مورد تهمت قرار می‌گیرد که آیا به بیگانه وصل است یا تحت تأثیر آنها است یا نیست.
وی افزود: یادآور می شوم این هجمه ها نیز ما را در شعار دچار عدم تعادل نمی کند.
مهندس موسوی۲۲ بهمن ماه را یک روز جامع و از ایام الله خواند و گفت: باید با روحیه جمع بودن اما ضمن حفظ هویت در این گونه حرکت ها حضور داشته باشیم.
مهندس موسوی جنبش سبز را جنبش جوانی نامید که جوانان در آن سهم بالایی دارند، اما تصریح کرد: جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرایی در این جنبش بسیار قوی است.
وی حفظ خردگرایی در کنار شور جوانان را سرمایه ای بزرگ برای کشور خواند و با اشاره به اینکه باید حرکت ناصحانه خود را حفظ کنیم، افزود: حرکت جنبش سبز مسالمت آمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد.
به گزارش کلمه، مشروح سخنان مهندس میر حسین موسوی، نخست وزیر محبوب امام خمینی(ره) به شرح زیر است:
دهه فجر را خدمت شما دانشجویان و جوانان عزیز تبریک می‌گویم. این دهه یادآور یک انقلاب بزرگ است. وقتی می‌گوییم انقلاب بزرگ فقط به قضاوت یک طیف، گستره و یا دسته در نظام خودمان مربوط نیست.این انقلاب یک پدیده شگفت‌آور در دوران خود بود که آ‌ثار بسیار عمیقی در سطح جهانی بر جای گذاشته است.
نکته‌ای که فوق‌العاده مهم است این‌که خود انقلاب نتیجه ۲۰ سال تلاش ملت است و این‌گونه نیست که فقط یک عده‌ای در یک سال یا در روندهای محدودی به صحنه آمدند و فداکاری کردند و این انقلاب پیروز شد. این انقلاب نتیجه تلاش‌های بی‌شمار و تجارب فراوان بود. از نظر اندیشه‌ای سابقه موضوع به بیش از چند دهه می‌رسد. منتها اتفاقاتی نزدیک پیروزی انقلاب در کشور افتاد که انقلاب را تسریع کرد و وسعت بخشید و آن را گسترش داد و ما شاهد یک انقلاب عظیم بودیم.
دلایل مختلفی هم برای پیروزی انقلاب در سال ۵۷ ذکر کرده‌اند، دلایل سیاسی، اقتصادی و مهم‌تر از آن رهبری درخشان حضرت امام (ره) که نقش بسیار اساسی در این رابطه داشته‌اند. اما هیچ‌یک از این دلایل نباید ما را از ریشه‌ها غافل کند. باید مجموعه عوامل را با هم دید.
تحلیل شعارهایی که مردم در دوران پیروزی انقلاب و بعد از پیروزی انقلاب سر می‌دادند برای ما مهم است، «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» یک شعار کلیدی در آن موقع بود که باید معنای آن تبیین شود و دلایل تاریخی که مردم به این شعارها رسیدند مورد توجه قرار گیرد. اما شعارهای دیگری وجود دارد که امروز در سایه قرار گرفته و آن شعارها نیز خود تکمیل‌کننده این شعار اصلی است.
شعاری انقلابی که در سایه قرار گرفت…
یکی از شعارهایی که در راهپیمایی‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح شد، چون در فاصله ۲۲ بهمن ۵۷ تا تقریباً یک سال بعد، هر چند روز یک بار راهپیمایی داشتیم. مخصوصاً در بهار سال ۵۸ این شعار سر داده شده که «در بهار آزادی، جای شهدا خالی»؛ این شعار را کسی به مردم یاد نمی‌داد، بلکه مردم خود لمس می‌کردند که عده‌ای برای آزادی ایستادند و جنگیدند چون یکی از اهداف اصلی انقلاب اسلامی نیل به آزادی بود و حسرت دوستان خود را می‌خوردند که آنها «بهار آزادی» را ندیدند و لذت و وسعت آن را لمس نکردند. ضمن اینکه آن موقع باب شد وقتی خانواده‌ای شهید می‌داد به او تبریک می‌گفتند. به یاد دارم، در بالای منزل خانواده شهدا پرچم می‌زدند. این مسائل از ابتدای دوران پیروزی انقلاب شروع شد و به دفاع مقدس هم رسید. ولی در عین حال این حسرت وجود داشت که عده‌ای از یاران، این دوران را ندیدند.
تدوین کنندگان قانون اساسی به چه می اندیشیدند؟
خود این شعار به نظر من اگر دقت کنیم و فراگیری آن را لمس کنیم هم در ایجاد و تفسیر قانون اساسی و هم در تفسیر شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، نقش بزرگی می‌تواند داشته باشد.
وقتی به قانون اساسی باز می‌گردیم، بسیار مهم است که فضایی که منجر به نوشتن این قانون شد را در نظر بگیریم. دقت در آن فضا منجر به این می‌شود که اگر شناخت دقیقی از مسئله نداریم، که این قانون اساسی چه معنایی دارد، بتوانیم وابستگی و پیوستگی اصول آن را درک کنیم.
به هر حال خود آن مقدمات و سوابق، اهمیت زیادی دارد. بویژه شعارها و فضای آن موقع بسیار مهم است. به همین دلیل  باید بگویم ما همیشه در معرض این موضوع هستیم که وقتی کتاب خدا را تحریف می‌کنند، طبیعی است که میثاق ملی بشری را هم با گذشت زمان و دور شدن از سرچشمه و سرمنشأ آن و بنا به دلایل گوناگون از جمله منافع فردی و باندی تحریف می‌کنند. اما برای اینکه به آن سرچشمه‌ها برسیم باید یک بازسازی از آن شرایط در دست داشته باشیم، در عین حال نگاه نو و امروزی خود را هم در این تفسیرها از یاد نبریم.
حقیقت این است که اگر ترکیب مجلس خبرگان قانون اساسی و سخنان اعضای این مجلس مورد بررسی قرار گیرد، دغدغه‌هایی را نشان می‌دهد که به نظر می‌رسد بخشی از آن دغدغه‌ها هنوز وجود دارد و آن دغدغه‌ها در مورد اصول مهمی که در مورد حقوق اساسی مردم، مسائل اقتصادی و … مطرح بوده و بحث‌های خیلی طولانی را به خود اختصاص داده بی‌دلیل نبوده. خود آن گفت و گوها به نظر من، حاصل یک گفت و گوی وسیع و طولانی تاریخی میان ملت‌ ما بوده است و این‌گونه نیست که تعداد محدودی از خبرگان بحث کردند و این قانون را نوشتند. این مسائل تحت تأثیر شرایط تاریخی، گفتمان‌های موجود در جامعه و گفت و گوی میان احزاب و گروه‌ها بوده است.
اینگونه بحث‌ها بعد از مشروطه نیز در جریان بود. شما اگر به اصول اقتصادی، حقوق مردم و عدم تجسس در امور خصوصی در قانون اساسی باز گردید، درواقع نتیجه عمری تجربیات تلخ در رژیم‌های سابق بوده که چنین کارهایی را انجام می‌دادند. لذا به خاطر این‌که برداشت درستی از قانون اساسی و انقلاب داشته باشیم، باید شرایط آن موقع کاملاً سنجیده شود.
به خاطر دشمنی یا منفعتشان حقایق انقلاب و قانون اساسی را تحریف می کنند
این موضوع به این خاطر است که در شرایط فعلی و وجود فضای خاص سیاسی چه بسا افراد و گروه‌هایی با توجه به مشکلاتی که آنها با انقلاب داشته و یا انقلاب با آنها، سعی کنند تحریفی را در این زمینه باعث شوند و ما می‌بینیم حقایقی گفته نمی‌شود و برعکس، یک نوع شک و تردیدهایی در مورد بنیان‌های انقلاب اسلامی صورت می‌گیرد. ولی فقط این مسئله نیست که چهره واقعی انقلاب اسلامی را تهدید می‌کند بلکه در این سو هم افرادی که صاحب مال، امکانات و منافعی هم شده‌اند باز هم تفسیر خاص براساس منافع خود از قانون اساسی را ارائه می‌دهند.
برای همین می‌بینیم که برخی اصول برجسته و برخی اصول کم‌رنگ می‌شود، در حالی که قانون اساسی یک مجموعه به هم پیوسته است و باطل شدن بخشی از آن می‌تواند به باطل شدن بخش‌های دیگری منجر شود و آ‌ن را بی‌اثر کند و پشتوانه مردمی از قانونی اساسی را حذف کند.
هیچ دلیلی ندارد که از اجرای برخی اصول قانون اساسی صرف نظر کنیم
باید دید چه کسانی از بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها سود می برند
به همین دلیل به نظر من، بسیار مهم است که این مسائل با هم دیده شود. باید دید که چه کسانی از بسته شدن روزنامه‌ها و رسانه‌ها سود می‌برند و یا سایر اصول قانون اساسی که باید به آن پرداخت. قانون اساسی وقتی به مسئله اقوام، زنان، حقوق مردم باز می‌گردد، فکر می‌کنم معدل نتایج و چالش‌هایی است که در دهه‌های قبل از انقلاب اسلامی در کشور ایجاد شده و به این دلیل، هیچ دلیلی ندارد که ما را قانع کند، که ما از بخشی از این اصول صرف‌نظر کنیم.
مثالی در این مورد مطرح می‌کنم. البته بحث‌های دیگری هم وجود دارد که لازم است مطرح شود و جا دارد در این روزها مسائلی که شاید کم‌اهمیت به نظر می‌رسد هم مطرح شود. یکی از بحث‌های اول انقلاب اسلامی، برقراری نظام شورایی بود.
همه می‌گفتند؛ باید از شورا استفاده شود. این مسئله منجر به این شد که فکر می‌کنم ۷ اصل در قانون اساسی در مورد شوراها وجود داشته باشد ولی متناسب با این ۷ اصل که بحث‌های مفصلی پشت آن هست، غیر از بحث‌های مجلس خبرگان؛ به یاد دارم در صحن مساجد، منابر، دانشگاه‌ها بحث بود، اما از این ۷ اصل به اندازه کافی استفاده نکرده‌ایم و ظرفیت عظیم آن را که می‌تواند بسیاری از مشکلات کشور را حل کند و سایه دیکتاتوری، استبداد، حاکمیت نظرهای شخصی و منافع گروهی را از نظام دور کند، هنوز استفاده نکرده‌ایم.
اول انقلاب بحث بود که کشور ما با توجه به تنوع اقوام و قومیت‌ها و فرهنگ‌ها نمی‌تواند به سمت یک حکومت فدرالی پیش برود ولی عدم تمرکز را در اصول مربوط به شوراها در نظر گرفته شد واقعاً چنین ظرفیتی در این اصول وجود دارد.
شاید زمانی به دلیل نپختگی و شرایط جنگ و سایر دلایل، اجرای آن به عقب افتاده سه بار در دهه اول انقلاب، اگر ذهنم درست یاری کند، ما طرح هایی را در مورد شوراها به مجلس دادیم. ولی متأسفانه به تدریج دامنه اختیارات کم شد و منجر به همین شوراهای شهر و روستا شد که البته شوراهای شهر هم باز غنیمت است و به نظر من یکی از قوانین خوب ما همین قانون شوراها است. ولی چرا به این اصول نمی‌پردازیم، محل سؤال است و فکر می‌کنم جای سؤال برای همه ما باید باشد. من نمی‌خواهم بگویم سوء‌نیتی وجود دارد، ولی یکی از بحران‌های رایج و مسائلی که در کشور پیش آمده به نوعی نتیجه این تفکر است که بسیاری از این اصول قانون اساسی که ظرفیت فراوانی دارند را به کنار گذاشته‌ایم.
آنچه بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری در کشور اتفاق افتاد و حرکت عظیمی را باعث گردید و اندیشه‌های تازه‌ای در آن زاده شد، از این نظر اهمیت دارد که ممکن است به ما کمک کند تا مجدداً بتوانیم «باز تفسیر نو» و زنده‌ای را از قانون اساسی ارائه کنیم. تفسیری که بتواند مشکلات کشور را حل کند.
فاصله بین  تغییرات اجتماعی و تغییرات حاکمیت؛ یکی از مهمترین مشکلات کشور
مسایل باید با گفت و گو و برهان و فضای آزاد حل شود نه با  تفنگ و مسایلی که  امروزدر خیابان ها رخ می دهد
شما در نظر داشته باشید که به هر حال جامعه ما به شدت تغییر کرده است و جامعه جهانی و محیطی ما هم تغییر کرده است و به تبع آن، به دلیل تغییرات فضای جهانی، دگرگونی‌هایی هم در کشور اتفاق افتاده است. فروپاشی شوروی را نباید دست کم گرفت، آثار آ‌ن در کشور ما بسیار عمیق است. به یاد داشته باشیم که در مشروطیت اتفاقاتی که در شمال رخ داد در اندیشه سیاسی داخل کشور آثار فوق‌العاده‌ای داشت و این آثار تا دورانی که بلوک شرق وجود داشت در کشور و سیاست‌های آن منعکس بود تا این‌که بلوک شرق فروریخت.
این رخدادادی است که در فضای بیرونی کشور اتفاق افتاده ولی فقط این موارد نیست. پیشرفت‌های اقتصادی، تکنولوژی و گسترش فضای مجازی، ماهواره‌ها، که عملاً آگاهی را در میان ملت‌ها گسترش می‌دهند و در حقیقت تمام این موارد به اضافه مسائلی که در کشور به دلیل تغییراتی که پیش آمده منجر به تغییرات عمیقی در میان ملت گردیده است.
یکی از مهمترین مشکلات کشور این است که بین این تغییرات و تغییرات حاکمیت فاصله افتاده است. یعنی به سرعتی که فرهنگ، اقتصاد و نگاه جامعه عوض شده است، به نظر من، حاکمیت این تغییر را نداشته است و این یک مشکل وسیع است. به همین دلیل، یک عقب‌افتادگی را حس می‌کنیم که به چالش بسیار عمیقی منتهی می‌شود. وگرنه، راه حل مسائلی که در خیابان‌ها اتفاق می‌افتد، با توپ و تفنگ و امثال آن حل نمی‌شود. بلکه، با صدا و سیما، سایر رسانه‌ها، فضای آزادی و فضای گفت و گو، برهان و عقل قابل حل است که این مسائل در قانون اساسی و دین ما ریشه دارد.
درحقیقت، رسانه‌ها مانند دادگاه‌هایی باید عمل کنند که هیأت منصفه آن ملت بزرگ ایران باشد.و ما به آن ملت اعتماد می ‌کنیم و من اعتقاد دارم ملت صلاح خود را می‌خواهد و عقل جمعی، عقل برتر موجود در صحنه است و انقلاب اسلامی برای همین رخ داده و قانون اساسی نیز برای حاکمیت مردم بر سرنوشت خود تدوین شد. این زمانی اتفاق می‌افتد که بحث و گفت و گویی در میان مردم به صورت آزاد صورت گیرد و حاکمیت به اصول و مبانی و قاعده بازی آن تن در دهد.
بنابراین باید نگاه خود را به تبع شرایط جهانی، تغییرات اعجاب‌انگیز در توسعه تکنولوژی عوض کنیم و از ارتباطات و رسانه‌ها نهایت استفاده را ببریم. اما می‌بینیم در این رابطه مشکلاتی داشته‌ایم و نتیجه می‌شود که حتی یک یا دو مناظره را هم برنمی‌تابند و احساس خطر می‌کنند. برنامه را قطع می‌کنند و درست برعکس آن عمل می‌کنند. اما اگر نگاه خود را عوض کنیم، خواهیم دید نه تنها آن دو مناظره، بلکه گسترش آن می‌تواند بسیار مهم باشد.
درست گاهی برعکس مسئله عمل می‌شود. اکنون در مجلس بحث این است که چقدر پیام‌ های کوتاه را ، یا خبرها را کنترل کنند که این بحث در جای خود خوب است ولی نوع نگاه اگر اصلاح نشود، نمی‌تواند منجر به اصلاح امور شود.
