۱۳۸۸ بهمن ۲۹, پنجشنبه

بازداشت برخي فعالان صنفي معلمان،رشت و اصفهان


بر پايه ي خبري از كانون صنفي معلمان رشت،متآسفانه امروزچند تن از فعالان صنفي اين شهرستان براي ساعاتي بازداشت گرديدند. در تماسي كه با جناب بهارستاني عضو شوراي مركزي كانون هاي صنفي سراسر كشور و عضوهيآت مديره ي كانون صنفي رشت گرفته شد ايشان ضمن تآييد اين خبر و دستگيري خود و چند تن ديگر از اعضاي اين كانون،خبر از دادگاه جمعي اعضاي هيآت مديره ي را داد كه قرار است فردا(29/11/88) برگزارگردد. گفتني است اتهام آنها اقدامات صنفي ماه هاي پيش از انتخابات اخير رياست جمهوري اعلام شده است. به گفته ي بهارستاني، درچند ماه گذشته، شايد تاكنون بيش از ده بار اين فعالان صنفي،احضار گرديده اند. امروز نيز پس از بازداشت و انتقال به نيروي انتظامي،بعد از چند ساعت آزاد گرديده و جلسه ي دادگاه فردا، به آنها اعلام شده است. لازم به ذكر است كه اين دوستان را با زدن دستبند، به نيروي انتظامي منتقل نموده اند
 
همچنين از اصفهان خبر رسيده، ديروز،سه شنبه 27 بهمن، جناب گودرززاده،عضو هيات مديره ي كانون فرهنگيان استان اصفهان بازداشت گرديده است كه گويا هنوز در بازداشت به سر مي برد. گودرزاده،فرزند شهيدو دبير ادبيات و دانشجوي كارشناسي ارشد است؛ از اتهام ايشان خبري در دست نيست.

۱۳۸۸ بهمن ۲۶, دوشنبه

معلم؛ آينه بي زنگار


روانشناسان تربيتي تاثير شخصيت معلم را برروي شاگردان بسيار مهم مي‌دانند. در فرآيند تدريس رفتار و كردار و كل شخصيت معلم از اهميت خاصي برخوردار است و در ايجاد شرايط يادگيري و تغيير و تحول شاگردان تأثير مي‌گذارد. از آنجا كه عمل و رفتار معلم براي دانش‌آموزان معيار مي‌شود، بنابر اين معلم بايد در رفتار و اعمالش بسيار سنجيده عمل كند كه نمونه و الگوي مناسبي براي شاگردانش باشد. 

معلم خوب، معلمي است كه درس انسان شدن را به شاگردانش بياموزد و دين باوري و خداترسي را در آنان زنده كند و به آنان بياموزد كه انسانيت قابل تحقق است و خود معلم نمونه تحقق يافته انسانيت باشد.
معلمان موثر و كارآمد از نظر خصوصيات شخصي، شوخ‌طبع، گشاده رو هستند و هميشه سعي در رعايت عدالت دارند و قادرند با دانش‌آموزان ارتباط صحيح برقرار كنند. كلاس درس آنان زنده و فعال است، علاوه بر آموزش مواد درسي، پرورش و تربيت اخلاقي شاگردان را هم مد نظر دارند. اينگونه معلمان گرم و صميمي هستند و در كلاس آنان انعطاف‌پذيري وجود دارد و شاگردان احساسات خود را بيشتر بروز مي‌دهند و به راحتي در بحث‌هاي كلاس و درس‌ها شركت و احساس استقلال مي‌كنند.
معلم نبايد در برخورد با شاگردان تبعيض قائل شود و اگر شاگردان متوجه اين امر شوند، به او اعتماد نخواهند كرد. او حتي سركلاس بايد نگاه‌هاي خود را ميان شاگردانش به مانند صدايش تقسيم كند و به همه آنان نگاه محبت‌آميز داشته باشد.
معلم بايد وقت‌شناس و دقيق و منظم باشد، ورود او به كلاس درس همراه شادي و نشاط و انرژي مثبت و خروج او از كلاس همراه با رضايت باطني از كار خود و همچنين رضايت شاگردانش از او و تدريس و رفتارش باشد. همه وقت كلاس به بهترين شكل در جهت ارتقاي علمي شاگردانش تلاش كند و شاگردان پيوسته از آموزش لذت ببريد.
معلم بايد سر و وضع ظاهري آراسته، تميز و مرتب داشته باشد و لباس نو و مناسب بپوشد. معلم خوب ضمن دارا بودن توان علمي بالا، به مسائل روز تعليم و تربيت و نكات ظريف روانشناسي شاگردانش و به درسي كه تدريس مي‌كند تسلط كامل داشته باشد. معلم هراندازه كه داراي رفتار انساني مطلوب باشد، اگر توان و بنيه علمي نداشته باشد و يا در كار خود ضعيف عمل كند، مورد قبول شاگردانش واقع نمي‌شود.
1ـ معلم خوب با ياد خدا به كلاس مي‌رود تا بتواند به ياري او بذر خوب را در ذهن پاك شاگردانش بكارد.
2 ـ معلم خوب شرايط سني و تفاوت‌هاي فردي شاگردانش را در نظر مي‌گيرد و به آنان احترام مي‌گذارد.
3 ـ وي ميان شاگردانش فرق نمي‌گذارد، به قولي كه داده عمل مي‌كند تا ارزش‌ها در ذهن آنان شكل گيرد.
4 ـ او مهر و محبت و نرمش و قاطعيت را با هم دارد و به كارش عشق مي‌ورزد.
5 ـ توان علمي بالايي دارد و پيوسته براي ارتقاي علمي خود تلاش مي‌كند و مسلط بر كار خود است.
6 ـ معلم خوب نمره را وسيله انتقام نمي‌كند بلكه يادگيري شاگردان برايش مهم است. كار او آموختن است.
7 ـ معلم خوب مي‌داند كه همه چيز را نمي‌داند پس همواره در تلاش است كه بداند.
اكرم محسني ـ دبير منطقه14 / كارشناس ارشد تاريخ و فلسفه آموزش و پرورش

نامه فاطمه کروبی به آیت الله خامنه ای




 سهام نيوز: فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی در نامه ای به آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب در خصوص اتفاقات روز ۲۲بهمن و دستگیری فرزند و حمله به همسرش و شرایط حاکم بر جامعه نکاتی را برشمرد. متن این کامل این نامه بدین شرح است:


بسم الله الرحمن الرحیم
 حضرت آیت اله خامنه ای – مقام معظم رهبری
با سلام و احترام
در ارتباط با راهپیمائی ۲۲ بهمن امسال و حوادث پیرامون آن که شخصا شاهد بخش کوچکی آز آن بودم و یا فرزندم علی پس از آزادی بیان کرد با در نظر گرفتن خدا، صادقانه و به نیت درمان این غده ی سرطانی که تمامیت نظام و اسلام را نشانه گرفته است و با این امید که دستور صریح و قاطع جنابعالی به افراد صالح به پاک کردن همیشگی آن منجر شود، نکاتی به استحضار می رسانم. 
اینجانبه از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷ در کنار همسرم در مبارزه علیه رژیم سفاک پهلوی فراز و نشیب هائی را پشت سر گذاشتم و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به لطف خداوند متعال توفیق یافتم در بنیاد شهید در دوران دفاع مقدس در بخش دارو ودرمان به مجروحان و وخانواده های معزز شهدا خدمت نمایم و مورد تقدیر کتبی امام (ره) قرار گیرم. پس از آن نیز در هر مسئولیت اجرائی قرار گرفتم و یا نمایندگی مردم در مجلس را بر عهده داشتم، سعی کردم با خدمت به مردم بطور عملی از نظام و انقلاب
 حمایت کنم. 
همگان میدانند که اینجانبه از بدو انقلاب تاکنون نیز همواره از انقلاب، نظام و آرمان های امام و شهدا دفاع کرده و می کنم. استدعا دارم آنچه که در این نامه به نگارش در آمده را تنها از سر دلسوزی و برای پیشگیری از جنایات آتی علیه فرزندان این سرزمین بدانید، نه برای فرزندم علی که بازداشت او فقط یک نمونه کوچکی است از این دریا. توضیحات زیر تنها در این راستا بیان می گردد و لاغیر.

فرزند سوم ام علی که در سن ۲ سالگی دستگیری و محکومیت ۵ ساله پدر را در شمیران تجربه کرده بود، در کنار پدرش در راهپیمائی ۲۲ بهمن به رسم همه ساله شرکت کرد. همه گروه های سیاسی و شخصیت های هر دو جریان از مردم برای شرکت در این راهپیمائی بزرگ دعوت کردند و از آنان خواستند با پرهیز از افراط گرائی و خشونت زبانی و فیزیکی بطور آرام شرکت کنند. متاسفانه خشونت طلبان که حیات سیاسی و اقتصادی خود را در خشونت و بحران می بینند با دستور به پیاده نظام های بی هویت به همسرم این یار دیرینه امام و مردم یورش بردند که ابعاد آن را همگان می دانند. 
اینجانبه که برای شرکت در راهپیمائی رفته بودم با فاصله ای اندک شاهد آنچه گذشت بودم. در همان موقع، علی به جرم نانوشته شرکت و کمک به حفاظت از پدر دستگیر و به مسجد امیر المومنین (ع) برده شد و در خانه خدا این محل امن الهی در کنار سایر بازداشت شدگان کتک خورد و ناسزا شنید. 

