۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه

بیانیه میرحسین موسوی بمناسبت سالروز ۱۶ آذر

میرحسین موسوی بمناسبت سالروز ۱۶ آذر بیانیه ای صادر کرد. متن این بیانیه چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم

عید سعید غدیر را به ملت مسلمان ایران تبریک می‌گویم و از خداوند متعال نزدیک شدن به آرمان‌های صاحب غدیر را برای آنان و تمامی مسلمانان جهان مسئلت می‌کنم. در این عید شیعیان برای هم برکت و بهروزی آرزو می‌کنند و از یکدیگر تحفه‌هایی را می‌طلبند که به تحقق چنین آرزوهایی کمک کند و متضمن سرانجامی نیکو برای ملت و کشور خصوصا در شرایط بحران‌زده کنونی باشد. چنین انتظاری از ما نیز هست و حتی اگر این انتظار وجود نداشت برآورده کردن آن وظیفه‌ای بر عهده ما بود. برای این منظور کاری که از ما برمی‌آید صمیمیت در خیرخواهی است، حتی اگر آن را نپذیرند، و پایداری در دوراندیشی است، حتی اگر چنین نامی بر آن نگذارند. خطرهایی بزرگ‌تر از آن در پیش است که چه ما و چه دیگران از خویشتن یاد کنیم و واقعیت‌هایی سترگ‌تر از آن در برابر قرار دارند که با نادیدن ناپدید شوند. با استمداد از لطافتی که فضای عید ایجاد کرده است و با استفاده از فرصتی که روز شانزدهم آذر به وجود می‌آورد چه چیز بهتر از پرداختن به آنچه می‌تواند داروی درد امروز باشد؛ دارویی که الزاما تلخ نیست، اگر پیشداوری‌ها را کنار بگذاریم.

روز دانشجو در پیش است. در تاریخ معاصر ما جنبش دانشجویی همواره نوعی پرچم و گواه برای حرکت مردم بوده است. در روزهای تلخ بعد از کودتا و در تاریک‌ترین برهه از تاریخ ملت ما، زمانی که همه آرزوها برباد رفته به نظر می‌رسید آنچه در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ روی داد شاهدی بود که معلوم می‌کرد روح مردم و خواسته‌های تاریخی‌شان هنوز زنده است. آن «سه قطره خون» و آن «سه آذر اهورایی» که روز دانشجو را پایه گذاشتند، اگر پس از نیم قرن هنوز از تازگی، درخشندگی و اهمیت برخوردارند، به خاطر آن است که نسبت به وجود و حیات واقعیتی عظیم‌تر در جان مردم شهادت ‌دادند. این گواهی در سال‌ها و نسل‌های پس از آن نیز از سوی جنبش دانشجویی ادامه داشت و هنوز ادامه دارد. جامعه به دلایل بسیار گرایش‌های در حال تکوین در بطن خویش را پیش چشم کسانی که تنها به ظاهر آن می‌نگرند نمایان نمی‌کند. دگرگونی‌های بزرگ معمولا متهمند که یک‌باره روی می‌دهند و از بازیگران سیاسی فرصت هماهنگ شدن با خود را دریغ می‌کنند. البته در حقیقت هیچ تحولی دفعتا تحقق نیافته است؛ تنها بروز و ظهور تغییرهاست که شکلی دفعی دارد. در چنین شرایط گواهانی که از اعماق ناپیدای جامعه خبر می‌دهند به راستی ارزشمندند.

جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ما همواره حاوی ‌گزارش‌هایی از شکل‌گیری جریان‌های عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است. این نقشی است که اگر حاکمان با درایت برخورد می‌کردند می‌توانست و می‌تواند برای عبور کم‌هزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهره‌ها را برساند، اما آنان خشمگینانه این نشانگر ذی‌قیمت را می‌شکنند؛

آنان دوست دارند به خود تسلی دهند که حرکت‌های دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد؛ داستانی تکراری از انکار واقعیت‌ها و تلاش برای تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان که تقریبا هیچ عهد تاریخی بدون شمه‌ای از آن پایان نیافته است. ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند که) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزی‌ها خس و خاشاکی بیش نیستند)، و انهم لنا لغائظون، و آنها ما را به خشم می‌آورند، و انا لجمیع حاذرون، و ما همگی در آماده‌باش به سر می‌بریم، فاخرجناهم من جنات و عیون، پس خداوند آنان را از باغ‌ها و چشمه‌سارها بیرون کرد، و کنوز و مقام کریم، و از گنج‌ها و از جایگاه دلپسند.