اجازه بدهیم که مردم تمام حرف ها بشنوند و بهترین آن را انتخاب کنند
آن نگاهی می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد و کشور را به آرامش برساند که ریشه در دین ما داشته باشد و اجازه دهیم مردم تمام حرف‌ها را بشنوند و بهترین آن را انتخاب کنند و ما یقین داریم مردم درست انتخاب خواهند کرد.
ممکن است دو روزی از کلام قطعه قطعه شده و تحریف شده امام منفعت ببریم اما…
نکات دیگری هم وجود دارد که می‌تواند کمک کند که ما قانون اساسی را امروز بهتر ‌بینیم. متأسفانه گفته‌های بریده، بریده‌ای از حضرت امام(ره) در صدا و سیما و جاهای دیگر نقل می‌شود که مورد اعتراض نوه گرامی حضرت امام هم قرار گرفت. اما حقیقت این است که اگر ما نتوانیم فضای زنده، پر شور و پر از معنویت و نورانیت که در اول انقلاب وجود داشته و سخنان امام را تفسیر می‌کند، بشنویم، منجر به این می‌شود که ما یک چهره تاریک و چهره قطعه قطعه شده از انقلاب را امروز ارائه دهیم و این می‌تواند به این موضوع منجر شود که نه تنها مردم از انقلاب بلکه از اسلام هم جدا شوند. چون نظام ما به نام دین و اسلام است و مهمترین دغدغه بنیان‌گذاران جمهوری اسلامی، این بود که به اسلام لطمه نخورد.
البته ممکن است که دو روزی منفعتی را به دست آ‌وریم و حجتی را از کلام امام(ره) بگیریم و از آن علیه گروهی استفاده کنیم ولی وقتی که این کار را با لحاظ منافع خود می‌بینیم و به آن سرچشمه رجوع نمی‌کنیم این زیان را دارد که زبان کسانی که از اول با انقلاب بد بوده‌اند و هنوز هم بد هستند باز شود و تمام دستاوردهای انقلاب را زیر سؤال ببرند.
در حالی که، انقلاب اسلامی در حقیقت حاصل جمع همه حرکت‌هایی است که بعد از انقلاب مشروطه ایجاد شد. مانند انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت، ۱۵ خرداد و سایر جریانات و تجربیاتی که ملت داشته است. بنابراین، باید این مسائل را در مجموع مورد توجه قرار داد. بنابراین براساس چنین رویکردی می‌توان ملت را در کنار انقلاب اسلامی نگه داشت. در غیر اینصورت استفاده ابزاری از دین و مقدسات می‌تواند دین را در معرض سؤال‌های جدی قرار دهد و خود این خطر بزرگی است.
از حساسیت ما مردم به شعار استقلال هم سوءاستفاده می کنند
مسئله بعدی این که اگر در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» دقت کنیم، موضوع استقلال است. ملت ایران بعد از جنگ ایران و روسیه دائم در معرض تهاجم بیگانه بود. قطعات بزرگی هم از کشور جدا شده است و این مسئله تا زمان شاه هم ادامه داشت ولی عملاً تمام این موارد منجر به این شد که ملت ما نسبت به نفوذ بیگانه، حساس و حتی دچار هراس شوند که ریشه بسیاری از گفتمان‌های موجود در کشور به حساسیت مردم نسبت به نفوذ بیگانگان بود بویژه روس‌ها و انگلیس‌ها و بعد آمریکا و الی آخر، این مسائل در کشور وجود داشته و برای همین، در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، موضوع استقلال اهمیت زیادی دارد.
نیرویی عظیم با شعار بازگشت به ارزش های انقلاب به صحنه آمده و حالا متهم  می شود
اکنون این حساسیت مردم و خود این شعار مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد یعنی نیرویی که امروز به صحنه آمده و تنها خواسته‌اش این است که به قانون و به ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی برگردیم که یکی از آنها استقلال است، مورد تهمت قرار می‌گیرد که آیا به بیگانه وصل است یا تحت تأثیر آنها است یا نیست. من می‌خواهم بگویم که برای رهایی از سلطه بیگانه باید کشوری پیشرفته داشت و باید با نگاهی نو به جهان نگریست. با تغییراتی که در داخل و خارج اتفاق می‌افتد خود را با حفظ ارزش‌ها تغییر دهیم. آن موقع می‌توانیم استقلال واقعی خود را داشته باشیم. وقتی از این شعارها به صورت ابزاری استفاده می‌کنیم نتیجه آن تناقض‌هایی است که اکنون می‌بینیم. از یک سو نامه‌های مکرر برای نصیحت سران کشورهای مختلف می‌فرستیم و آنها را با عنوان «مدیریت جهانی» دعوت به اسلام می‌کنیم و سعی می‌کنیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و از سوی دیگر، در ارتباط با جهان حتی نمی‌توانیم یک دوست نزدیک و صمیمی در منطقه و جهان داشته باشیم.
فرض کنیم امریکا به عنوان یک قدرت بزرگ در جهان، می‌خواهد سیاستی را در مورد ما اعمال کند، با اینکه این کشور قدرت بزرگی است و نیروی نظامی و اطلاعات وسیعی دارد و دستگاه‌های تبلیغاتی و پول زیاد دارد، به بودجه سالانه آمریکا نگاه کنید و آن را با بودجه کشور مقایسه کنید. با این مقایسه حجم اقتصاد آ‌ن کشور را درک می‌کنیم. این کشور باز خود را بی‌نیاز نمی‌بیند که نظر انگلیس، فرانسه، آلمان، چین و روسیه را جلب کند تا سیاستی را در مورد کشور ما اجرا کند. مثلاً در مورد تکنولوژی اتمی، اما عملاً در مقابل این جریان که علیه ما است چند کشور و یا ملت را در کنار خود داریم که مؤثر هستند؟
نه ماجرا جویی و ناسزا به دیگران و نه نامه های فدایت شوم برای…
این در حالی است که با آنها نامه‌نگاری می‌کنند به ما می‌گویند بیایید و به این کشورها ناسزا بگویید و با آنها مقابله کنید. ما می‌گوییم مسائل انتخابات خانوادگی است و ربطی به خارج ندارد و یقیناً ملت ما حاضر نیست تحت تأثیر منافع دیگران کار کند ولی این‌که ما هم مثل شما، سیاستی ماجراجویانه داشته باشیم، یک روز ناسزا بگوییم، یک روز بخندیم و روزی نامه فدایت شوم بنویسیم، را نمی‌پذیریم.
جنبش سبز دچار ماجراجویی، افراط و تفریط نخواهد شد
جنبش سبز یا این شعار بوجود آمده که می‌خواهیم تعاملی سازنده با جهان داشته باشیم و ما از این مسئله غفلت نمی‌کنیم و دچار ماجراجویی نخواهیم و افراط و تفریط نمی‌شویم. ما به دنبال یک عقلانیت در رابطه خود با خارج و ملت هستیم. باید براساس منافع درازمدت ملت حرکت کنیم. اگر به شعار استقلال به این معنا بازگردیم به هیچ‌وجه، منافع بیگانگان تعیین‌کننده حرکت ما نباید باشد. و ما به این موضوع اعتقاد راسخ داشته و خواهیم داشت.
جنبش سبز ایران مستقل است/ نقل قولی مهم از آخوند خراسانی
جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ‌وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی‌دهد ولی این که ما منفعل باشیم. و هر کاری که می‌کنیم در ترازو بگذاریم که یکی خوشحال شود و دیگری بدحال شود، این کار را هم نمی‌کنیم. ملت ما اهداف درازمدتی را دنبال می‌کند و یک ملت در این رابطه باید حساس باشد. از آخوند خراسانی داریم که وقتی بحث روس و انگلیس را مطرح می‌کند و در پاسخ به عده‌ای که می‌گویند چرا بعضی از مشروطه‌طلبان، در سفارت انگلیس هستند که بحث مفصلی دارد، می‌گوید که اگر قرار باشد فلان کار را نکنیم چون به نفع انگلستان است و کار دیگری را نکنیم چون به نفع روسیه است، هیچ کاری نمی‌توانیم انجام دهیم چون هر کاری صورت گیرد، کشورهای دیگری از آن نفعی خواهند برد و یا می‌خواهند ضرری را دفع کنند. ولی استراتژی یک نظام مستقل و جنبش مستقل این است که براساس منافع درازمدت حرکت کند و متأثر از بیگانگان نشود.
هجمه های آنان علیه جنبش سبز و در عین حال آرامش و اعتدال سبز ها
دلیل این که این مسائل امروزه با جنبش شدتی مطرح می‌شود، به خاطر این است که روی مراجع و روحانیت و متدینین اثر بگذارند اما اینجانب به صراحت اعلام می‌دارم به هیچ‌وجه جنبش سبز به خارج وابستگی ندارد و با این مسئله مخالف است و تحت تأثیر این مسائل نیز قرار نمی‌گیرد و براساس منافع ملی حرکت می‌کند و کارهای ما ارتباطی با بیگانه ندارد. در عین حال، این هجمه‌ای که به جنبش سبز می‌شود، ما را در شعارها دچار عدم تعادل نمی‌کند. نصیحت ما به حاکمیت این است که سیاست متعادلی را در پیش بگیرید و در جهان دوست پیدا کنید و متحد داشته باشید و از ظرفیت های منطقه استفاده شود و دامنه نفوذ کشور را با دوستی و ارتباط محکم نمائید تا آسیبی به کشور نرسد. این نصیحت را به همه دارم. این موضوع برآمده از دل همه ملت ما است و خود جنبش سبز هم این گونه است و خواهد بود.
در شرایط فعلی آن چه جوانان می‌توانند انجام دهند این است که از ظرفیت عظیم تغییرات در کشور به بهترین وجه در سایه اصولی که به خاطر آن شهدای زیادی تقدیم کرده‌ایم استفاده کند.
حرکت جنبش سبز مسالمت‌آمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد
جنبش سبز، جنبش جوانی است که در آن جوانان سهم بسیار بالایی دارند. اما خوشبختانه جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرایی در این جنبش بسیار قوی است.
باید خردگرایی را در کنار شور جوانان اعم از زن و مرد حفظ کنیم چون سرمایه بزرگی برای کشورمان، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است و بدانیم تغییرات و تحولاتی که هست، علی‌رغم تلخی‌ها، مشکلات، سرمایه‌ای برای آتیه کشور برای ورود به فضای نو محسوب می شود و ما باید برای ورود به فضای نو، متناسب با تغییرات جهانی و مسائل خود این دشواری‌ها را تحمل کنیم و با خرد مسائل را پیش ببریم.
منافع عده‌ای در دو قطبی کردن جامعه است تا  بهتر مردم را سرکوب کنند
باید حالت ناصحانه، شفقت و دلسوزی خود را نسبت به نظام از دست ندهیم. از اول حرکت جنبش سبز مسالمت‌آمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد.متأسفانه منافع عده‌ای در دو قطبی کردن جامعه است تا در نتیجه این دوقطبی بهتر مردم را سرکوب کنند و بهتر به اهداف خود برسند.
جنبش سبز با همه دوست است حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند
جنبش سبز با همه دوست است. با کارگران، معلمان، جنبش زنان دوست است حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند، دوست است. چون بخشی از ملت ما هستند و آنان برادران و خانواده ما هستند. جزو ملت ما هستند و ما با همه آنها دوست هستیم.
نهاد های کشور قابل احترامند اما…
نهادهایی در کشور وجود دارد که قابل احترامند اما با خشونت، زدن، سرشکستن و کشتن مخالفیم. ما با بسیج، سپاه و نیروی انتظامی مخالف نیستیم. اینها نهادهایی هستند که یک نظام به طور طبیعی دارد و در آنجا برادرانی هستند که جزو ملت هستند و دلسوز ما هستند لذا با این روحیه باید در صحنه حاضر باشیم. عصبانیت‌ها و تلخی‌ها نباید کنترل را از ما بگیرد. ۲۲ بهمن ماه پیش رو است.
۲۲ بهمن از ایام الله است؛ شرکت همراه با همه مردم و با حفظ هویت
حقیقتاً یکی از روزهایی است که باید نام «روز جمع» و «روز جامع» بر آن نهاد. یکی از ایام‌الله است. و می‌تواند ویژگی‌های گوناگونی را در خود جمع کند. همه به این مسئله علاقه دارند. احساس من این است که با روحیه جمع بودن در ضمن حفظ هویت باید در این‌گونه حرکت‌ها حضور داشته باشیم و سعی کنیم با رفتار خود اثرگذار باشیم تا در سطح ملی آثار خوبی را در جای خود به جای گذارد.
اهانت به مردم، اهانت به آزادی اندیشه، ارتباطی به اسلام ندارد
تذکر آخر این که برخورد با حرکت‌های مسالمت‌آمیز مردم به نام اسلام باعث اسلام‌گریزی می‌شود. کسانی که به دین اعتقاد دارند، مخصوصاً روحانیت باید بدانند که زندانی کردن، ضرب و شتم، گرفتن‌ و بستن‌ها، چون به نام اسلام و حکومت اسلامی صورت می‌گیرد ضرر آن به اسلام بازمی‌گردد و باید همه تلاش کنیم که این حالت از بین برود.
اگر می‌خواهیم که اسلام را به عنوان سرمایه برای کشور نگاه داریم نباید منافع ما، مصالح اسلام را تحت تأثیر قرار دهد.
زدن، گرفتن و بستن چه ربطی به اسلام دارد و یا جلوی برهان و گفت و گو را گرفتن چه ربطی به اسلام دارد. جستجو در احوال شخصی مردم چه ربطی به اسلام دارد. وارسی ایمیل‌های مردم چه ربطی به اسلام دارد. این مسائل با اعتقادات دینی و اصول قانون اساسی منافات دارد.
اهانت به مردم، اهانت به آزادی اندیشه، ارتباطی به اسلام ندارد و انشاء‌الله همه متوجه باشند که کاری نکنند که در کشور رویگردانی از اسلام را شاهد باشیم.
از اقوام و گویش های مختاف نترسیم
هیچ کشوری به پیشرفت نرسیده مگر اینکه در دوره‌هایی از این مسائل را داشته و بسیار خوش‌بین هستم که خداوند نتیجه این تلاش‌ها را به ثمر می‌رساند و ما وضعیت بهتری را برای ملت خواهیم داشت تا از اندیشه‌ها، از اقوام و از گویش‌های مختلف نترسیم.
هند با صدها زبان و مذهب و تنوع قومیتی به عنوان بزرگ‌ترین دموکراسی ایستاده است و این تجارب وجود دارد. آیا زبان برای این کشور مشکلی ایجاد کرده که ما این‌قدر برای این موضوع مسئله ساخته‌ایم. در انتخابات هر جا می‌رفتیم، می‌گفتند، اینجا با موضوع زبان این‌گونه برخورد کردند.
ما از آزادی، اعتماد به ملت، گردش آزاد اطلاعات لطمه نمی‌بینیم. ممکن است به من نوعی فشار وارد شود ولی عملاً برای جامعه مفید است و به نفع اسلام و آینده کشور است.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