هنگامیکه اسامی بازداشت شدگان را یادداشت می کردند، اوباش هائی که امروز در لباس ضابطان قرار گرفته اند به هویت علی پی بردند و پس از ده دقیقه و کسب اجازه از مسوولان ارشد خود، او را از جمع جدا کرده و بشدت مورد ضرب و جرح قرار دادند. این از خدا بی خبران مکان امن الهی را به شکنجه گاه فرزندان مردم تبدیل کردند. 

آنان در کنار ضرب و جرح شدید فیزیکی علی با بکارگیری سخیف ترین و زشت ترین الفاظ نسبت به فاطمه و مهدی کروبی او را تحت فشار روحی قرار دادند و در قبال اعتراض علی نسبت به آن اهانت ها و شکستن حرمت مسجد، نه تنها خشونت فیزیکی و زبانی را افزایش دادند بلکه این مرد ۳۷ ساله را در خانه خدا تهدید به … کردند – مجازات ارتکاب آن فعل در قانون مجازات اسلامی مرگ است.  
خدا می داند این جماعت وقیح با دست بازی که دارند بر سر جوانان کم سن و سال این کشور چه آورده و می آورند. براستی که زبان و قلم از بیان وحشی گری این قوم که این روزها بر فرزندان این مرز و بوم حاکم شده اند قاصر و ناتوان است.

دستگیری علی فتح الفتوحات این جماعت بی هویت بوده که با افتخار و برای مرعوب کردن سایر بازداشت شدگان او را شکنجه می کردند. در هنگام انتقال بازداشت شدگان آنان علی را از جمع جدا کرده و به گارد ویژه به سرکردگی افراد فاسدی می سپارند که دور جدید شکنجه او آغاز می گردد. 
در هنگام شکنجه از او فیلم گرفته و با افتخار از اینکه فرزند مهدی کروبی در اسارت آنان است با زشت ترین الفاظ به مهدی کروبی و خانواده او توهین می کنند. هنگامیکه دستور انتقال و آزادی علی به پایگاه خیابان شهید مطهری می رسد، مامور شکنجه ضمن اظهار تاسف می گوید اگر ۲۴ ساعت دیگر اینجا بودی جنازه ات را تحویل می دادم.
البته جا دارد از رفتار انسانی افسران پایگاه شهید مطهری و تلاش آنان در جهت درمان علی تشکر شود. برای نجات سایر بازداشت شدگان ایشان آمادگی دارند جزئیات بیشتر را در اختیار هر مقامی که صلاح بدانید قرار دهند.

این رنجنامه برای علی نیست زیرا او امروز تحت درمان و در کنار خانواده اش است. این نوشته برای آن است که جنابعالی تا دیر نشده به دادخواهی فرزندان بی نام و نشان این کشور بویژه دستگیر شدگان جوان اخیر برسید. پیش از آنکه کامران ها و محسن های دیگر زیر شکنجه این افراد بی مسئولیت جان دهند و حیثیت این کشور و نظام را به چالشی اساسی بکشانند، تدبیری نمائید. 
امروز متاسفانه شاهد قوه قضائیه مستقل و مقتدر که بتواند به تظلم خواهی مردم رسیدگی کند و یا مجلسی توانمند که بخواهد به حمایت از حقوق مردم مبادرت کند نیستیم، فلذا از حضرتعالی خاضعانه و مصرانه می خواهم بداد مردم و ظلمی که بر آنان می رود برسید و از مسوولان قضائی بخواهید که چرا به جنایت آمران و عاملان اصلی جنایات کهریزک و سایر بازداشتگاه ها رسیدگی نمی کنند که اگر به دستور بجای جنابعالی در قبال کهریزک بدرستی عمل کرده بودند، امروز قطعا شاهد تکرار مجدد آن نبودیم.
فاطمه کروبی ۲۴/۱۱/۱۳۸۸
 ضرب و جرح علی کروبی
 ali karoubi-sahamnews
ali karoubi-sahamnews21

۱۳۸۸ بهمن ۲۴, شنبه

نقدی سربسته بر بسته ای خیلی محرمانه به نام " سند ملی آموزش و پرورش " !!



خداحافظی با 3 ماه تعطیلی

اخیرا دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش در مصاحبه ای با خبر آنلاین جزییات جدیدی از سند ملی آموزش و پرورش را مطرح کرده است .

بر اساس این سند، مقاطع تحصیلی تغییر می یابد و تعطیلات تابستانی، در طول سال توزیع می شوند.

ادغام مدارس استثنایی و استعدادهای درخشان در مدارس عادی، کاهش رشته های کاردانش و اصلاح شیوه های جذب معلم، از دیگر الزامات اجرایی پیش بینی شده در این سند است.


متن کامل را در پایین بخوانید ( 1 )

با این که نام این " بسته محرمانه " سند ملی آموزش و پرورش نام دارد اما می توان گفت که اکثریت قریب به اتفاق معلمان ، مردم و کارشناسان ( غیر دولتی ) از محتوای آن خبری ندارند و با این که بیش از 2 سال از آغاز تدوین این سند می گذرد اما مسئولان همچنان ترجیح می دهند که با اطلاع رسانی قطره ای ، افکار عمومی را در بی خبری نگاه دارند !

البته جزییاتی قبلا به صورت جسته و گریخته در مورد " سند ملی آموزش و پرورش " منتشر گردیده است . مسائلی نظیر تقسیم دوره آموزش در مدارس به دو دوره 6 ساله ، رسمی شدن دوره پیش دبستانی ، تغییر نظام ارزشیابی که البته از دوره دبستان آغاز شده است و... از مهم ترین نکات مطرح شده در گفته های اخیر مسئولان است .

عدم انتشار پیش نویس و یا جزییات این سند موید این موضوع است که مسئولان از نقد و ارزیابی عملکرد گریزان و هراسانند و احتمالا ترجیح می دهند که پس از تصویب نهایی بدنه آموزش و پرورش و افکار عمومی را در برابر" یک عمل انجام شده " قرار دهند !

هرچند اعلام قبلی وزیر آموزش و پرورش مبنی بر حذف دوره راهنمایی موجی از مخالفت عمومی را برانگیخت اما سرانجام وزیر این دولت مجبور به عقب نشینی و پس گرفتن حرف های خود شد !

شاید مسئولان و سیاست گزاران پشت درهای بسته و نگران از آن چه در این 2 سال رشته کرده اند مصلحت را در این دیده اند که به آرامی و تدریجا افکار عمومی را تست کنند تا مبادا کل این سند زیر سوال برود !

به نقل از جام جم آنلاین ، دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش پشتوانه این سند را نظر و تصمیم بیش از 550 نفر کارشناس دانسته است ؛ حال اگر این سند چنین ریشه ای دارد پس عدم انتشار آن در عموم نشان از چیست ؟

در عین حال آقای نوید ادهم از رسانه ها انتظار دارد که برای سندی که تاکنون آن را ندیده اند زمینه سازی و بستر سازی کنند ! ( منبع : جام جم آنلاین - 28/10/ 1388

حال باید به صورت جدی این پرسش را مطرح کرد که درصد موفقیت این سند که متصف به صفت " ملی " شده است تا چه میزان است ؟

اگر قرار باشد بر طبق این سند سه ماه تعطیلی تابستان را تعطیل کرده و قمستی از آن را در بین فصول سال توزیع کنیم در وهله اول وضعیت حقوق و مزایای معلمان چگونه خواهد شد ؟

این یک واقعیت است که علی رغم تبلیغات فراوان و وسیعی که قبل از انتخابات دهم ریاست جمهوری در مورد اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری صورت گرفت تاکنون این قانون به صورت کامل برای فرهنگیان اجرا نشده است !

تنها چیزی که از این تبلیغات عاید معلمان شد افزایش درصد اندکی حتی پایین تر از نرخ مشخص شده در برنامه چهارم توسعه بود که در میانه " تورم و گرانی " به کلی رنگ باخت !


به عنوان مثال ، آیا طبق بند 7 ماده 68 مبالغی نظیر هزینه سفر ، نوبت کاری و یا سختی کار در فصلی مانند تابستان و... تعلق خواهد گرفت ؟

آیا اگر قرار باشد دانش آموزان در فصل تابستان در مدارس حضور یابند امکانات متناسب با شرایط آب و هوایی در مدارس برقرار خواهد بود ؟

بسیاری از مدارس ما صرف نظر از برخی فاکتورهای ایمنی ، هنوز سیستم گرمایشی و یا سرمایشی مشخص و یا استانداردی ندارند !