چه تلخ است اگر پس از این همه عبرت‌های دور و نزدیک مشابه این خطا هنوز در رفتار کسانی دیده ‌‌شود؛ آنهایی که اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساکت شده‌اند و فقط دانشجویان مانده‌اند؛ در دانشگاه‌ها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاه‌های مادر هیاهو می‌کنند، آنجا هم کانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند که اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محکوم کنیم داستان تمام می‌شود. خوب! تمام این کارها را کردید، پس چرا داستان تمام نشد؟ زیرا حرکت دانشجویی گواه بر واقعیت‌هایی بزرگتر از خویش است. ای کاش قدر آن را می‌دانستند، از پیش‌آگهی‌هایی که درباره تحولات دور و نزدیک می‌دهد درس‌ می‌گرفتند و خود را با این تغییرات هماهنگ می‌کردند، خصوصا اینک که دانشجویان نه مستوره‌ای کوچک از مردم، که یکی از وسیع‌ترین و فعال‌ترین قشرها را تشکیل می‌دهند. درحال حاضر از هر بیست ایرانی یک نفر دانشجوست. متصدیان امور اگر پیش از این به نقش آنان به عنوان گواه فردا توجه کرده بودند اینک در چنین بحرانی قرار نداشتند.

البته این یک قاعده دوسویه است. حرکات دانشجویی هم به اندازه‌ای که از تمایلات واقعی جامعه خبر بدهند نیرومند و ریشه‌دارند، زیرا قدرت نهادهای اجتماعی در گرو پایبندی به ضرورتی است که آنها را ایجاد و ایجاب می‌کند. نسل ما آن زمان که در حرکات دانشجویی شرکت داشتیم به روشنی می‌دید که پیوند با متن جامعه تا چه حد در توانایی‌هایش موثر است. در آن زمان گرایش‌های بسیاری میان دانشجویان به چشم می‌خورد. اگر انجمن‌های اسلامی از همه قوی‌تر بودند به خاطر آن بود که از واقعیت‌‌های اجتماعی بیشتر نمایندگی می‌کردند.

بسیاری از فعالان دانشجویی امروز، گردانندگان فردای جامعه خواهند بود و این دلیلی مضاعف است تا مظهریت از واقعیت‌های اجتماعی را از دست ندهند . قدرت و سرزندگی آنها در گرو این رمز است. راز موفقیت سیاستمداران نیز همین است. آنها تا اندازه‌ای که بتوانند خواست‌ها و تمایلات جامعه را بشناسند و با آنها منطبق شوند، بلکه تجلی و گواه آنها قرار بگیرند، قادرند به کشور خود خدمت کنند، یا لااقل قدرتمند باقی بمانند. و این تصور که کسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به رغم گرایش‌های مردم بر آنان حکومت کند بیشتر از یک توهم نیست. حتی زمانی که یک دولت موفق می‌شود با تکیه بر نیروی سرکوب موجودیتش را حفظ ‌کند فی‌الواقع از انطباق خود با آمادگی جامعه برای تمکین در برابر زور ارتزاق کرده است، گرچه این تمکین هم تا ابد نمی‌پاید.

جامعه ما اینک شگرف‌ترین تحولات را تجربه می‌‌کند؛ بعد از حوادثی که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند این حقیقت را انکار کند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکی در راه است، کلاه‌خودها و چوب‌دستی‌هایشان را کنار می‌گذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاک که در خاک ما جوانه زده است می‌روند.

در میان زیبایی‌های بسیاری که روزهای پیش از انتخابات را نورانی می‌کرد زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقه‌های گوناگون گرداگرد هم بود. آنها برای آن که به این کار موفق شوند تفاوت‌ها و تنوع‌هایشان را کنار نمی‌گذاشتند، بلکه به رسمیت می‌شناختند. کسی لازم نمی‌دید که برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. در آن یگانه‌شدن‌ها حظی وجود داشت که فطرت‌هایمان می‌پسندید. آن زنجیره‌های سبز انسانی که شهرهای ما را فرا گرفت نمایشی تهی از حقیقت نبود. قرار نبود بعد از آن که از پل گذشتیم به سرنوشت یکدیگر اهمیت ندهیم و جان‌‌هایمان نمی‌خواست که پس از چشیدن طعم آن یگانگی از نو پراکنده شویم. چنین چیزی بدون تردید نشانه‌ای از طلوع بزرگی و رشد در حیات یک ملت است.