حقوق شهروندی: در احضار، بازداشت و بازجویی

...متهم می تواند به سئوالاتی كه از وی می شود پاسخ نگوید و سكوت او نمی تواند هیچ گونه عواقب كیفری در پی داشته باشد... داشتن وكیل از جمله مهم ترین حقوق اشخاص برای توانمند كردن آنها در دفاع از خودشان است... ممنوعیت اغفال بدین معنا است كه مشمول تحقیقات نباید مظنون را فریب دهد و برای مثال به او بگوید اسنادی مربوط به مجرمیت متهم در دست دارد در حالی كه چنین اسنادی را ندارد و به هر ترتیب وی را فریب دهد تا وی اقرار به مواردی بر علیه خود نماید... مواردی که به صراحت از مصادیق شکنجه محسوب می شود شامل:
* زدن چشم بند ( دستبند – پابند ) در هنگام دستگیری و بازجویی
* پوشاندن صورت یا نشستن مامور تحقیق پشت سر متهم در هنگام تحقیق و بازجویی و یا بردن آن ها به اماكن نامعلوم
* بازجویی متناوب یا بازجویی در شب
* سلول انفرادی
* كنجكاوی در اسرار شخصی و خانوادگی و سئوال کردن از گناهان گذشته افراد و پرداختن به موضوعاتی كه موجب فشار روانی به شخص متهم و مظنون گردد وهیچ گونه تأثیری در موضوع اتهام شخص ندارد...
1- نحوه احضار و جلب متهم

قاضی نباید کسی را احضار و جلب کند مگر آن که دلایل کافی برای آن داشته باشد.

قوانین ناظر به جرایم مشهود و غیر مشهود در برخی موارد متفاوت است. جرم مشهود جرمی است که خود جرم و یا آثار آن بلافاصله توسط ضابطان دادگستری دیده شود، متهم ولگرد باشد، دلایل و اسباب جرم بلافاصله پس از وقوع جرم پیدا شده و یا شاهدان یا بزه دیده مرتکب جرم را معرفی کنند. اصول و قواعد زیر باید در احضار و جلب متهم از سوی مقامات قضایی چون قاضی و ظابطان داگستری که همان ماموران نیروی انتظامی است، مورد رعایت قرار گیرد.

● احضار نامه باید کتبی و در دو نسخه تنظیم شود. یک نسخه را متهم اخذ و نسخه دیگر را پس از رویت و امضا باید به مامور احضار تسلیم کند.
● اثار مربوط به ابلاغ قانونی و واقعی متفاوت است. اگر احضارنامه مستقیما به خود مظنون و متهم داده شود ابلاغ به صورت واقعی و اگر به خویشاوندان و نزدیکان وی داده شود یا به محل الصاق گردد ابلاغ به صورت قانونی است.
● در جرایم غیر مشهود قاضی نخست مکلف به ارسال احضاریه است و تنها در صورت عدم حضور می تواند برگ جلب صادر نماید.
● قاضی باید ظرف ۲۴ ساعت پس از حضور یا جلب متهم از وی تحقیق کند . در غیر این صورت مورد از موارد بازداشت غیر قانونی است.
● در جرائمی که مجازات قانونی آن اعدام یا قصاص و قطع عضو باشد همچنین در مواردی که محل اقامت یا شغل و کسب متهم معین نیست و قاضی نمی تواند از راه دیگری متهم را احضار کند قاضی بدون اقدام به ارسال احضاریه می تواند نسبت به جلب متهم اقدام نماید.
● جلب متهم به موجب برگ جلب به عمل می آید و مفاد و شرایط شکلی آن مانند احضاریه است
● جلب و احضار متهم باید در روز به عمل آید. مگر در موارد استثنایی که باید به دستور مقام قضایی باشد.
● مامورین قضایی مکلفند متهم جلب شده را بلافاصله تحویل مقام قضایی دهند در صورت وجود ترس از فرار یا تبانی وی با همدستانش می توانند تا 24 ساعت وی را بدون اجازه مقام قضایی نگاه دارند.
● در موعد مقرر متهم باید حاضر شود مگر آن که عذر موجه چون نرسیدن احضاریه،فوت یکی از نزدیکان، بیماری و غیره وجود داشته باشد که در این صورت باید گواهی عدم امکان حضور خود را به محل احضار ارسال نمایند.