چگونه دبیر شورای عالی آموزش و پرورش با قطعیت از حذف تعطیلات تابستانی سخن می گوید در حالی که پس از گذشت 5 ماه از آغاز سال تحصیلی هنوز سرانه دانش آموزی مدارس پرداخت نشده است !


آیا قرار است مدارس با کدام اعتبارات اداره شوند ؟

آیا دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش به نظر سنجی از بدنه آموزش و پرورش پرداخته اند و یا این که مطابق با طبیعت " ستاد نشینان " مدارس را ماشین اجرای بخشنامه فرض کرده اند !


بدون همراهی و یا پذیرش و توجیه بدنه هر طرح و یا برنامه ای در آموزش و پرورش محکوم به شکست خواهد بود ...


( 1 )

خداحافظی با 3 ماه تعطیلی

جامعه > آموزش - سند ملی آموزش و پرورش پس از سال ها جلسه و تحلیل، دارد به متنی نهایی تبدیل می شود. بر اساس این سند، مقاطع تحصیلی تغییر می یابد و تعطیلات تابستانی، در طول سال توزیع می شوند.

ادغام مدارس استثنایی و استعدادهای درخشان در مدارس عادی، کاهش رشته های کاردانش و اصلاح شیوه های جذب معلم، از دیگر الزامات اجرایی پیش بینی شده در این سند است. برای بررسی دقیق تر این سند و اهداف و چالش های آن به سراغ مهندس مهدی نوید ادهم، دبیر کل شورایعالی آموزش و پرورش و یکی از عوامل موثر در تدوین سند ملی تحول آموزش و پرورش رفتیم

آقای نوید ادهم! مصاحبه مان راجع به تغییر ساختار نظام آموزشی است و اتفاقاتی که قرار است در آینده ای نزدیک یا دور بیافتد. حالا قرار است که این اتفاقات در آینده نزدیک باشد یا دور؟

در مورد زمان اجرایش هنوز بحث نشده است و جزء موضوعاتی است که در دستور کار شورای عالی است که تصمیم گیری شود.


شورای عالی بر چه مبنایی زمان تغییر ساختار را تعیین خواهد کرد و فکر می کنید این زمان، بر کارآمد بودن این تغییرات چه تاثیری دارد؟

اجازه دهید من ابتدا یک تصویر کلی از سند فرادست این تغییرات یعنی سند می تحول آموزش و پرورش ارایه کنم. بر اساس مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش ما مسئول شدیم که طرحی برای تحول راهبردی آموزش و پرورش تدوین کنیم. تدوین این طرح مقارن شد با الزام قانونی که همه دستگاه ها پیدا کردند که ذیل سند چشم انداز بیست ساله کشور، سند راهبردی خودشان را تعیین کنند لذا ما این فرصت را مغتنم شمردیم و وارد این میدان شدیم و جمعی از متخصصان و صاحب نظران تعلیم و تربیت درصدد برآمدند که سند تحول راهبردی آموزش و پرورش را تا بیست سال آینده تولید کنند که خوشبختانه این کار امروزه انجام شده و تحت عنوان بسته سند ملی تحول آموزش و پرورش آماده است که بخش هایی از آن در شورای عالی آموزش و پرورش، مجلس شورای اسلامی یا شورای عالی انقلاب فرهنگی در دستور کار و بررسی و انشاالله تصویب است. یکی از بحثهای جدی که ما در این زمینه داشتیم و داریم ، تاکید مقام معظم رهبری بود مبنی بر اینکه این آموزش پرورش ما یک آموزش و پرورش وارداتی است و مبتنی بر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی نیست و بر این مبنا طراحی و تدوین نشده است.

چون ما در کشورمان یک فلسفه مدون و مصوب در زمنیه تعلیم و تربیت نداشتیم لذا این موضوع را هم در دستور کار قرار دادیم و با یک تلاش بسیار گسترده و عمیق سعی کردیم با الهام از مبانی نظری که بیشتر هم ناظر به فلسفه صدرایی است و با تاکید بر آیات و روایات و یافته های علمی، تحقیقی، پژوهشی و روانشناسی در ابعاد مختلف بتوانیم فلسفه ای را متناسب با اهداف بلند تربیت دینی طراحی کنیم که این مجموعه هم امروزه خوشبختانه آماده است و بسیاری از صاحبنظران کشور این را دیده اند، بررسی کرده اند و اعلام نظر کرده اند. مجموعه اینها آن چیزی است که تحت عنوان بسته سند ملی آموزش پرورش از آن نام می بریم.

این منشا یک تحول بنیادی است و این تحول همه ابعاد آموزش و پرورش را دربرمی گیرد؛ هم مبانی نظری و هم مولفه های راهبردی و عملیاتی که راجع به معلم، روش تدریس، محتوای آموزشی، اهداف و رویکردها، ساختار، شیوه های ارزشیابی، مدیریت آموزشی حتی فضای فیزیکی بحث هایی را در این سند کرده ایم که یکی از اجزای کوچکش تغییر ساختار دوره های تحصیلی است. بنابراین اگر قرار باشد روزی تحول آموزش و پرورش را آغاز کنیم همه این مجموعه با هم باید دستخوش تغییر شود تا بتوانیم یک آموزش و پرورش کارآمد و اثربخش و مطلوب داشته باشیم.

به نظر شما کمی دیر نشده است؟ به دلیل اینکه ما پنج سال از این بیست سالی را پشت سر گذاشته ایم و در واقع در این دوره زمانی، به جای طی مسیر، در حال تدوین سند چشم انداز بیست ساله آموزش و پرورش بودیم. امیدوار هستید که این تعلل و گذشت زمان را در پانزده سال آینده بتوانیم جبران کنیم؟

به نظر من تغییر در آموزش پرورش یک امر مستمر و بطئی است و همواره باید تحول در آموزش و پرورش اتفاق بیافتد حالا چه خرد چه کلان. دلیلش این است که نهاد آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد فرهنگی و تربیتی، رسالت دارد تحولات محیطی را متناسب سازی کند و در اختیار کودک و نوجوان قرار بدهد و آنها را برای زندگی کردن در دنیای امروز و فردا آماده کند. چون تحولات محیطی به خصوص در زمانه ما با سرعت و شدت جریان دارد، بنابراین انتقال این تحولات، انتقال آخرین یافته های علمی، آخرین تجربیات، آخرین یافته های پژوهشی به نسل جوان یک امر مستمر است. نماد مشخص این تغییرات را در تحولات تکنولوژیک می بینیم. ما تا آمدیم به بچه ها کامپیوتر یاد دهیم و فرآیند برنامه ریزی را طی کنیم و بچه ها را با پی سی آشنا کنیم کامپیوتر پنتیوم 4 به بازار آمد. تا آمدیم بچه ها را با این آشنا کنیم ورژن بعدیش آمد تا می آییم با یک نرم افزار آشنا کنیم نسخه بعدی وارد بازار می شود. همیشه باید این تغییرات انجام شود در عین حال من این یادآوری را قبول دارم که دست اندرکاران و مدیران و برنامه ریزان باید تلاش کنند که زمان را از دست ندهند.

در واقع شما معتقدید که تکنولوژی از نظام اداری آموزش و پرورش جلو می زند.

بله. در تمام دنیا الان این بحث است. نظام های آموزشی نه فقط در کشور ما بلکه در تمام کشورهای دنیا معمولا از تحولات تکنولوژیک عقب تر هستند؛ چون تغییر در نظام های آموزشی زمان بر است اما سرعت تغییرات تکنولوژیک بالا است به همین دلیل امروز اصلا در فرآیند آموزش با تغییرات جدی روبه رو شدیم. یک روزی می گفتند که بچه ها را به مدرسه می فرستیم بعد هم به دبیرستان و هنرستان و ... حتی دانشگاه ابتدا آموزش ببینند و بعد وارد بازار کار بشوند یعنی ابتدا یک دوره دوازده یا شانزده ساله آموزش را طی می کردند سپس با توانمندی های لازم و صلاحیت ها وارد بازار کار می شدند. آموزش ها هم عمدتا جنبه نظری داشت. مثلا آموزش های فنی و حرفه ای را از تجزیه و تحلیل شغل، کار آغاز می کردیم.

یک نیازسنجی می کردیم که بازار کار و اشتغال به چه مهارت ها و توانمندی هایی نیاز دارد؛ آن مشاغل را احیاء می کردیم؛ می آوردیم تجزیه و تحلیل می کردیم می گفتیم چه مهارت هایی را باید در کتاب درسی در مدرسه به بچه ها یاد بدهیم که وقتی از آن سیستم آمد بیرون، بتواند در آن شغل فعال شود و بتواند آن کار را انجام بدهد. شعار کلی ما این بود که ابتدا آموزش سپس کار. امروزه به دلیل تحولات بسیار سریع و جدی که در بازار کار و اشتغال به وجود می آید دیگر نمی شود گفت اول آموزش سپس کار. الان باید بگوییم آموزش حین کار و کار حین آموزش. یک سری آموزش های پایه را ما بدهیم اما آموزش های مقدار تخصصی تر که به بحث اشتغال می انجامد را همان زمان که طرف دارد کار می کند باید بیاموزد و همان زمان که دارد آموزش می بیند باید به میدان کار وارد شود. لذا اصلا چرخه آموزش به دلیل تحولات محیط دارد تغییر می کند.

همانطور که اشاره کردید تکنولوژی سرعت رشد شدیدی دارد و نظام اداری پشت سر آن حرکت می کند. فکر نمی کنید که آزاد سازی بیشتر بازار آموزش بتواند به ما کمک کند که این فاصله را کم کنیم؟ به عنوان مثال در طرح سند ملی تحول راهبردی، ادغام مدارس استعدادهای درخشان در مدارس عادی پیش بینی شده است در حالی که شاید بخش خصوصی تمایل داشته باشد مدارس ویژه ای را داشته باشد که از لحاظ محتوای آموزشی و روش ها خیلی جلوتر از سیستم موجود باشند. فکر می کنید اگر چنین اجازه ای را می دادید بهتر نبود؟

آموزشی که ما در آموزش و پرورش به بچه ها می دهیم یک نوع آموزش رسمی و عمومی است. یعنی همه شهروندان این مرز و بوم حداقلی از صلاحیت ها و شایستگی های لازم را باید کسب کنند و این رسالت دولت هست، هم از منظر مبانی اعتقادی و دینی ما و هم از منظر قانون اساسی و هم حقوق بشری که همه شهروندان باید آن قابلیت ها را کسب کنند. لذا نقش حاکمیت را نمی شود کمرنگ کرد و حاکمیت باید بتواند بچه ها را از نظر دانش، بینش، مهارت و ... به حدی برساند و ملتی را تربیت کند که توانایی ملت سازی و دولت سازی داشته باشند؛ وجه مشترک با هم داشته باشند؛ بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند و یک زندگی خوب و خوشی را برای خودشان رقم بزنند. این رسالت را از دوش دولت نمی شود برداشت.

قانون اساسی ما هم این اجازه را نداده است و این رسالت اصلی دولت است. اما اجرای این آرمان و ماموریت و رسالت را می توان به بخش خصوصی سپرد. همچنان که شما الان شاهد هستید که ما به گونه های مختلف سعی کردیم از توانمندی بخش غیردولتی در فرآیند تعلیم و تربیت استفاده کنیم که نمونه اش مدارس غیردولتی ، مدارس هئیت امنایی و الگوهای مشابه است. اما اینکه بخواهیم همه چیز را واگذار کنیم و دولت هیچ نقشی نداشته باشد همچنان که در بخشی از اقتصاد و امثالهم اتفاق می افتد ، نه! این در دنیای تعلیم و تربیت به صلاح نیست.

کشورهایی هم که در دو سه دهه گذشته به سمت عدم تمرکز پیش رفتند، این روزها احساس می کنند که تجربه ناموفقی بود و الان دارند به وضعیت سابق برمی گردند. مثلا تاریخ یک کشور را باید به صورت متمرکز تدوین کرد و یک تعریف واحد از تاریخ ارائه داد. به ویژه در کشوری مثل کشور ما که اقوام زیادی وجود دارند و حساسیت های مختلفی بین فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها وجود دارد، نمی شود انواع و اقسام تعاریف را ارائه داد. شهروندان باید با یک وحدت ملی و با یک هویت ملی دور هم جمع شوند و آموزشهای لازم را ببینند.

یکسری موارد تابع سیاست های نظام است مثل همین نگاهی که به تاریخ وجود دارد ولی به لحاظ تکنولوژی آموزشی و دروسی که جنبه فنی و علوم پایه دارد، اینکه اختیار را بدهیم به برخی از مدارس که برنامه های جلوتری از این روند سرعت لاک پشتی مدارس دولتی داشته باشند و درواقع بتوانند پیشتاز باشند همچنان که در صدر شکل گیری نظام آموزشی، مدارس پیشتاز را داشتیم، چه ایرادی دارد؟ فکر می کنید سند تحول، راه را بر این موضوع نمی بندد؟

خیر. در سند تحول، با حفظ آن نخ تسبیح وحدت ملی و اصول وحدت آفرین که هویت ملی ما را مخدوش نکند در آنجا اختیاراتی داریم که نمونه اش را عرض کردم به مدارس غیردولتی و مدارس هئیت امنایی این اختیارات داده شده است. من سوال قبلی شما را به اینگونه هم می توانم پاسخ بدهم که زمان را چگونه ما میتوانیم تقلیل بدهیم که متناسب با این تحولات باشد؟ این تحولاتی را که ما پیش بینی کردیم تحت عنوان سند ملی، شروعش چون یک تحولات جدی را در سیستم می طلبد احتمالا زمان بر خواهد بود اما کاری که کردیم این که از روزی که آن را کلید زدیم گفتیم در کارهای جاریمان هم با نگاه تحولی، اقدام به تصمیم گیری و برنامه ریزی و اجرا کنیم.

به همین دلیل در این ایام که مشغول تدوین این سند ملی بودیم خیلی از طرح های تحولی اساسی را انجام دادیم بدون اینکه سروصدایی در سیستم ایجاد شود. مثلا شیوه ارزشیابی و امتحان گرفتن در مدارس را از روزی که این نظام به این شکل و شمایل ایجاد شد، متحول کردیم. تا دو سه سال پیش شیوه ارزشیابی کمی بود، ارزشیابی تراکمی بود یعنی ما با نمره بچه هایمان را می سنجیدیم هفده و بیست و پنج صدم که با هفده و نیم خیلی فرق داشت و در دبستان باعث رنجش خاطر بچه ها وخانواده ها می شد. ما آمدیم این شیوه کمی را به شیوه کیفی تغییر دادیم یعنی به ارزشیابی کیفی یا توصیفی. به جای اینکه بگوییم نمره یک دانش آموز هفده و بیست و پنج صدم شد می گوییم که خوب، خیلی خوب یا عالی است و با این روش سعی کردیم که اضطراب نمره را از بین ببریم. این کار یک فرآیندی را طی کرد. چون در این مسیر ما تلاشمان بر این است که امتحان را از حالت تراکم که فقط در یک ثلث از بچه امتحان گرفته می شود خارج کنیم.

دیگر ثلث اول، ثلث دوم و سوم با این روش جدید الان دیگر در مدارس نداریم بلکه در طول سال عملیات، رفتار، دانش و مهارت بچه زیر نگاه تیزبین معلم قرار دارد و معلم بر اساس بارمی که دارد فعالیت یادگیری دانش آموز را یادداشت می کند و پایان سال نتیجه می گیرد که دانش آموز می تواند برود کلاس بالاتر یا نه. یعنی ارزیابی تحصیلی، هم کیفی شده است هم مستمر. این یک تحول بسیار بسیار جدی است که در سیستم اتفاق افتاده است بدون این که سروصدایی داشته باشد.

یکی از مواردی که در سند تحول پیش بینی کردید توسعه جدی تر دوره های غیر علوم پایه است یعنی آموزش مهارت های فنی در دوره متوسطه. فکر می کنید مشارکت بخش خصوصی و به ویژه صنایع در این زمینه برای ایجاد رشته های جدید چقدر می تواند موثر باشد؟ آیا خوشبین هستید که آموزش و پرورش بتواند نیازهای مثلا ده سال پانزده سال آینده را که در بخش های مختلف به وجود می آید پیشاپیش آموزش دهد و برای آنها نیروهای انسانی کارآمد تربیت کند تا آنها مجبور نشوند دوره هایی را به شکل پس از فارغ التحصیلی و طولانی مدت درون خودشان داشته باشند؟

با آن توضیحی که من خدمتتان دادم در این تغییرات برخلاف وضع موجود، تصمیم نداریم آموزش های تخصصی که به اشتغال بینجامد را در مدارس توسعه بدهیم. در سند ملی نیز چنین چیزی نداریم. اسم وضعیتی را که دنبال می کنیم، گذاشته ایم تخصص گرایی نرم، یعنی فقط آن آموزش های فنی حرفه ای و عمومی را در مدارس ارایه می دهیم که مبنا و اساس ورود به دنیای کار هست اما موضوعات تخصصی اش را به دوران کار و خود واحدهای کاری و سازمان های ذیربط واگذار کردیم. به عنوان مثال الان اگر در رشته های فنی و حرفه ای یا کارودانش بالای پانصد ششصد رشته داریم انواع و اقسام رشته ها، کتابها، معلم ها و هنرستان ها را داریم اینها را میخواهیم جمع کنیم و به آن مبانی آموزشهای فنی و حرفه ای و کارودانش بپردازیم. در حقیقت بر ضرورت تقویت مهارت بچه ها تاکید داریم و این که دانش آموزان باید با دست قوی و ذهن قوی وارد بازار کار شوند.