ضابطان دادگستری مکلفند در هنگام جلب و دستگیری افراد و یا تفتیش منازل، محل کار و غیره ابتدا مدارك هویت خود و دستور قضایی را که برمبنای آن اجازه دستگیری یا تفتیش را دارند، به متهم نشان دهند.



۲- تحت نظر بودن

در جرایم مشهود در صورتی که ضابطین دادگستری چون ماموران نیروی انتظامی برای تکمیل تحقیقات خود بازداشت متهم را ضروری بداند باید موضوع اتهام را با ذکر دلایل کتبا به متهم ابلاغ و تا حدااکثر ظرف ۲۴ ساعت وی را تحت نظر نگهداری نمایند. ولی باید در اولین فرصت موضوع را جهت اتخاذ تصمیم قضایی به قاقی صالح اعلام نموده و وی در مورد آدامه بازداشت یا ازادی متهم تصمیم گرفته و قرار صادر کند.


۳- در صورتی كه مورد بازجویی قرار گرفتیم از چه حقوقی برخورداریم .
● اصل برائت
اصل برائت به معنای آن است كه هر انسانی بی گناه محسوب می شود مگر این كه جرم وی در دادگاهی كه به طور عادلانه به آن رسیدگی می كند مورد اثبات قرار گیرد.
در مرحله تحقیقات و بازجویی اصل برائت دارای آثار مختلفی است . از جمله آن که این مسئولان قضایی و شاكی هستند كه باید ابتدا دلایل خود را بر گناهكاری شخص ارائه دهند و سپس متهم در رد آن دلایل از خود دفاع کند. بنابراین بازپرس نمی تواند به صرف وارد كردن اتهام بسنده كرده و سپس از متهم بخواهد دلایلی دال بر بی گناهی خود ارائه کند .
همچنین مسئولان قضایی، ضابطان دادگستری،مطبوعات و رسانه های گروهی و کلا تمامی مردم باید ضمن احترام به اصل برائت افراد از مجرم معرفی کردن متهم و مظنون تا قبل از صدور حکم قطعی خودداری ورزند.

● اصل بی طرفی مقامات قضایی
کلیه مقامات قضایی به ویژه قضات دادگاه ها باید در کمال بی غرضی و دور از هرگونه جانبداری از یکی از اصحاب دعوا و یا دخالت دادن نگرش ها و احساسات شخصی، تحقیقات لازم را به عمل آورده و در مسیر کشف حقیقت بین دلایل و قراین و اوضاع و احوالی که به سود یا زیان متهم است تفاوتی قائل نشوند.

● حق احترام به شخصیت متهم یا محكوم
در قانو ن اساسی ایران کلیه افراد فارغ از رنگ، نژاد، زبان و غیره در حمایت قانون قرار گرفته و به صراحت در اصل سی و نهم اعلام گشته که هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.

● حق سكوت
متهم می تواند به سئوالاتی كه از وی می شود پاسخ نگوید و سكوت او نمی تواند هیچ گونه عواقب كیفری در پی داشته باشد.از آنجا كه در قانون اساسی گرفتن اقرار از متهم یا شهادت علیه دیگران به اجبار ممنوع شده است، تنها می توان عدم پاسخ متهم را در صورت مجلس درج نمود.

● حق تفهیم اتهام
شخصی كه به اتهام جرمی مورد بازجویی قرار می گیرد در اسرع وقت می بایست از نوع و علل اتهامی كه به وی نسبت داده می شود اطلاع یابد. پس از تفمیم اتهام مسئول مربوطه تنها می تواند سئوالات خود را در ارتباط با موضوع اتهام مطرح نماید و از سئوالاتی كه ارتباطی با اتهام مربوطه ندارد، باید خودداری نماید.
در صورتی كه سئوالی خارج از موضوع اتهام از متهم پرسیده شود وی می تواند با ذكر آن این سئوال ارتباطی با موضوع اتهام ندارد از دادن هرگونه پاسخ خودداری نماید.

● حق داشتن وكیل
داشتن وكیل از جمله مهم ترین حقوق اشخاص برای توانمند كردن آنها در دفاع از خودشان است .
این حق كه مرحله دادرسی در دادگاه به طور كامل پذیرفته شده است در مرحله تحقیقات و بازجویی در مواردی كه موضوع مورد تحقیق جنبه محرمانه دارد یا حضور غیر متهم به تشخیص قاضی مورد فساد گردد همچنین در خصوص جرائم علیه امنیت کشور محدود گشته و قاضی می توان از حضور وكیل جلوگیری نماید.
حتی در صورت وجود موارد استثنایی كه در قانون ذكر شده در مرحله تحقیقات نمی توان از اخذ وكیل توسط متهم، اعلام وكالت وكیل در پرونده و پیگیری حقوق موكل توسط وکیل در جریان تحقیقات جلوگیری نمود.

● ممنوعیت اغفال متهم
ممنوعیت اغفال بدین معنا است كه مشمول تحقیقات نباید مظنون را فریب دهد و برای مثال به او بگوید اسنادی مربوط به مجرمیت متهم در دست دارد در حالی كه چنین اسنادی را ندارد و به هر ترتیب وی را فریب دهد تا وی اقرار به مواردی بر علیه خود نماید.
در قانون آئین دادرسی و همچنین قانون حقوق شهروندی به صراحت ذكر شده كه این سئوالات ممنوع می باشد.

● نوشتن پاسخ سئوالات توسط مظنون
در قانون حقوق شهروندی این حق برای متهم و مظنون قائل شده كه در صورتی تمایل خود پاسخ سئوالات را بنویسند . در غیر این صورت پاسخ ها باید توسط مسئول تحقیق بدون تحریف و تبدیل نوشته و سپس برای اظهاركننده خوانده شود. وی می تواند در صورتی كه اظهارات نوشته شده با آن چه وی بیان داشته متفاوت است از امضا صورتجلسه خودداری نماید.

● ممنوعیت شكنجه و رفتارهای تحقیر آمیز
شكنجه تنها شامل آزار و اذیت های فیزیكی نمی باشد و هر گونه رفتار تحقیر آمیز كه موجب توهین به مظنون و متهم گردد و یا وی را از داشتن حقوق اساسی اش كه طبق قانون برای وی در نظر گرفته شده محروم کند، شكنجه محسوب می شود.
اهمیت این امر چنان است كه در قانون حقوق شهروندی مصادیقی از آزارهای روحی و رفتارهای تحقیرآمیز به صراحت اعلام و ارتکاب آنها ممنوع شده است.
مواردی که به صراحت از مصادیق شکنجه محسوب می شود شامل:
* زدن چشم بند ( دستبند – پابند ) در هنگام دستگیری و بازجویی
* پوشاندن صورت یا نشستن مامور تحقیق پشت سر متهم در هنگام تحقیق و بازجویی و یا بردن آن ها به اماكن نامعلوم
* بازجویی متناوب یا بازجویی در شب
* سلول انفرادی
* كنجكاوی در اسرار شخصی و خانوادگی و سئوال کردن از گناهان گذشته افراد و پرداختن به موضوعاتی كه موجب فشار روانی به شخص متهم و مظنون گردد وهیچ گونه تأثیری در موضوع اتهام شخص ندارد

● انجام بازجویی توسط بازپرس، دادستان و دادیار
از نظر قانونی اظهارات شخص تنها در حضور مقامات قضایی معتبر است و وی حق دارد منکر اعترافات خود نزد ضابطین دادگستری شود.

● حق تماس با خانواده و اطلاع دادن وضعیت توسط متهم و مظنون
متهم و مظنون حق دارد در صورت جلب یا بازداشت به خانواده خود خبر دهد و مامورین قضایی مربوطه مکلفند وسایل لازم در این راستا را در اختیار وی قرار داده یا خود این اطلاع رسانی را به عهده گرفته و اقدام نمایند.



۴- تفتیش منازل و اماکن،مراسلات و مکالمات
 در صورت وجود ظن قوی به کشف متهم یا اسباب و دلایل ارتکاب جرم مقام قضایی می تواند دستور تفتیش و بازرسی منازل و اماکن را صادر نماید.
تفتیش منازل و اماکن دارای شرایطی است که باید از سوی مسئولان قضایی و ظابطان دادگستری مورد رعایت قرار گیرد.
● در غیر از جرایم مشهود ورود به منازل وسایر اماکن خصوصی باید با دستور مقام قضایی صالح باشد.
● تفتیش و بازرسی باید در روز به عمل آید مگر در موارد ضروری که دلیل ضرورت باید از سوی مقام قضایی در صورتجلسه قید شود.
● مدت اعتبار مجوز ورود و تعداد دفعات آن باید از سوی مقام قضایی مشخص شود.
● ورود به منزل و اماکن خصوصی باید از طریق عادی و بدون ایراد هرگونه خسارت صورت پذیرد. در موارد استثنایی که ورود از طریق در امکان پذیر نیست جهت ضرورت باید در صورت جلسه قید شود.
● مقام قضایی می تواند در صورت امتناع صاحبخانه در باز کردن در منزل یا اشیاء دستور باز کردن قهری آن را دهد.
● بازرسی منزل باید در حضور متصرف قانونی ملک و شهود انجام شوذد.
● ضابطان قضایی مکلفند صرفآ وسايل متهم را مورد بازرسی و تفتیش قرار داده واجازه توقیف و ضبط وسایل سایر افرادی را که در آن محل سکنی می کنند را ندارند.
● تنظیم صورت جلسه به هنگام بازرسی اجباری است و کلیه اشیاء و نوشتجات ضبط شده باید شماره گذاری، در صورتجلسه قید و سپس به امضای صاحب آنها برسد.
● مقام قضایی می تواند برای کشف به مراجع ذی ربط دستور توقیف مراسلات پستی، صوتی و تصویری متهم را صادر نماید. در این صورت باید آن ها را در حضور متهم باز کرده، در صورت مجلس قید و در صورت ارتباط با جرم آنها را ضبط نماید.
● کنترل تلفن افراد تنها در مواردی که مربوط به امنیت کشورو یا آن که برای احقاق حقوق اشخاص به نظر قاضی ضروری باشد،امکان پذیر می باشد.




۵- قرارهای تامین

مقام قضایی مکلف است پس از تفهیم اتهام به متهم به منظور دستیابی و حضور به موقع وی، با توجه به اوضاع پرونده، شدت جرم و شخصیت متهم یکی از قرارهای تامین کیفری زیر را صادر نماید.

● انواع قرارهای تامینی:
* التزام به حضور با قول شرف
این قرار خفیف ترین نوع از انواع تامین است و متهم قول شرف می دهد در کلیه جلسات تحقیق، دادرسی و سرانجام اجرای حکم حاضر شود.
* التزام به حضور با تعیین وجه التزام
این نوع قرار که شدیدتر از مورد قبلی است، مقام قضایی مبادرت به صدور قرار التزام با تعیین مبلغی به عنوان وجه التزام می کند و متهم در صورت عدم رعایت دستوران مقام قضایی مکلف است وجه التزامی را که تعهد کرده به صندوق دولت پرداخت کند.
* اخذ کفیل با وجه الکفاله
در این قرار شخص ثالثی که توانایی مالی وی برای پرداخت وجه الکفاله از طریق مختلف چون ارائه سند مالکیت، جواز کسب و یا کارت کارمندی ثابت شود حضور متهم را در تمامی مراحل دادرسی تضمین می کند.
* اخذ وثیقه
در مواردی که مقام قضایی هیچ کدام از سه قرار قبل را کافی نداند، اقدام به صدور قرار وثیقه می کند. وثیقه اعم از وجه نقد، مال منقول و غیر منقو ل ویا ضمانت نامه بانکی می باشد که یا به صندوق دادگستری پرداخت و یا توقیف و بازاشت می شوند.
* بازداشت موقت
شدیدترین قرار صدور بازداشت موقت می باشد که جز در موارد ضروری قاضی نباید دستور صدور آن را دهد و ممکن است تا پایان صدور حکم قطعی و مجازات یا تبرئه متهم ادامه یابد.
* عدم خروج متهم از کشور
علاوه بر صدور سایر قرارها دادگاه می تواندبا توجه به اهمیت و دلایل جرم قرار عدم خروج از کشور را صادر نماید مدت اعتبار آن شش ماه و در صورت ضرورت قاضی می تواند آن را تمدید کند. این قرار ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر است.

● نکات مرتبط به حقوق افراد در صدور قرارهای تامین
- تامین باید با اهمیت جرم،شدت مجازات، دلایل و اسباب اتهام، احتمال فرار متهم، از بین رفتن آثار جرم، سابقه متهم، وضعیت مزاج و سن و حیثیت وی متناسب باشد.
- میزان مبلغ وجه التزام،وجه الکفاله و وثیقه با توجه به موارد فوق و نظر مقام قضایی بستگی دارد.
- صدور قرار بازداشت در جرائمی چون قتل عمد، اسید پاشی،سرقت،کلاهبرداری و...الزامی و در سایر موارد،قاضی می تواند با در نظر گرفتن موارد بند اول به عنوان آخرین راه قرار بازداشت موقت صادر نماید.
- متهم می تواند ظرف ده روز از صدور قرار بازداشت موقت به دادگاه عمومی و انقلاب شکایت کند.
- در جرائمی که در صلاحیت دادگاه کیفری استان است هر چهار ماه یک بار و در سایر جرائم هر دو ماه یک بار مقام صادرکننده قرار باید نسبت به تمدیدیاتخفیف قرار بازداشت تصمیم مجدد بگیرد در صورت تمدید باید دلایل خود را ذکر و متهم می تواند به قرار صادره ظرف ده روز به دادگاه عمومی و انقلاب شکایت کند.
- مقام قضایی می تواند با توجه به دلایل به دست آمده در مرحله تحقیقات اقدام به تخفیف یا تشدید قرار صادره نماید و آن ها را به یکدیگر تبدیل نماید.
- در صورت عدم حضور متهم در مراحل مختلف دادرسی به کفیل و وثیقه گذار اخطار می شود ظرف بیست روز متهم را تحویل و در صورت عدم تسلیم و ابلاغ واقعی اخطاریه( بدون انجام تخلف از کفیل یا وثیقه گذار در دادن نشانی یا تغییر مکان) وثیقه و وجه الکفاله ضبط خواهد شد
- در موارد زیر کفیل و وثیقه گذار می تواند از مسئولیت خود کناره بگیرد:
متهم را معرفی و تحویل داده و درخواست رفع مسئولیت یا آزادی وثیقه خود را کند.
اگر متهم در موعدهای مقرر حاضر شده باشد به محض شروع اجرای حکم یا قطعی شدن قرار تعلیق اجرای مجازات ویا تبرئه وی قرار تامین بلا اثر می شود.



۶- پایان مرحله تحقیقات مقدماتی

پس از پایان تحقیقات بازپرس با اعلام ختم رسیدگی نظر خود را در مورد مجرمیت یا برائت متهم صادر نموده و در صورت صدور قرار مجرمیت، پرونده برای رسیدگی بیش تر به داگاه ارسال می شود تا دادگاه با بررسی مدارک ودلایل اتخاذ تصمیم کند.


● اخذ آخرین دفاع
پس از بررسی و جمع آوری دلایل، تحقیق از شهود، شاکی و... مقام تحقیق موظف است تا ضمن اطلاع دادن کلیه مدارک و دلایلی برعلیه متهم یا به نفع اوست، از وی بخواهد تا آخرین دفاعیات خود را در پاسخ به دلایل اعلام کند.
اخذ آخرین دفاع از جمله مهم ترین حقوق متهم در دفاع از خود می باشد و عدم رعایت آن از سوی مقام قضایی تخلف و موجب نقص پرونده خواهد بود.

● صدور قرار منع تعقیب
در صورتی که به عقیده مقام تحقیق، عمل متهم جرم نبوده یا اصلا جرمی واقع نشده و یا دلایل کافی برای ارتکاب جرم توسط متهم وجود نداشته باشد، قرار منع تعقیب صادر می شود.

● صدور قرار مجرمیت و صدور کیفرخواست
چنان چه بازپرس، اعتقاد بر تقصیر متهم داشته باشد اقدام به صدور قرار مجرمیت و صدور کیفر خواست می کند.
در کیفر خواست علاوه بر ذکر مشخصات کامل متهم باید نوع اتهام،دلایل اتهام و مواد قانونی که با توجه به ان ها، متهم را مجرم شناخته به طور دقیق ذکر شود.

۱۳۸۸ بهمن ۱۹, دوشنبه

پاسخ ضرغامی به سیدحسن خمینی

سهام نيوز:رئیس سازمان صداو سیما با انتشار نامه‌ای در خصوص برنامه شاخص به نامه سیدحسن خمینی پاسخ گفت.
در روزهای گذشته سیدحسن خمینی با انتشار نامه‌ای به رئیس سازمان صداوسیما از برنامه «شاخص» گلایه کرده بود.
بنابراین گزارش، سید عزت الله ضرغامی امروز با انتشار نامه‌ای به سخنان حسن خمینی پاسخ گفته که عین آن در ادامه می‌آید:
بسمه تعالی
جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی
با سلام ، متقابلاً ایام خجسته سی و یکمین دهه فجر پیروزی انقلاب بزرگ اسلامی را به شما و خانواده معظم امام راحل (ره) تبریک می‌گویم و سلامتی و دوام عمر شما را از خداوند متعال خواهانم. به اطلاع جنابعالی می‌رسانم :
۱ ـ برنامه‌های دهه فجر امسال گسترده‌تر از همیشه و با بهره‌گیری از تمامی ظرفیت آرشیوی و تجارب گذشته با تولید بیش از ۱۰۰۰ ویژه برنامه در سیما ، صدا ؛ شبکه‌های استانی و برون‌مرزی و حوزه سیاسی سازمان و برای اقشار و سطوح مختلف جامعه در داخل و خارج کشور در حال پخش است .
۲ ـ محور و هویت انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) است ، لذا در نوع این برنامه‌ها شخصیت جامع و استثنائی آن یگانه دوران در ابعاد مختلف مبارزاتی ، سیاسی ؛ فقهی ؛
اخلاقی ، عرفانی و سلوک رفتاری مورد بررسی قرار می‌گیرد.
۳ ـ بررسی‌های سالهای اخیر نشان می‌دهد که نسل جوان و حتی نسل‌های گذشته از طریق برنامه‌های رسانه ملی با بسیاری از ویژگی‌های شخصیتی و متعالی امام خمینی (ره) آشنا شده‌ و با او پیوندی مستحکم برقرار کرده‌اند. این در حالی است که به گفته شما دشمنان
قسم خورده انقلاب و امام و رسانه‌های بیگانه و به اعتقاد من با همراهی ضد انقلاب داخلی و پشیمان شدگان و در راه ماندگان انقلاب سعی در مخدوش کردن چهره آن عزیز سفر کرده و نابودی راه نورانی او دارند.
۴ ـ مستند “شاخص ” یکی از این صدها ویژه برنامه رسانه ملی است که با بهره‌گیری از رهنمود اخیر رهبر معظم انقلاب که مفسر واقعی فرمایشات و سیره امام خمینی (ره) هستند، تولید شده است.
این مستند بر آن است که سلوک حکومتی امام عزیز را مورد بررسی قرار دهد و البته در این مسیر چهره مقتدر و سازش‌ناپذیر ، مستدل و عقلانی ، روشنگر و آگاهی‌بخش ، متواضع ، با محبت و مهربان ، آرامش بخش و حتی همراه با طنز و مطایبه معظم له نیز مورد توجه قرار گرفته است.
سازندگان این مستند ؛ با ذکر تاریخ سخنرانی ؛ شأن نزول آن و تبیین شرایط ویژه جامعه در آن مقطع زمانی نهایت امانت‌داری را به خرج داده‌اند.
در این مستند روشنگری و اطلاع‌رسانی پیرامون امام و قانون ، امام و بنی‌صدر ؛
امام و فلسطین ؛ امام و مردم ؛ امام و جمهوری اسلامی ؛ امام و ولایت فقیه ؛ امام و گروهک‌ها و … که از اساسی‌ترین موضوعات مورد نیاز در جامعه است ؛ مورد بررسی قرار گرفته است.
نگاه ما به امام ؛ نه صرفاً به عنوان یک شخصیت مقطعی و کاریزماتیک و پدری مهربان و عارف ، بلکه در جایگاه یک مصلح بزرگ جهانی و ارائه‌دهنده تئوری نجات‌بخش و مترقی “ولایت فقیه ” برای هدایت آحاد انسانها تا ظهور منجی عالم بشریت روحی له‌الفداء است و همکاران آگاه و متعهد ما دقیقاً در راستای این هدف متعالی و ترسیم جامعیت شخصیت حضرت امام (ره) تلاش کرده‌اند.
۵ ـ چارچوب مستند شاخص مشابه مستند قبلی “امام روح الله ” است که از ناحیه جنابعالی و موسسه نشر آثار حضرت امام (ره) مورد تحسین و تقدیر قرار گرفت .
نکته تأمل برانگیز این است که در این فاصله کوتاه زمانی چه اتفاقی رخ داده که شاخص‌های قضاوت اطرافیان شما را تا این حد دگرگون ساخته است .
از من خواسته‌اید که از یاران نزدیک امام دعوت کنم تا درباره امام صحبت کنند و موضوع روشن شود . پخش مستند سخنان این یاران نزدیک که در همان شرائط زمانی سخن گفته و اعلام موضع کرده‌اند بسیار واقعی‌تر و باورپذیرتر است تا امروز و اتفاقاً ارزش هنری و حرفه‌ای مستند نیر به همین است !
هر چند که تحلیل‌های تکمیلی بسیاری از آنان در شرائط فعلی به جای خود مفید و قابل استفاده است .
۶ ـ همانگونه که اشاره کرده‌اید ؛ خودتان این برنامه را ندیده و به “منابع موثق ” اکتفا نموده‌اید ! توقع زیادی نیست که از شما بخواهم یا شخصاً قسمت‌هائی از این مستند را ببینید و یا سرزده به میان مردم و اجتماعات آنان ، خصوصاً پابرهنگان جنوب شهر که امام (ره) تا آخرین لحظه یک موی آنان را به کاخ نشینان نداد بروید و با آنان در مورد این برنامه و دیگر برنامه‌های مربوط به امام در رسانه ملی صحبت کنید .
۷ ـ آیا پاداش این همه تلاش برای نشان دادن چهره نورانی آن امام بزرگ به هنرمندان ؛ برنامه‌سازان ، دوستداران و علاقمندان آن عزیز سفر کرده در رسانه ملی عباراتی نظیر “غیرصادقانه ” ، “تحریف آمیز ” ، “خشن ” ، “شخصیت دست ساخته سیما ” ، “فرسنگ‌ها فاصله با حقیقت امام ” ، “اشتباه فاحش ” ، “چشم پوشی از هزاران هزار جلوه رأفت و محبت امام ” ، “مخدوش کردن چهره عارف کامل ، مهربان و مقتدر ” ، “نیاز به تذکر کتبی ” و … است ؟!
نمی‌خواهم رنجنامه بنویسم که یکبار برای همیشه پدر رنج کشیده شما از طرف همه ما بچه‌های انقلاب ؛ آن را به یادگار گذاشته است.
سخن این است همانگونه که به حکم وظیفه فرزندی امام ، اعتراض جدی به اقدامات صدا و سیما دارید ؛ ای کاش همین گونه هم نسبت به حوادث ۸ ماه گذشته و جفائی که دشمنان انقلاب و اسلام به اساس نظام جمهوری اسلامی و میراث گرانبهای امام کردند ، و بغض و کینه سالیان خود را در کوچه و خیابان فریاد زدند ؛ بیانیه می‌دادید و آن اقدامات شرم‌آور را نیز محکوم می‌کردید.
با شما ناگفته‌های فراوان دیگری نیز دارم . این مقدار هم صرفاً به دلیل علنی شدن دستخط مستقیم جنابعالی بود که تصور آن نمی‌رفت .
با این همه ، مجموع این دو نامه مایه خیر و برکت و خلق انگیزه و ظرفیت جدیدی برای بررسی همه جانبه‌ی رویدادها و سلوک حکومتی امام عزیز در دهه اول انقلاب است همان ده سالی که رهبر فرزانه انقلاب در مورد آن فرمودند :
دوران ده ساله‌ی حیات مبارک امام خمینی (رضوان‌الله تعالی علیه) ، الگو و نمونه‌ی حیات جامعه‌ی انقلابی ماست و خطوط اصلی انقلاب ، همان است که امام ترسیم فرمودند. دشمنان خام طمع و کوردل که گمان کردند با فقدان امام خمینی ، دوران جدید با مشخصات متمایز از دوران امام خمینی (قدس سره) آغاز شده است ، سخت در اشتباه‌اند. امام خمینی ، یک حقیقت همیشه زنده است . نام او پرچم این انقلاب ، و راه او راه این انقلاب ، و اهداف او اهداف این انقلاب است .