اما معتقد نیستیم آن ریزه کاری های آموزش فنی و حرفه ای را هم ما اینجا آموزش دهیم. یکی دیگر از کارهایی که در این سند کردیم و فکر می کنم منشاءیک تحول جدی می شود، این است که گفتیم روح حاکم بر آموزش های فنی و حرفه ای را باید از دبستان آغاز کرد. نگاه به کار و کارآفرین بودن بحثی است که باید در ابتدایی شکل بگیرد. کارآفرینان چه کسانی هستند؟ آنان که ذهن پرسشی دارند، آن کسی که توانایی تصمیم گیری دارد و ریسک پذیر است و ... اینها بحث هایی است که از ابتدایی و راهنمایی باید آغاز شود.

آن سوالی را هم که به بخش خصوصی اشاره کردید قطعا جزو بحث های جدی ما است که از همه نهادها و توانمندی های خارج از جامعه استفاده کنیم. یادآوری کنم امروز تحلیل می شود که یکی از دلایل شکست تغییر نظام آموزشی کنونی این است که متاسفانه علیرغم این که مطالعات خوبی رویش انجام شده بود چرا به شکست انجامید یکی از دلایلش عدم همپایی بخشهای غیردولتی و حتی عدم همپایی بخش های دولتی غیر آموزش و پرورش در اجرای این نظا بود. چون مثلا پیش دانشگاهی را قرار نبود آموزش و پرورش اجرا کند قرار بود دانشگاه ها اجرا کنند یا با مشارکت آموزش و پرورش؛ اما آنها زیر بار این قضیه نرفتند و باری شد بر دوش آموزش و پرورش و شد مشکلی بر مشکلات ما.

یکی از نقش هایی که آموزش و پرورش در سال های اخیر به شکل غیررسمی ایفا می کرده و در واقع از سال ها قبل بر عهده داشت، نقش سرگرم کننده بود. یعنی دانش آموزان را با این نیت به مدارس می فرستادند که ورودشان به بازار کار و جامعه به تاخیر بیافتد. به دلیل این که هرم جمعیتی یک نقاط بحران داشت و در طراحی تحولات آموزشی، تعدیل بحران نیز مورد نظر بود. در این سند ملی تحول چقدر به این موضوع توجه شده و اینکه برای درمانش باید چکار کرد؟

بله این یک بحث جدی است و واژه سرگرم کنندگی را رویش نمی گذارم اما اینکه از منظر تقسیم کار ملی به عنوان یک نهاد از مجموعه حاکمیت وظیفه داریم به گونه ای به بچه ها سرویس بدهیم که مراحل رشدشان را به طور طبیعی و با حداقل هزینه برای نظام سپری کنند، یک مقوله جدی است. همین امسال هم که ما بحث داشتیم که سن ورود را پنج ساله یا شش ساله بگیریم خب یک بحث این بود که اگر پنج ساله بگیریم سن خروج هفده سالگی می شود و زمان سربازی سن هجده سالگی است که یک سال فاصله است.اگر سن ورود را شش سال تمام بگیریم سن خروج هجده سالگی می شود.

این بحث بود که نگهداری بچه ها در سن هفده هجده سالگی برای خانواده، جامعه و حاکمیت هم از نظر هزینه های مالی و هم ازنظر غیرمالی مقرون به صرفه تر است یا نگهداری بچه ها در سن پنج شش سالگی؟ کدام بیشتر هزینه می برد؟ کدام آسیب پذیرتر هست در این شرایط سنی؟ اینها بحث های جدی است که در تصمیم گیری کلان نظام باید به آنها توجه شود. ما در این سند سعی کردیم فرآیندی را طراحی کنیم که هم با شرایط رشد بچه ها همخوانی داشته باشد و مراحل رشدشان را به طور مطلوب بتوانند طی کنند و هم حداقل هزینه را برای خانواده و حاکمیت داشته باشند.

تغییر تعطیلات و کوچک کردن تابستان هم با همین نگاه بوده است؟

یکی از دستاوردهای خوب سند اگر در مراجع ذیربط به تصویب برسد که یک جراحی در سیستم است و من معتقدم اگر ما در آموزش و پرورش موفق بشویم این تغییر را انجام بدهیم در همه نهادها تاثیر دارد، تغییر تعطیلاتی است که الان داریم. تعطیلات امروز به شدت آسیب زا است و همگان اذعان دارند که سه ماه تحصیلی، فاصله بین یادگیری ایجاد می کند. معمولا وقتی بچه ها به مدرسه می آیند یک ماه اول را به مرور آن چیزی می گذرانند که در سه ماه قبل خوانده اند و الان یادشان رفته است و باید یادآوری شود. اما اگر ما بتوانیم این تعطیلات را کوتاه کنیم و به اقتضای تحولات محیط و شرایط فصلی و شرایط اقلیمی در استان ها بتوانیم در کل سال پراکنده کنیم، به نظرم یک تحول اساسی رخ می دهد.

تحول شرایط زیست و تغییر اقلیم را هم در نظر گرفته اید؟ مثلا اینکه کشاورزی که شغل عمده بوده، جای خود را به شغل های دیگر داده است.

بله هم تغییرات مشاغل مورد توجه بوده است هم تغییرات اقلیمی. الان کل کشور ما تابستان شان از خرداد شروع میشود تا اول مهر در صورتی که می دانید در بعضی از استانها و در مناطق گرمسیر از شدت گرما در اردیبهشت و خرداد ماه بچه ها نمی توانند سر کلاس باشند و نقطه مقابلش در زمستان استان هایی را داریم که رفتن به مدرسه در دی و بهمن برای بچه های کوچک بسیار رنجش آور است. الحمدالله کشور بزرگی داریم با اقلیم های آب و هوایی متنوع که البته خودش فرصتی است اگر بتوانیم خوب مدیریت کنیم. اما از منظر آموزشی همه را در یک قالب گنجاندن آسیب زا است. کل سیستم اینگونه شکل گرفته است و به این راحتی هم سیستم تحمل این تغییرات را ندارد. یک تجربه اش را داریم که اوایل انقلاب زمان مرحوم شهید رجایی که آمدند تعطیلات نوروز را از دو هفته به یک هفته تقلیل بدهند جامعه همراهی نکرد. توزیع تعطیلات تابستانی در طول سال، یک تغییر بسیار شگرف و موثر و اثربخشی است که ما پیشنهاد کردیم اگر مقبول بیفتد و مورد تایید قرار گیرد.

خاطرم هست که روی دیوار مدرسه ای شعاری از عصر انقلاب به یادگار مانده بود که نوشته بودند تعطیلات پنج روزه توطئه آمریکاست. به هر حال بچه ها تمایل به تعطیل بودن دارند و زمانی که از تابستانشان کم کنیم حتی اگر این تعطیلات به سایر فصل ها انتقال پیدا کند، یک نوع واکنش منفی در دانش آموزان به وجود می آورد و ممکن است که دانش آموزان به آن روح سند ملی توجه نکنند چون چیزهایی را که می بینند تغییرات فرمی هست مثل تغییر مقطع، تغییر دوره تحصیلی و ... برای اینکه بهتر بدانند این سند اهداف بلندتری دارد و تغییرات فرمی هم در جهت تحولات جدیتری هست چه کاری می کنید؟ که در واقع آمادگی ذهنی دانش آموزان افزایش پیدا کند؟

من معتقدم نه تنها دانش آموزان بلکه معلمین، همکاران و کارشناسان و خانواده ها در مقابل تغییر به طور طبیعی مقاوم هستند. یک دلیلی که من زمان برای انجام تغییری که شما در ابتدا سوال کردید تعیین نکردم و پاسخ ندادم این است که به نظر من بعد از این که این فرآیند بررسی و تصویب این سند را ما طی کردیم باید به بستر آفرینی اجتماعی بیندیشیم که چگونه می شود جامعه و باورهای فرهنگی جامعه را برای پذیرش این تغییر آماده کرد. این خودش یک پروسه است و یک مدیریت تغییر می طلبد که برنامه ریزی شود که از رسانه ها چگونه ما می توانیم کمک بگیریم تا این باور در جامعه ایجاد شود که باید تغییر کند. چون معمولا کسی دست به درمان می زند که باور کرده باشد مریض است. اما کسی که وضع موجود خودش را مطلوب می بیند هیچ وقت دنبال تغییر دادن وضع موجود نیست و می گوید همین خوب است و ادامه اش می دهد. زمانی آدم دست به تحول می زند که ناکارآمدی وضع موجود برایش باور شده باشد. این باورمند کردن افراد چه کودک، چه نوجوان، چه معلم و چه خانواده، هرچند جراحی است و دردآور و رنجش آور و آسیب زا ولی در درازمدت می تواند اثر مثبتی داشته باشد و خود این یک پروژه است و کاری است که ما یک کار اصلی هم روی مدل اجرایی تحول انجام داده ایم. قطعا ما نیاز داریم پیشگامان تحولی داشته باشیم و افرادی، این پیام را خوب دریافت کنند و خوب بتوانند تبیین کنند، بحثهای فرهنگیش را باید آماده کنیم و ...

کشورهایی که دست به تغییرات این چنینی در نظام آموزشی زدند و میتوانیم به عنوان الگو استفاده کنیم کدام کشورها هستند؟

اکثر کشورها در سال های اخیر درگیر تغییر در نظام های آموزشی هستند و به زعم من تحول در نظام آموزشی، امروزه مطالبه جهانی است. علتش را هم عرض کردم به دلیل تحولاتی که در ابعاد و حوزه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیک و فرهنگی انجام شده، آموزش و پرورش که پل ارتباطی بین این حوزه ها و نسل جوان است باید بتواند تغییر کند. کمتر کشوری را شما می بینید که چنین تغییراتی نداشته باشد. ما تعدادی از کارشناسان برنامه ریزی درسی ژاپن را به ایران دعوت کرده بودیم اینها می گفتند ما یک برنامه ده ساله ریخته ایم که دارد تمام می شود و برنامه جدیدمان را مشغول هستیم و داریم با یک نگاه تحولی تدوین می کنیم. تقریبا همه کشورها مشابه این را دارند.

من یک خاطره بگویم از زمانی که در فرانسه بودم و ملاقاتی با وزیر آموزش و پرورش آنجا داشتم. زمانی که مشغول ملاقات و گفتگو بودیم ساختمان اداری شان کنار خیابان بود بعد معلم و شاگرد در خیابان بودند و فریاد می زدند من متوجه نمی شدم شعارشان چه بود که از وزیر پرسیدم شعار اینها چیست؟ گفت علیه من دارند شعار می دهند، ما آمده ایم برنامه ها را تغییر داده ایم اینها قبول ندارند. یک آدم مجرب و جاافتاده ای هم بود و می گفت دارم به این نتیجه می رسم که هیچ چیز را نمی شود تغییر داد. گفتم: این جمله ات خیلی خطرناک است. گفت: بله داری می بینی که درباره کوچکترین تغییری که در فرآیند تعلیم و تربیت، شیوه ارزشیابی نمره، درس و محتوا صورت می گیرد مقاومت می کنند. ما نمی خواهیم مثل فرانسوی ها، مایوس باشیم


منبع : خبر آنلاین  // سخن معلم

۱۳۸۸ بهمن ۲۳, جمعه

عکس فریاد ایرانی بهترین عکس مطبوعات جهان شد

رادیو زمانه :
عکسی از یک زن ایرانی در حال فریاد اعتراضی بر پشت بام خانه خود، برنده «جایزه عکس مطبوعات جهان» سال ۲۰۰۹ شد.



این عکس که توسط عکاس ایتالیایی، پیترو ماستورتزو گرفته شده بدین‌وسیله به عنوان بهترین عکس مطبوعاتی جهان در سال ۲۰۰۹ شناخته شد.
این عکس برای نشان دادن روایتی از فریادهای ایرانیان از پشت بام‌ها و بالکن‌ها در شب‌های پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۲ ژوئن استفاده شده بود.

۵٬۸۴۷ عکاس با ارائه ۱۰۱٬۹۶۰ عکس در این رقابت شرکت کردند و ۶۳ عکاس از ۲۳ کشور در ۱۰ رشته برنده جوایزی شدند.
ماستورتزو ۲۹ ساله تنها سه سال است به طور حرفه‌ای به عکاسی روی آورده‌است. وی در تاریخ ۲ ماه مه جایزه ده‌هزار یورویی خود را در آمستردام دریافت می‌کند.
آیپری کارابودا اِکِر، رئیس هیأت داوری عکس‌های ۲۰۰۹، درباره این تصویر می‌گوید:
«این عکس آغاز چیزی را نشان می‌دهد، آغاز یک داستان عظیم را. این عکس به اخبار عمق می‌دهد. این عکس هم از نظر بصری و هم از نظر احساسی بر فرد تأثیر می‌گذارد.»
کیت ادواردز، یکی دیگر از اعضای هیأت داوری می‌گوید:
«این عکس یک حس قوی جو، تنش، ترس و در عین حال خاموشی و آرامش را در خود دارد و به این خاطر از گزینه‌های اصلی انتخاب شد.»
شمار زیادی از معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات در شب‌های گوناگون همواره شعارهایی علیه دولت سر داده‌اند که این امر شب گذشته، پس از تظاهرات ۲۲ بهمن نیز تکرار شد.
میرحسین موسوی یکی از رهبران معترضان، پیش‌تر از هواداران خود خواسته بود تا با سر دادن شعار «الله اکبر» در پشت بام‌ها اعتراض خود به وضعیت موجود را نشان دهند. میرحسین موسوی در روزهای پس از انتخابات در بیانیه‌ای از هوادارانش خواست تا خانه‌های خود را برای سازماندهی اعتراضات «قبله» قرار دهند.

نیروهای دولتی در جریان هفته‌های پس از انتخابات با حمله به منازل شعاردهندگان و تخریب اموال آنان قصد ارعاب معترضان را داشتند.
«عکس مطبوعات جهان» یک سازمان ناسودبر و مستقل در آمستردام هلند است که در سال ۱۹۵۵ تأسیس شد و همه ساله بزرگ‌ترین و معتبرترین مسابقه عکس مطبوعاتی جهان را برگزار می‌کند.

عکس: حاشیه های مهر از راهپیمایی 22 بهمن1388

 

 
 
  
  


عکس: حاشیه های ایسنا از راهپیمایی 22 بهمن1388







عكس:حاشيه هاي فارس 22بهمن1388




حاشیه های راهپیمایی 22 بهمن

راهپیمایی بیست و دوم بهمن با حضور جمنعیت انبوه مردم، چهره‌های اصولگرا و اصلاح‌طلب، نخبگان و شخصیت‌های سیاسی در فضای انقلابي شهر تهران برگزار شد تا بار ديگر ايران، چهره ي قدرتمند خود را در جهان به نمايش بگذارد.
View Image
 
     فرارو ــ مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی روسای سابق مجلس و جمهوری، در این تظاهرات حضور یافتند که البته حضورشان دور از حاشیه نبود چرا كه عده اي لباس شخصي به نامزد معترض انتخابات حمله كردند. خودروي سيد محمد خاتمي نيز مورد حمله قرار گرفت اما به خود وي لطمه اي وارد نشد.
     محمدتقی کروبی، پسر مهدی کروبی به يك رسانه ي غربي گفته است که مهاجمان لباس شخصي، گاز اشک آور را مستقیما به سوی صورت کروبی پاشیده اند. به گفته او  مهدي کروبی دچار مشکل تنفسی و سوختگی پوست صورت شده و سنگی هم به سر او اصابت کرده است. محمدتقی کروبی گفت که پدرش تحت مراقبت پزشکی است. علی کروبی، پسر دیگر آقای کروبی هم در جریان حادثه حمله به او بازداشت شده است.
     برخي گزارش هاي تاييد نشده حكايت از آن دارد كه زهرا رهنورد نيز در حوالي فلكه صادقيه هنگام ورود به جمع راهپيمايان،  مورد حمله لباس شخصي ها قرار گرفته است.
     از سوي ديگر ، محسن آرمین، سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نيز به همراه خانواده خویش در مسیر خیابان آزادی در جمع مردم حضور داشته است.
     در این میان شایعه‌ای مبنی بر دستگیری محمدرضا خاتمی و همسرش، زهرا اشراقی منتشر شد كه بعدا تکذیب گرديد. برخی گزارش‌ها نیز از حضور حامیان جنبش سبز در میدان صادقیه و خیابان‌های اطراف آن حکایت داشت.
     در مسیر صادقیه به میدان آزادی، علاوه بر حضور گسترده و متراکم راهپیمایان، جمعیت زیادی نیز به عنوان تماشاچی در اطراف خیابان حضور یافتند. برخي گزارش ها حاكي از آن است گروهي در برخي نقاط راهپيمايي، شعارهاي غير معمول سر داده اند.
     شاهدان به خبرنگار فرارو گفتند كه در منطقه صادقيه اتوبوس هاي پليس را ديده اند كه بازداشت شدگان را با خود مي برده اند.
     در مسير طولاني این راهپیمایی و خيابان هاي اطراف، نیروهاي ويژه ي پليس حضور پررنگی برای برقراری امنیت داشتند.



به گزارش فرارو؛ مراسم راهپیمایی روز بیست و دوم بهمن، سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، با حضور جمعیت انبوه مردم هميشه در صحنه ، هم چون سال‌های گذشته در تهران برگزار شد.

در این راهپیمایی پرشكوه که سيل جمعیت در مسیر خیابان‌های آزادی و انقلاب حضور داشتند؛ بعد از قرائت قطعنامه، محمود احمدی‌نژاد به سخنرانی پرداخت.

در قطعنامه پایانی راهپیمایی بیست و دوم بهمن که مواضع تظاهرات‌کنندگان در 8 بند بیان شده بود؛ با تاکید بر حفظ نظام به عنوان واجب؛ بر همبستگی با ملت فلسطین به عنوان راهبردی استراتژیک تاکید شد.

در این قطعنامه ضمن تاکید بر حفظ وحدت در بین همه مسئولان، از مردم خواسته شد تا از طرح تحول اقتصادی حمايت كنند.