آمار سازی مسئولان برای فرار از پاسخگویی و مسئولیت پذیری ... همه چیز فدای سیاست حتی مقاوم سازی مدارس ! این ها چه گناهی کرده اند ؟

سخن معلم :



این گل های معصوم چه گناهی کرده اند ؟


 اخیرا معاون عمراني وزير آموزش و پرورش اعلام کرده است که 61 درصد مدارس كشور ايمن هستند !
بخوانید :
" معاون عمراني وزير آموزش و پرورش در گفت‌و‌گوي اختصاصي با ايلنا:


61 درصد مدارس كشور ايمن هستند
از مجموع 100 هزار فضاي آموزشي در كشور 61 درصد آنها ايمن و ضدزلزله هستند/13 ميليون فضاي تخريبي در كشور وجود دارد.
ایلنا: معاون عمراني وزير آموزش و پرورش با تاكيد بر اينكه كاري كه در سازمان نوسازي مدارس صورت مي‌گيرد متعلق به نظام و كشور است و ربطي به دولت نهم و دهم ندارد، گفت: از مجوع 100 هزار فضاي آموزشي در كشور 61 درصد آنها ايمن و ضدزلزله هستند.


مرتضي رئيسي پس از گزارش” 40درصد دانش‌آموزان زير سقف ناايمن درس مي‌خوانند” كه روي خروجي خبرگزاري ايلنا قرار گرفت در گفت وگو با خبرنگار ايلنا در توضيح آمار 40 درصدي مدارس ناايمن و با تاكيد بر اينكه 61 درصد مدارس كشور ايمن هستند، گفت: كاري كه در كشور انجام مي‌شود مربوط به نظام و كشور است و اختصاصي به دولت نهم و دهم ندارد و بيمه‌هاي سازمان نوسازي با حقوق‌هاي 400 تا 500 هزار تومان به دنبال كارهاي سياسي نيستند.


وي اگرچه مطالب مندرج در گزارش ايلنارا تكذيب نكرد اما در تشريح وضعيت مدارس ناايمن كشور گفت: مدارس نامناسب ما دو دسته هستند كه برخي با استانداردهاي روز دنيا كه در حال حاضر مطالعات تخصصي براي وضعيت ايمن آنها صورت مي‌گيرد، در مقابل برخي از پروژه‌ها نيز تخريبي هستند 13 ميليون فضاي تخريبي در كشور وجود دارد.


وي با اشاره به اقدامات سازمان نوسازي در مورد وضعيت ساخت فضاي تخريبي كشور گفت: از بين 13 ميليون فضاي تخريبي كشور 2/6 ميليون مترمربع شروع شده است و 6/4 ميليون متر مربع هم تحويل داده شده است كه به اعتبارات ديگر ما با توجه به قانون تخريب و بازسازي مدارس 47 درصد تعهدات قانوني خود انجام داده‌ايم.


رئيسي در پاسخ به سوال خبرنگار ايلنا كه چرا با توجه به بودجه 7 هزار ميليارد دلاري كه مجلس در اين قانون در اختيار دولت قرار داد تنها 47 درصد از تعهدات اين قانون را در پايان امسال كه سال آخر اجراي اين قانون بود انجام داده‌ايد؟ گفت: دولت نتوانست تعهدات قانوني خود را در اين زمينه به ما بدهد و به همين خاطر نتوانستيم 63 درصد از تعهدات قانوني خود را در اين زمينه انجام دهيم با اين وجود دولت در برنامه پنجم توسعه در ماده 27 احكام برنامه پيشنهاد تمديد 5 ساله اين قانون را داده است.


به گزارش خبرنگار ايلنا، ‌قانون تخريب و بازسازي مدارس از جمله قوانين مهم و تاثيرگذار مجلس شوراي اسلامي براي آموزش و پرورش در طول سال‌هاي اخير و بعداز انقلاب اسلامي ايران بوده است كه بودجه‌اي 7 هزار ميليارد دلاري را اختيار دولت گذاشت و اين درحالي است كه پايان سال‌جاري سال آخر اجراي اين قانون است و با اين وجود تنها 47 درصد از تعهدات سازمان نوسازي در اين قانون اجرايي شده است ".
پايان پيام
متاسفانه یکی از بدعت های خطرناکی که در زمان دولت نهم و نیز امتداد آن در " دهم " پایه گذاری و نهادینه شد " آمار سازی " به منظور پوشاندن نقایص و کم کاری ها بود تا شاید بتوان با ایجاد " فضای کاذب روانی " که القا کننده حس خوش باوری غیرواقعی است واقعیات را به " مطلوب " مصادره کرد !


کار تا جایی پیشرفته است که وزیر قبلی و کنونی از مشکل نداشتن آمار دقیق سخن گفته اند چراکه دروغ وقتی فراوان گفته شود به منزله " حقیقت " تلقی خواهد شد !


 واقعیات چه می گویند...


به گوشه ای از آن ها توجه کنید :


30 درصد مدارس كشور نيازمند تخريب و بازسازي و 30درصد مدارس نيز نيازمند مقاوم سازي هستند .


سوم‌ آبان 86، 6 دانش‌آموز يك مدرسه راهنمايي دخترانه در روستاي رود معجن تربت حيدريه در استان خراسان زير آوار آهن و ديوار مدرسه ماندند كه يك نفر در جا كشته و بقيه بشدت دچار جراحت شدند، علت اين حادثه اگر چه بازيگوشي دانش‌آموزان عنوان شد اما نمي‌توان از در و ديوارهاي سست و لرزان مدرسه نيز به عنوان علت اين حادثه چشم‌پوشي كرد.
24 دي 83 آتش گرفتن بخاري مدرسه ابتدايي روستاي سفيلان چهارمحال و بختياري باعث جان باختن 13 دانش‌آموز دختر و پسر شد كه برخي نيز تا 85 درصد سوختگي داشتند.
سال 85 نيز آتش گرفتن بخاري چكه‌اي در دبستان روستاي درودزن استان فارس سوختگي شديد پوست صورت و بدن 6 دانش‌آموز دختر را در پي داشت.
هنوز در بسياري مدارس پايتخت هم كلاس‌‌هاي نموري وجود دارد كه كودكان را بيش از حد ظرفيت در خود جاي داده و بخاري‌هاي گازي آن تنها منتظر يك تلنگر است تا حادثه‌اي ديگر بيافريند يا ديوارهاي نم كشيد‌ه‌اي دارد كه كودكان 7 - 8 ساله ساعت‌ها بر آن تكيه مي‌زنند. همه اينها تصاويري از مدارسي است كه در انتظار 4 ميليارد دلار و اعتبار حساب ذخيره ارزي است.


به گفته رئيس آموزش و پرورش شهر تهران در گفتگو با ايسنا، شاهد وجود 70درصد مدارس شهر با ميانگين سني بالاي 35 سال است كه بشدت فرسوده‌اند.
اين مدارس اغلب در مناطق 9، 10، 6 و ... قرار دارند همچنين 100 مدرسه تهراني در سال تحصيلي قبل عنوان اولويت را در تخريب و بازسازي كسب كردند. بنابر اين شهر تهران در كنار كاشان، كرمانشاه، خراسان رضوي و خراسان جنوبي بيشترين تعداد مدارس فرسوده را در خود جاي داده است.
منبع : جام جم - پنجشنبه 04 مهر 1387


تعداد ساختمان هاي مدارس كشور حدود 95 هزار دستگاه است. براساس گفته معاون عمراني وزير در حال حاضر حدود 28 هزار مدرسه مخروبه و همين تعداد مدرسه غيرمقاوم در كشور موجود است و نزديك به هشت ميليون و پانصد هزار دانش آموز در زير سقف هاي نامطمئن درس مي خوانند.
روزنامه اعتماد - شماره1675 - 24/2/87
با یک مطالعه می توان دریافت که از 95 هزار دستگاه ساختمان های مدارس کشور 56 هزار دستگاه آن مخروبه و غیر مقاوم هستند !


به عبارت دیگر ، نزدیک به 60 درصد مدارس کشور ایمن برای درس خواندن و حتی ماندن هم نیستند !


البته بستگی به این دارد که از نظر آقایان محیط مطلوب آموزشی چگونه تعریف می شود ... احتمالا یک چهاردیواری که دارای چند اتاق و سرویس بهداشتی باشد می تواند به عنوان یک مکان آموزشی مورد استفاده قرار بگیرد !


چشم انداز آینده !


افق و آینده " مقاوم سازی مدارس را رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس روشن کرده است .


او با صراحت عنوان کرده است که " اعتباري براي بازسازي مدارس اختصاص نيافته است " !


بخوانید :
" رييس كميسيون آموزش و تحقيقات گفت: در رابطه با بودجه‌هاي عمراني، دولت به بهانه اين‌كه قانون بازسازي و نوسازي مدارس به انتها رسيده و در سال 89 ديگر اين قانون وجود ندارد، اعتباري به بازسازي و نوسازي مدارس اختصاص نداده است، در اين خصوص تنها 158 ميليارد تومان منظور كرده كه سبب مي‌شود بسياري از پروژه‌هاي بازسازي و نوسازي مدارس كه در سال‌هاي گذشته و در سال 88 آغاز شده براي سال 89 دچار عدم پرداخت، با ركود، كندي و يا توقف مواجه شود كه كميسيون آموزش و تحقيقات درصدد است به طريقي آن را جبران كند.
عباسپور افزود: البته براي ما جاي تعجب است چرا كه به دولت مجوز داده بوديم ظرف 4 سال حدود 4 هزار ميليارد تومان به بازسازي و نوسازي مدارس اختصاص دهد ولي متاسفانه نصف اين مبلغ اختصاص يافته است و براي سال 89 هم عملا غير از 158 ميليارد تومان رقم ديگري را براي بازسازي و نوسازي مدارس در نظر نگرفتند، البته حدود 143 ميليارد تومان هم خارج از بازسازي و نوسازي مدارس براي تعميرات مدارس در كل كشور اختصاص يافته كه رقم قابل ملاحظه‌اي نيست."
منبع : ایسنا


آمار سازی و وارونه کردن حقایق تا کی ادامه خواهد یافت ....
این گل های معصوم چه گناهی کرده اند ؟

-----------------------------------------
توضیح سخن معلم :


به نظر می رسد در خبر ایلنا اشنباهی صورت گرفته باشد و آن اعتبار 7 میلیارد دلار است که اشتباها 7 هزار میلیارد دلار ذکر شده است ، اگرچه رقم آن نیز قبلا 4 نزدیک به میلیارد دلار اعلام شده است .