هم‌چنین در این بیانیه ضمن درخواست از قوه قضائیه برای برخورد با اغتشاش‌گران و اهانت‌کنندگان به مقدسات، بر مخالفت با آمریکا تا زمانی که این کشور در سیاست‌های خود تغییر واقعی به وجود نیاورد و حقوق بنیادین ملت‌ها را نادیده بگیرد پای فشرده شد.

در بند پایانی قطعنامه با اعلام اهتمام به امر فرهنگ و هنر و رسانه در برنامه پنجم، کوشش برای تحقق اهداف سند چشم‌انداز و کاربست دیپلماسی کارآمد در پرتو عزت، حکمت و مصلحت، به عنوان وظیفه پیش روی مسئولین، بر ادامه راه پرافتخار و عزت ملت ایران تاکید شد.

رئیس دستگاه اجرایی کشور، که پس از قرائت قطعنامه به سخنرانی پرداخت؛ با عطف توجه به مسائل ملی، به بیان شماری از دستاوردهای تکنولوژیک و اقتصادی ایران پرداخت و با تاکید بر حق مسلم ملت ایران در دستیابی به انرژی هسته‌ای به انتقاد از برخی سیاست‌های کشورهای غربی در قبال حق هسته‌ای ملت ایران پرداخت.

گفتنی است در این راهپیمایی مسئولین کشوری نظیر آیت آلله هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت و مجلس خبرگان رهبری و آیت‌ الله لاریجانی، رئیس قوه قضاییه حضور داشتند.

علاوه بر مسئولین کشوری و لشکری در این راهپیمایی برخی شخصیت‌های سیاسی و مسئولین سابق کشور نیز حضور داشتند. از جمله دریابان علی شمخانی، وزیر دفاع در دوران اصلاحات که در فلکه دوم صادقیه به راهپیمایی‌کنندگان پیوست.

هم‌چنین مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی روسای سابق مجلس و جمهوری نیز در این تظاهرات حضور یافتند که البته حضورشان دور از حاشیه نبود چرا كه عده اي لباس شخصي به نامزد معترض انتخابات حمله كردند. خودروي سيد محمد خاتمي نيز مورد حمله قرار گرفت اما به خود وي لطمه اي وارد نشد.

محمدتقی کروبی، پسر مهدی کروبی به يك رسانه ي غربي گفته است که مهاجمان لباس شخصي، گاز اشک آور را مستقیما به سوی صورت کروبی پاشیده اند.

به گفته او  مهدي کروبی دچار مشکل تنفسی و سوختگی پوست صورت شده و سنگی هم به سر او اصابت کرده است.

محمدتقی کروبی گفت که پدرش تحت مراقبت پزشکی است.

علی کروبی، پسر دیگر آقای کروبی هم در جریان حادثه حمله به او بازداشت شده است.

برخي گزارش هاي تاييد نشده حكايت از آن دارد كه زهرا رهنورد نيز در حوالي فلكه صادقيه هنگام ورود به جمع راهپيمايان،  مورد حمله لباس شخصي ها قرار گرفته است.

 از سوي ديگر ، محسن آرمین، سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نيز به همراه خانواده خویش در مسیر خیابان آزادی در جمع مردم حضور داشته است.

در این میان شایعه‌ای مبنی بر دستگیری محمدرضا خاتمی و همسرش، زهرا اشراقی منتشر شد كه بعدا تکذیب گرديد. برخی گزارش‌ها نیز از حضور حامیان جنبش سبز در میدان صادقیه و خیابان‌های اطراف آن حکایت داشت.

در مسیر صادقیه به میدان آزادی، علاوه بر حضور گسترده و متراکم راهپیمایان، جمعیت زیادی نیز به عنوان تماشاچی در اطراف خیابان حضور یافتند. برخي گزارش ها حاكي از آن است گروهي در برخي نقاط راهپيمايي، شعارهاي غير معمول سر داده اند.

شاهدان به خبرنگار فرارو گفتند كه در منطقه صادقيه اتوبوس هاي پليس را ديده اند كه بازداشت شدگان را با خود مي برده اند.

در مسير طولاني این راهپیمایی و خيابان هاي اطراف، نیروهاي ويژه ي پليس حضور پررنگی برای برقراری امنیت داشتند.

در حالی‌که بیش از 800 خبرنگار داخلی و 300 خبرنگار خارجی، این مراسم را پوشش می‌دهند، آسوشیتدپرس به نقل از خبرنگار خود در تهران اعلام كرد که به خبرنگاران خارجی تنها اجازه حضور در میدان آزادی داده شده و از آن‌ها خواسته شده است تا از حضور در دیگر مناطق شهر خودداری کنند.

راهپيمايي پرشكوه ملت ايران در تهران و سراسر كشور بار ديگر نشان داد كه به رغم تلاش هاي بدخواهان ايران بزرگ ، نظام جمهوري اسلامي همچنان در مسير اقتدار و عظمت ملت بزرگ ايران گام برخواهد داشت.

اخبار گوناگون 22 بهمن88 ،موسوي ،رهنورد، خاتمي،كروبي

جشن ملی؛ میرحسین موسوی در راهپیمایی ۲۲ بهمن کجا بود؟  حضور بانوی سبز ایران در جشن ملی و ضرب و شتم توسط شبه نظامیان باتوم به دست 

حضور خاتمی در راهپیمایی و استقبال پرشور مردم / لباس شخصی ها به خودروی خاتمی هم حمله کردند 

حضور کروبی در راهپیمایی/ حمله باتوم دارها به کروبی در جشن ملی…
ادعای تازه فارس، که از سوی هیچ منبعی تایید نشد:
اعتراض مردم تبريز، مانع از سفر موسوي به اين شهر شد

تجمعات اعتراضی در تهران و شهرستانها
دروغ سازی دیگری از خبرگزاری فارس:
موسوي با پوشش پارچه‌اي از محل راهپيمايي گريخت!!!
به ادعای فارس: كروبي و خاتمي گريختند!!!
                                    
رد آسیب دیدن کروبی در راهپیمایی 22 بهمن
تکذیب دستگیری محمدرضا خاتمی وهمسرش


جشن ملی؛ میرحسین موسوی در راهپیمایی ۲۲ بهمن کجا بود؟ 
کلمه:در حالی که  سایت رجا و دیگر سایت های افراطی خبراز عدم شرکت میر حسین موسوی و زهرا رهنورد در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال داده بودند، میر حسین  موسوی امسال هم همچون سالهای گذشته در مراسم سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی حاضر شد.
به گزارش خبرنگار کلمه میر حسین موسوی  صبح امروز از خیابا ن آزادی و کنار سازمان حج و زیارت  قصد پیوستن به خیل جمعیت را داشت که  لباس شخصی ها ، گارد ویژه و افراد باتوم به دست که از قبل آماده و مستقر بودند نخست وزیرامام (ره) را محاصره کردند؛با این اقدام  میرحسین موسوی  نتوانست به خیل جمعیت مردم  در میدان آزادی بپیوندد.
این در حالی ست که نخست وزیر امام  هر سال در راهپیمایی سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی  از خیابان آذربایجان تا میدان آزادی در کنار مردم شرکت می کرد. اما امسال با  ممانعت نیروهای شبه نظامی وی نتوانست  مسیر هر ساله در راهپیمایی ۲۲ بهمن را بپیماید.
در همین حال خبرگزاری فارس  وابسته به  نهاد های فراقانونی در یک هرزگی آشکار و اهانت بی سابقه بعد از ظهر امروز نوشت موسوی با چادر از معرکه گریخت والبته پس از اینکه تعدادی از کارمندان میانی این خبرگزاری به مدیر خبرگزاری تذکر دادند که این خبر رسوایی زیادی را به دنبال خواهد داشت تیتر خود را عوض کردند و در عین حال ازادامه  اهانت  کوتاهی نکردند.


حضور بانوی سبز ایران در جشن ملی و ضرب و شتم توسط شبه نظامیان باتوم به دست 

کلمه: دکتر زهرا رهنورد با حمله لباس شخصی ها و نیروهایی با لباس نظامی مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار کلمه دکتر زهرا رهنورد که امروز در مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن از میدان صادقیه قصد شرکت در راهپیمایی را داشت  با محاصره و حمله نیروهای لباس شخصی مواجه شد.
نیروهای لباس شخصی  با باتوم و مشت به دکتر رهنورد حمله کرده و  سر و کمر ایشان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
دکتر رهنورد بعد از این حادثه با حمایت وکمک  مردم  و تشکیل حلقه انسانی خودجوش توانست  از محاصره خارج شود. بانوی سبز ایران در ماههای گذشته بارها تحت تعقیب مزدوران لباس شخصی و حتی ضرب و جرح قرار گرفته بود.