دوست و همکار عزیز ما آقای "  رسول پاپایی " در وبلاگ "  آقاجازه " لینکی در مورد آتش سوزی مدرسه روستای درودزن مرودشت فارس منتشر کرده است که دیدن آن دل هر انسانی را جریحه دار می کند ...


http://iranmanitoba.wordpress.com/

۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه

متن کامل نامه سيدحسن خميني به ضرغامی

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني در نامه‌اي انتقادي به عزت‌الله ضرغامي رييس سازمان صداوسيما، به ذكر نكاتي درباره برنامه " شاخص" كه در ايام دهه مبارك فجر پخش مي‌شود، پرداخت.
به گزارش ايسنا متن كامل اين نامه به اين شرح است:



بسمه تعالي

جناب آقاي عزت الله ضرغامي
رييس سازمان صداو سيماي جمهوري اسلامي

با تبريک سي و يکمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، لازم است نکاتي را پيرامون برنامه‌هاي صدا وسيماي جمهوري اسلامي در ايام دهه فجر يادآوردي نمايم. خوش داشتم اين مطالب را مثل سابق و به طور شفاهي متذکر شوم ولي احساس مي‌کنم اثر سخنان شفاهي کم شده و عمق تاثيرگذاري برنامه‌هاي تلويزيون به گونه‌اي است که محتاج تذکر کتبي است.
چنانکه از منابع موثق شنيده‌ام، برنامه‌اي تحت عنوان شاخص در تلويزيون پخش مي‌شود و به گونه‌اي غير صادقانه و تحريف‌آميز، شخصيت جامع عارف کامل و مهربان و رهبري مقتدر امام خميني(س) را مخدوش نموده است. جامعه‌ جوان امروز ما به وسيله آن‌چه در اين برنامه پخش مي‌شود، شخصيت واقعي امام را نمي‌شناسد و تنها با شخصيت دست ساخته‌ صداوسيما آشنا مي‌شود که متاسفانه فرسنگ‌ها با حقيقت امام که به فرموده‌ رهبري انقلاب همه هويت جمهوري اسلامي است، فاصله دارد.

در شرايطي که دشمنان قسم خورده انقلاب و امام با استفاده از رسانه‌هاي بيگانه، هر لحظه چهره‌اي خشن و غيرانساني و صد البته غيرواقعي از انقلاب شکوهمند اسلامي مي‌سازند، انتظار بيهوده‌اي نيست اگر چشم انتظار تبيين شخصيت جامع امام و امت امام در صداوسيما باشيم و ابعاد بلند معرفتي و ماهيت انساني انقلاب را که بي‌شک در ميان همه انقلاب‌هاي قرن حاضر، بيشترين ارزش‌هاي اسلامي و بشر دوستانه را آفريده، تصوير نماييم. جاي تاسف است که در صداوسيما از هزاران هزار جلوه رأفت و محبت که با اتکا‌ي به جوهره اسلامي و روح بلند مذهب شيعه اثني عشريه آفريده شد، چشم پوشيده مي‌شود و بدون اشاره به شرايط زماني خاص به بزرگ نمايي غلط و تحريف گونه قضاياي گذشته همت مي‌گماريد و به غلط درصدد مشابه‌سازي تاريخي هستيد.
اينجانب جناب‌عالي را از علاقمندان امام راحل مي‌شناسم و به حکم وظيفه فرزندي امام نسبت به اين اشتباه فاحش صداوسيما و تصميم گيرندگان چنين موضوعاتي، اعتراض جدي دارم و معتقدم اگر حقيقتا به دنبال شناخت واقعي امام هستيد، بايد از ياران نزديک امام دعوت نماييد تا هم شأن نزول سخنان پخش شده را بيان نمايند و هم ناگفته‌هاي زندگي امام را بيان کنند.
اميدوارم احتياجي به تصديع بيشتر نباشد و دوستان واقعي امام وظيفه خويش را در قبال امام و تحليل انقلاب اسلامي به انجام برسانند.

سيد حسن خميني
15 /11 /88
تابناك آي آر

حاجی بابایی صندوق ذخیره و معلمان

مشکلات معیشتی و دغدغه های اقتصادی معلمان و نا توانی آموزش وپرورش  در ارائه تسهیلات رفاهی همگام با سایر ارگانها و نهاد ها  به معلمان دست به دست هم داد تا در دهه ی هفتاد اندیشه شکل گیری صندوقی بنام فرهنگیان وواریز پنج درصد حقوق و مزایا انان وهمین مقدار کمک دولتی ،در ذهن مسولان شکل گیرد تا ماحصل فعالیت ها و داد وستد های ان ، ارائه تسهیلات  رفاهی و بهبود سطح معیشت فرهنگیان و کمک مالی  به معلمان در ایام بازنشستگی باشد. 
اندیشه ای که در اواخر سال 73  به مجلس شورای اسلامی امد و در خرداد 74 با تایید مجلس شورای سلامی همراه شد و موجب تولد وظهور صندوق ذخیره ی  فرهنگیان در کشور شد .

هدف وفلسفه وجودی صندوق ذخیره فرهنگیان از اغاز، بهبود رفاه و ارتقا معیشت معلمان عضو اعلام شده بود . امری که تا امروز روز در نشانه ی اینترنتی این صندوق  با طرح یک پرسش  اشاره ای روشن به ان شده است :
(با نام فر هنگیان نام معلم همراه است . معلم عمر گرانبهای خود را صرف تعلیم و تربیت فرزندان این مرزو بوم می کند ، تا زمینه ی علم آموزی نسل اینده فراهم شود ، حال وظیفه ی ایجاد اسایش و رفاه این گوهران گرانبها با کیست ؟؟)

سپس خو د  پاسخ می دهد که  (د ر اجرای تبصره 63 قانون برنامه توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی در اردیبهشت 74 هیات وزیران تاسیس صندوق ذخیره فرهنگیان را به آموزش وپرورش اعلام کرده است و همچنین اشاره می کند که ( صندوق ذخیره فرهنگیان با توجه به مشارکت گسترده معلمان و حمایت دولت می کوشد تا با فعالیت های اقتصادی به رفاه فرهنگیان بپردازد و سطح رفاه معلمان عضو را بهبود و ارتقا ببخشد .) 
همچنین در پایگاه اینترنتی  صندوق ذخیره فرهنگیان به دایره فعالیتت این صندوق جهت نیل به فلسفه وجودی (ارتقا معیشت بهبود رفاه معلمان)  اشاره شده است و امده است که : به صندوق اجازه داده شده است تا در فعالیت های اقتصادی گسترده مانند اداره شرکتها ، سرمایه گذاری در سهام شرکت ها وصنایع بزرگ  مانند نفت ، پتروشیمی ، معادن و انجام امور خدماتی ، ساخت وساز و ...به داد وستد بپردازد تاازاین طریق (منافع اقتصادی) و( رفاه فرهنگیان) را بهبود ببخشد .  وبا دست یابی به ( حداکثر سود) با بکارگیری (دیدگاهای نوین اقتصادی)به  تا مین (مناسبترین خدمات  و منافع برای فرهنگیان )بپردازد .

اکنون 14 سال از ان اندیشه و رویا ی بهبود شرایط معیشت و ارتقا سطح رفاه معلمان عضو می گذرد . صندوق ذخیره فرهنگیان به پشتوانه ی اعتماد و همراهی معلمان و کمک دولت در عرصه مناسبات و فعالیت های اقتصادی از موسسات بزرگ محسوب می شود . دایره ی معلمان عضو شده  به امید بهر مندی از منافع این صندوق و شرکت های ریز ودرشت تابعه ، به  بیش از 800000فرهنگی رسیده است . ماهانه حق عضویتی   چند میلیاردی به حساب صندوق واریز می گردد ، سرمایه ی صندوق  به8000میلیارد ریال و حتی تا 25 درصد بیش از این رقم رشد کرده است . اما پرسش اصلی و اساسی همچنان از طرف مسولان صندوق و وزارت محترم اموزش وپرورش بی پاسخ باقی مانده است که :
این گستردگی و فربه شدن صندوق ذخیره فرهنگیان از شرکت ها و کارخانجات و سرمایه ، تا چه  حد توانسته است رویای ارتقا رفاه و بهبود معیشت معلمان را ، جامه ی عمل بپوشاند ؟؟؟؟؟؟صندوق ذخیره تا چه حد در خدمت ر سانی و ایجاد رفاه و کمک به اسایش این(گوهران گرانبها ) گام برداشته است ؟
کمتر کسی است که  حاجی بابایی نماینده ی مجلس و انتقادات او از رویه حاکم بر صندوق ذخیره را  فراموش کرده باشد  وبه یاد نداشته باشد ،که چگونه دور ماندن صندوق ذخیره از توجه به فلسفه وجودی و هدف اصلی اش نطق های اتشین او را به همراه داشته است که : (صندوق ذخیره با هدف خدمت رسانی و رفاه هر چه بیشتر این قشر عزیز و گرانقدر (معلمان) تشکیل شده است و عملکرد این صندوق مورد اعتراض معلمان و باز نشستگان است .)و او بود که در مجلس منتقد مدیریت صندوق ذخیره بود و می گفت : ( صندوق ذخیره باید به نرم افزار ها و تکنیک های اقتصادی روز مجهز شود)واین صدای معلمان بود که در ان روز ها از حنجره  ی حاجی  بابایی نماینده شنیده می شد که(: 613هزارمعلم عضو صندوق ذخیره هستنند ایا یک معلم نیست که مدیر عامل شود و برود عضو هئیت مدیره گردد ). این بخشی از سخنانی است که تا امروزناشنیده باقی مانده است وشاید اقبال بیدار معلمان بوده است  که ، امروز همان وکیل منتقد و حامی معلمان در مقام اجرا وزیر اموزش و پرورش شده است و بی شک آگاهی نماینده دیروز و وزیر امروز از شیرین نشدن کام اعضا از این گستردگی صندوق و عقیم ماندن بهبود شرایط و کمک به رفاه معلم های عضو تو سط صندوق ذخیره فرهنگیان است که، حاجی بابایی وزیر را هم بران داشته است تا در خصوص صندوق طرحی نو در اندازد و بنیان تلخ کامی معلمان را از صندوق بر اندازد و در آغازین روز های وزارت خود از معلمان بپرسد که : صندوق ذخیره فرهنگیان چگونه باید اداره شود ؟

پاسخ ساده و روشن  بعد از چهارده سال اینک به نظر می رسد در اولین گام اساسنامه صندوق ، چگونگی انتخاب هیات امنا ، ساختار و تشکیلات  ان ، نیاز مند بازنگری جدی است . اصلاح و بازنگری که بر محوریت مشارکت و نقش افرینی سرمایه گزاران اصلی یعنی معلمان باشد و فراهم ساز مشارکت واقعی و حقیقی و نظارت مستقیم آنان در صندوقی که خود سرمایه گذارش  هستنند ،باشد . و اجازه ندهد که نقش معلمان عضو در صندوق فقط به واریز حق عضویت و رویت ترازنامه ای که دیگر حتی برای انان ارسال هم نمی شود خلاصه گردد .
فر هنگیان از وزیر محترم انتظار دارند که بر روند حاکم بر صندوق ذخیره خاتمه دهند و ان را در ویترینی شیشه ای در منظر نگاه و نقد سرمایه گذران و اعضا قرار دهند و بلورین شدن  گوی اموزش وپرورش را از این صندوق آغاز نمایند و وصندوق را از حالت شتر مرغی خارج کرده و مشخص کنند که صندوق ذخیره یک موسسه دولتی است یا خصوصی چراکه اگر صندوق  ذخیره فرهنگیان موسسه ای دولتی باشد باید بر اساس رویکرد دولت و در اجرای اصل 44 به اعضا واگذار شود و اگر موسسه ای غیردولتی است پس اعضا سهامداران صندوق میباشند و دلیلی ندارد که معلمان فقط حق عضویت خود وسهم دولت را در پایان خدمت از صندوق پاداش بگیرند واز ارزش افزودهایی مانند املاک شرکت ها و دگر سرمایه ها سهمی نداشته باشند . وازهمه مهم تر در این اصلاح اساسنامه و تغییر ساختار به این خواسته مهم توجه گردد که چرا باید برای انتفاع و بهره بردن از این سرمایه عظیم ،منتظرماند تا دوران خدمت به پایان رسد و شرایط بهر مندی از منافع صندوق قبل از بازنشستگی برای اعضا فراهم گردد . و زمینه ی ایفای نقش معلمان عضو بخصوص در بعد نظارت و بازرسی را بصورت جدی مهیا گردد و این را حق اعضا بدانند که بخواهند از تر کیب مدیریتی و مکانیسم جذب انها ، تعداد کارکنان ، میزان حقوق ها و پاداش ها و سود و زیان ها و سرمایه ها و هزینه های جاری صندوقی که به نام وبا سرمایه ی انهاست باخبر باشند .

بازنگری و اصلاح اساسنامه و ساختارو تشکیلات  صندوق اولین گام عملی است که انتظار می رود توسط جناب حاجی بابایی صورت بگیرد و دیگر اجازه ندهند که صندوق تو سط هیات مدیره ای که منتخب هئیت امنا  و هیئت امنایی که شامل وزیر و افراد منتخب اوست و بدون ایفای نقش معلمان عضو، مدیریت گردد . و اجازه دهند که مجمع عمومی متشکل از معلمان عضو تشکیل گردد و هیات امنا را انتخاب نمایند و جای معلمان را در انتخاب هیات امنا و هیات مدیره  باز نمایند و به انتخاب چهار معلم توسط وزیر پایان دهند .شاید دوستان مسئول در صندوق  فراوانی وگستردگی جامعه معلمان عضو را مانع از ایفای نقش مستقیم تو سط انان قلمداد نمایند اما ایجاد مکانیسمی جهت تحقق  این امر خواسته ی معلمان از وزیر محترم اموزش وپرورش است . 
در پایان آقای وزیر باور کنید : از سرمایه بالغ بر 8000میلیارد ریالی که مدیر عامل  صندوق ذخیره فرهنگیان ازآن سخن می گوید و هدف صندوق که ارتقا رفاه و معیشت اعضا است انچه به معلمان می رسد کمی خنده دار است : ایا فروش خودرویی مانند فیات که هم اکنون در سایت صندوق مو جود است به قیمت 17 میلیون با سلسه مراتب اداری ، در حالیکه این خودرو در بازار 400 هزار تومان کمتر به فروش می رسد ایجاد رفاه و ارائه تسهیلات به معلمان است ؟ ایا پرداخت وام هایی با سود 17درصدرا ایجاد رفاه   وارتقا معیشت معلمی  ودر راستای اهاف وجودی صندوق قلمداد می کنید ؟ بدون تردید فراخوان مقام وزرات از معلمان در خصوص چگونگی اداره ی صندوق  نمونه ای عملی از توجه وزیر به مشارکت معلمان در تصمیم سازی ها میتواند باشد امری که گرچه در اموزش وپرورش ، سال هاست غریب ومتروک مانده  و امروز هم  کمی عجیب می نماید ، اما توجه وعمل و حسن نیت در پرداختن به ان میتواند، اغازی بر پر کردن شکاف بین معلمان و اتاق های تمیصم گیری و ایده پردازی در آموزش وپرورش باشد .
 این یاداشت در روزنامه  اعتـــــــــــــــــــماد    شنبه ۱۷بهمن ماه منشتر گردیده
برگرفته ازآقا اجازه

تصویر نماد شیطان‌پرست‌ها در کتاب فارسی!


پس از ماجرای حذف نام خلیج فارس از پشت جلد کتاب فارسی اول ابتدایی مورد ابهام برانگیز دیگری در رابطه با علائم و نمادهای شیطان پرستی در کتاب فارسی اول راهنمایی دیده می شود.
                                   


فردا نوشت:
پس از ماجرای حذف نام خلیج فارس از پشت جلد کتاب فارسی اول ابتدایی و امکان حذف نام پادشاهان از کتابهای تاریخ که وزارت آموزش و پرورش تاکنون نتوانسته پاسخ مناسب و درخوری را درباره آنها ارائه دهد. مورد ابهام برانگیز دیگری در رابطه با علائم و نمادهای شیطان پرستی در کتاب فارسی اول راهنمایی دیده می شود. صفحه 67 این کتاب حاوی تصویری است از یک چشم که بی شباهت به "چشم لوسیفر" نماد شیطان پرست‌ها نیست. این چشم همچنین علامت روشنفکران نیز هست و حتی در دلار ایالات متحده آمریکا نیز به عنوان نظم نوین جهانی دیده می شود.
با جستجویی آسان در گوگل می توان معانی و تفاسیر دیگر این چشم را که گویا بدون توجه و دقت کافی مولفان و تصویر سازان کتابهای درسی در کتاب فارسی اول راهنمایی طراحی شده است، پیدا کرد. این علامت در پیشگویی ها هم به کار می رود و جادوها و نفرین ها، کنترلهای روحی و تمامی انحرافات تحت این علامت به کار می روند.
این تصویر در کنار شعری از شاعر حکیم ابوالقاسم فردوسی ترسیم شده که ارتباط چندانی به آن ندارد. این چشم اگرچه برخلاف چشم لوسیفر یا همان نماد شیطان پرستها در مثلث قرار نگرفته اما اگر به ادامه تصویر دقت کنید متوجه می شوید که امتداد این مثلث تا انتهای تصویر که شامل انسان، خورشید، کتاب و گیاه و چند مایه حیاتی دیگر بوده، کشیده شده است که معنی همان تحت کنترل و احاطه قرار گرفتن تمام موجودات را دارد؛ همان چیزی که شیطان پرستها درباره لوسیفر عنوان می کنند.
                             

اما و اگرهای وزیر آموزش و پرورش برای یک امر بدیهی و البته لازم !





آقای حاجی بابایی چندی پیش در مورد تعامل و ارتباط با تشکل های فرهنگیان و در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه فرهیختگان آن را موکول به آینده و آماده شدن شرایط کرد !
بخوانید :

« وزير آموزش و پرورش در پاسخ به فرهيختگان
آماده ي ارتباط با تشكل هاي صنفي فرهنگيان هستم

وزير آموزش و پرورش در حاشيه ي نشست خبري شنبه شب به فرهيختگان گفت : در صورت مهيا شدن شرايط،آماده ي برقراري ارتباط با تشكل هاي صنفي فرهنگيان هستم حاجي بابايي اما توضيحي در باره ي اين شرايط نداد كانون صنفي فرهنگيان ايران و سازمان معلمان از جمله تشكل هاي صنفي فرهنگيان هستند كه در طول سال هايي كه حاج بابايي در مجلس حضور داشت بارها با او ديدار كرده و مسائل فرهنگيان را در ميان گذاشته بودند .


پس از طرح وزير شدن او نيز اين تشكل ها با اشاره به حاضر شدن حاجي بابايي در تجمع فرهنگيان مقابل مجلس از او خواستند هم چنان با آن ها ارتباط داشته باشد از زمان وزارت محمود فرشيدي تعدادي از فرهنگيان عضو اين تشكل ها به هيات رسيدگي به تخلفات و دادگاه ها فرا خوانده شده و به احكام تعليق از خدمت و تبعيد محكوم شدند .


وزير آموزش و پرورش ديروزدر پاسخ به اين سوال فرهيختگان كه اين تشكل ها انتظار دارند وزيري كه پيش از اين نماينده ي آنان بوده همچنان با آنان ارتباط داشته باشد شما چه برنامه اي براي ارتباط با اين تشكل ها داريد؟ گفت در آينده با مهيا شدن شرايط با تشكل ها ارتباط خواهيم داشت .... »

این در حالی است که چندی قبل تر از آن وزیر آموزش و پرورش پیامی گرم و صمیمانه برای تشکلی به نام " کانون تربیت اسلامی فرهنگیان " فرستاد و متن کامل این پیام نیز در سایت رسمی وزارت آموزش و پرورش منتشر شد !

بخوانید :


« وزیری از " جنس فرهنگیان " .... البته با کمی دیدگاه " خودی و غیر خودی " !

http://smieduer.blogspot.com/2009/12/blog-post_17.html


در ویکی پدیا تشکل تحت اداره فرشیدی وزیر معزول آموزش و پرورش این چنین معرفی شده است :

" کانون تربیت اسلامی که برخی از اعضای شاخه فرهنگیان حزب جمهوری اسلامی در آن عضو هستند ، توسط وزیر پیشین آموزش و پرورش دولت محمود احمدی نژاد اداره می‌شود . محمود فرشیدی، دبیرکل کانون تربیت اسلامی است که مدیرمسئولی نشریه زمزمه ، ارگان رسمی این تشکل را نیز عهده دار است "

با کمی تامل و جست و جو در مواضع این تشکل مشخص می شود که کانون تربیت اسلامی بسیار کم به مسائل و مشکلات صنفی فرهنگیان می پردازد و اکثریت آن را مواضع سیاسی  همسو با حاکمیت تشکیل می دهند .


آیا از نظر آقای حاجی بابایی تشکلی که نام برده شد در حوزه تشکل های صنفی فرهنگیان جای می گیرد ؟

آیا از نظر آقای حاجی بابایی و همفکران ، تشکل های منتقد فقط باید در قامت " صنف " - آن هم در تعریفی که خودشان دارند و می پذیرند - ظاهر شوند اما تشکل های همسو و اصطلاحا " خودی " قید و حدی ندارند و سیاست آن ها هم عین " صنف " ماست !

وزیر آموزش و پرورش به دنبال حصول و تحقق چه شرایطی است ؟


آیا ایراد سخنان مبهم و پهلو دار نمی تواند ناشی از این مساله باشد که ایشان فعلا از جانب آن ها هیچ خطری احساس نمی کنند و ترجیح داده اند که فعلا تشکل ها در همین حالت باقی بمانند !


شاید خاصیت قدرت این باشد که فرد به محض تصاحب آن محافظه کار شده و در پی توجیه وضع موجود برمی آید به ویژه آن که نظارت نهادهای مستقل و مردمی را نیز بالای سر خود حس نکند !


فراموش نکرده ایم که همین آقای وزیر زمانی که رئیس فراکسیون فرهنگیان در مجلس بود بودجه واقعی آموزش و پرورش را بیش از 17 هزار میلیارد تومان می دانست اما در حال حاضر به 10 هزار میلیارد تومان هم راضی شده است ...