حضور خاتمی در راهپیمایی و استقبال پرشور مردم / لباس شخصی ها به خودروی خاتمی هم حمله کردند 

به گزارش «پارلمان‌نیوز»، مردم به محض مشاهده سیدمحمد خاتمی به ابراز احساسات پرداختند و شعارهایی در حمایت از وی سردادند.
استقبال مردم از خاتمی که برای عده‌ای از عوامل گروه فشار سخت آمده بود موجب شد تا این عده محدود با قصد تشنج‌آفرینی و اخلال در راهپیمایی ۲۲ بهمن به طرح شعارهایی خلاف وحدت و توهین‌آمیز بکنند. در همین حال مشاهده خبرنگار “کلمه”  حاکی ار آن است که لباس شخصی ها به خودروی حامل خاتمی نیز حمله کردند.
البته خاتمی و مردم آگاه و بیدار بدون توجه به این تحرکات از تقاطع زنجان- آزادی به طی مسیر پرداختند و سپس رئیس دولت اصلاحات برای جلوگیری از آسیب‌رسیدن به مردم و همچنین فراهم نشدن زمینه خشونت‌آفرینی توسط نیروهای خودسر راهپیمایی را ترک کند.


حضور کروبی در راهپیمایی/ حمله باتوم دارها به کروبی در جشن ملی…
کلمه: حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال شرکت کرد. وی که از فلکه دوم صادقیه به جمع راهپیمایان پیوست در ابتدا با استقبال مردم سبز اندیش مواجه شد. در عین حال مهدی کروبی در خیابان اشرفی اصفهانی مورد حمله لباس شخصی ها قرار گرفته است .
به گزارش کلمه لباس شخصی هایی که گاز و باتوم و گلوله های رنگی همراه خود داشتند با باتوم و گلوله های رنگی به شدت اطرافیان و محافظان  کروبی را مورد ضرب و شتم قرار داده اند و  شیشه های ماشینش را شکسته اند.
در همین حال حسین کروبی گفت پدرش سوار ماشین مردم شده اما شیشه های آن ماشین را نیز با باتوم خورد کرده اند به گفته حسین کروبی، پدرش به منزل بازگشته  است.


ادعای تازه فارس، که از سوی هیچ منبعی تایید نشد:
اعتراض مردم تبريز، مانع از سفر موسوي
 به اين شهر شد!
    
     فارس ــ به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، ميرحسين موسوي قرار بود ساعت 21:30 پنج‌شنبه شب با پرواز شماره 5206 شركت هواپيمايي آتا به تبريز سفر كند اما اعتراضات گسترده مردم اين شهر وي را مجبور به لغو اين سفر كرد!
     مردم انقلابي و خداجوي تبريز كه بعدازظهر امروز در جريان سفر ميرحسين موسوي به اين شهر قرار گرفتند از نخستين ساعات عصر پنج‌شنبه 22 بهمن از نقاط مختلف شهر خود را به فرودگاه بين‌المللي تبريز رسانده و درهاي خروجي آن و مبادي ورودي شهر را مسدود كردند!!
     ميرحسين موسوي با اطلاع از اعتراضات و محاصره فرودگاه اين شهر توسط مردم، مجبور به لغو سفر خود شد و مسئولان فرودگاه نيز با اعلام اين موضوع از مردم خواستند كه منطقه را ترك كنند.
     براساس اين گزارش، مردم تبريز كه در اعتراض به سفر موسوي به اين شهر در محل فرودگاه گرد آمده بودند، با شنيدن خبر لغو سفر وي، به تدريج فرودگاه اين شهر را ترك كردند، اما برخي از آنها همچنان به صورت پراكنده در مبادي ورودي شهر حضور دارند.
     مخالفت مردم تبريز نسبت به سفر موسوي به اين شهر كه پيش از اين ادعا شده بود نامبرده جايگاه ويژه در بين مردم اين شهر دارد در حالي صورت گرفت كه صبح روز 22 بهمن نيز موسوي هنگام حضور در راهپيمايي گسترده مردم تهران در سي‌ويكمين سالروز پيروزي انقلاب اسلامي با مخالفت گسترده و شعار «مرگ بر منافق» آنها مواجه و مجبور به گريز از صحنه شد!!!
     *توضیح وبلاگ: ما تا آنجایی که می توانستیم از دوستان و آشنایان و بعضا مقامات محلی، تحقیق و پرس و جو کردیم، مطمئن باشید هیچ کس در جریان این سفر قرار ندارد و از اجتماع ادعایی فارس هم هیچ خبری در فرودگاه تبریز نیست! بنا به اظهار یکی از دوستان، که خود، مقارن همان ساعات با پروازی وارد فروگاه تبریز شده، آرامش کامل و وضعیت کاملا عادی و روزمره در فرودگاه تبریز برقرار بوده و نه خبری از آقای موسوی بوده است و نه تجمع ضد استکباری!!!

ادعای خبرگزاری های خارجی:
 تجمعات اعتراضی در تهران و شهرستانها
     شبکه الجزیره گزارش داد در اقصی نقاط شهر تهران، علی الخصوص میدان ولی عصر، میدان انقلاب، صادقیه، خیابان فردوسی و اطراف میدان آزادی (محل برگزاری مراسم رسمی دولتی) تجمعات بزرگی از منتقدان دولت ایران برگزار شده ولی خشونت و درگیریی گزارش نشده است.
     منابع غیررسمی، از درگیری شدید نیروهای امنیتی با معترضان در منطقه آریا شهر تهران و تیراندازی و چند فقره آتش سوزی حکایت دارد.
     همچنین شبکه العربیه گزارش داد در شیراز، اصفهان، تبریز و گنبد نیز اجتماعات و اعتراضاتی صورت گرفته که از کم و کیف آن اطلاع زیادی در دست نیست.

دروغ سازی دیگری از خبرگزاری فارس:
موسوي با پوشش پارچه‌اي از محل راهپيمايي گريخت!!!
     فرارو ــ خبرگزاری فارس كه تلاش زيادي براي ايجاد بصيرت و حفظ وحدت ملي به خرج مي دهد!!! روز پنجشنبه نوشت:ميرحسين موسوي كه درصدد ورود به ميان جمع راهپيمايان بود با مشاهده حجم انبوه جمعيت و ترس از مواجهه آنان، با انداختن پوشش بر روي سر و هيئتي ناشناس از صحنه گريخت!
     ميرحسين موسوي ساعت 11 امروز به قصد شركت در راهپيمايي 22 بهمن از خيابان رودكي عازم راهپيمايي بود كه پس از مشاهده حضور ميليوني مردم به سمت يكي از كوچه‌هاي اين خيابان به نام بن‌بست مصطفي رفته و در يکي از کوچه هاي اين خيابان متواري و پنهان شد!
     برپايه اين گزارش وي تا ساعت دو و نيم بعد از ظهر امروز خود را در اين منزل پنهان كرد. تيم حفاظتي وي پس از مشاهده خلوتي خيابان‌ها و عدم حضور مردم او را تحت مراقبت شديد با پوشش پارچه اي از كوچه خارج كرده و سوار برخودروها به سرعت منطقه را ترك كردند!!!

به ادعای فارس:
کروبی و خاتمی گریختند!!!
     فرارو ــ خبرگزاری فارس، دقایقی پیش ادعا کرد: مهدي كروبي كه سعي داشت با ورود خود به ميدان صادقيه حضور بيش از 5 ميليوني مردم تهران در راهپيمايي 22 بهمن را تحت‌‌الشعاع قرار دهد با شعار " مرگ بر منافق " و "مرگ بر ضد ولايت فقيه " از صحنه گريخت!!
     همچنین محمد خاتمي كه از مدت‌ها قبل براي بهر‌ه‌‌برداري سياسي در راهپيمايي 22 بهمن برنامه‌ريزي كرده بود در تقاطع زنجان- آزادي درصدد ورود به جمع ميليوني مردم بود كه در مواجهه با آنان ناچار محل را ترك كرد. مردم تهران با مشاهده وي با شعار " مرگ بر منافق " خشم و عصبانيت خود را از عملكرد وي فرياد كردند. خاتمي نيز مثل کروبي با اتومبيل از صحنه گريخت!!

به گزارش فردا:
رد آسیب دیدن کروبی در راهپیمایی 22 بهمن
     تابناک ــ یک منبع آگاه با اشاره به تلاش نیروی انتظامی و تدابیر ویژه جهت برقراری نظم در راهپیمایی مراسم 22 بهمن، بویژه در محل حضور مهدی کروبی گفت که عده‌ای علیه مهدی کروبی شعار دادند و  نیروی انتظامی جمعیت را کنترل کرد تا اتفاقات دیگری روی ندهد.
     وی، ادعاهای سایت‌های ضدانقلاب مبنی بر شکسته شدن سر مهدی کروبی را به شدت تکذیب کرد. به گفته وی، مهدی کروبی هم‌اکنون به منزل خویش بازگشته است.

خبر آنلاین:
تکذیب دستگیری محمدرضا خاتمی وهمسرش
     تابناک ــ دستگیری محمدرضا خاتمی و همسرش تکذیب شد.

به گزارش خبرآنلاین دستگیری محمدرضا خاتمی و همسرش در راهپیمایی 22بهمن به شدت تکذیب شد.

به منظور حفظ سلامت محمدرضا خاتمی و زهرا اشراقی تحت الحفظ به سمت اتومبیل شان هدایت شدند.