بزرگی یک ملت در ثروتمند بودن یا قدرتمند شدن نیست؛ اینها فقط بخش کوچکی از آثار آن است. بزرگی یک ملت در عظمت جان اوست. بزرگی به آن است که بتوانیم امور ظاهرا ناسازگار را با هم داشته باشیم. خانه کوچک مکانی است فقط برای «من»، اما در خانه بزرگ برای دیگران هم جا وجود دارد. کارفرمایی که جانش کوچک بود فکر می‌کرد جز با تجاوز به حقوق کارگران نمی‌تواند مالی بیندوزد، حال آن که کارآفرین بزرگ تنها راه سود بردن را سود رساندن می‌بیند. همین‌گونه است تفاوت کارگر کوچک و کارگر بزرگ. به هزار دلیل تنها راه بهره‌مند شدن این است که همه با هم بهره‌مند شوند، اما کسانی که کوچکند ظرفی ندارند که در آن دیگری هم بگنجد. همچنین است تفاوت دینداری که بزرگ است و دینداری که کوچک است. دیندار بزرگ امام صادق (ع) است که در خانه خدا می‌نشیند و با منکر خدا حکیمانه گفتگو می‌کند. حقیقت خانه خدا همان قلب اوست که برای همگان جا دارد و برای همه حق قائل است؛ حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن. آری بزرگ بودن، و الا بزرگ به کوچک چه کار دارد؟ غیردیندار را در جایگاهی می‌بیند که می‌تواند به زیبایی‌های دین رو کند، اگر نتوانسته‌ است حقیقتی را بیابد احتمال درک آن را از سوی دیگری نادیده نگیرد، یا می‌تواند کوچک باشد و هر چیزی را که نچشیده است انکار کند؛ هر چیزی را که درک نمی‌کند ترک کند و بی‌آن‌که بنشیند و برای فهمیدن گوش بدهد، عقاید دیگران را بی‌اساس بخواند.

ملت ما اینک دارد نشانه‌های بزرگی خود را به نمایش می‌گذارد؛ آن تحول شگرفی که جامعه ما در تکاپوی تجربه آن است این است. البته چیزی که اهمیت دارد خود این بزرگی است و نه نشانه‌های آن. نشانه‌هایش را باز می‌گوییم تا خود آن را باور کنیم که چونان بهار از راه می‌رسد و حیات ما را دیگرگون می‌کند؛ تا به مبارکی آن ایمان بیاوریم و از تغییراتی که ایجاد می‌کند نترسیم. این همان رشدی است که انقلاب ما به امید آن بنا نهاده شد. چندی گذشت و از آن غافل شدیم، ولی پروردگارمان غافل نشد. بذری را که سی سال پیش از این با هزار امید در خاک خود کاشته بودیم پرورش داد تا اینک که جوانه‌هایش را پیش‌رویمان قرار داده است.

نشانه‌های بزرگی یک ملت شبیه به صفاتی است که از یک انسان رشید انتظار می‌رود. کسی که آرمان ندارد هیچ نمی ارزد، اما کیست که بتواند در عین آرمان‌گرایی ارتباط خود را با واقعیت‌ها از دست ندهد؟ یک انسان رشید؛ و یک ملت بزرگ. اگر مردم علیرغم تمامی صحنه‌های تلخی که در این چند ماهه دیده‌اند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود می‌دانند به آن خاطر نیست که اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمی‌شود. تنها و تنها حکمت و واقع‌بینی مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت حاکمان به واکنش‌های عصبی و لجام‌گسیخته بیانجامد.

به عنوان مثالی دیگر صفت شجاعت را در نظر آورید. شهامتی که یک انسان رشید (مثلا یک پدر در دفاع از فرزندش) نشان می‌دهد همراه با هیاهو نیست، مانع از دوراندیشی و مستلزم قبول هزینه‌های بی‌دلیل نیست، اما هول‌انگیزتر و اثرگذارتر از زور بازوی دیگران است. آیا مشابه این کیفیت‌ را در شجاعتی که مردم ما به نمایش می‌گذارند مشاهده نمی‌کنید؟

به عنوان مثالی دیگر انعطاف یک انسان رشید به معنای وادادگی نیست، بلکه بدان معناست که او برای رسیدن به مقصود خود پر از راه‌حل‌های گره‌گشاست. در طول شش ماه گذشته هر روز روزنه‌هایی که مردم می‌گشودند بسته می‌شد و آنان هربار بدون آن که به رودررویی کشیده شوند یا آرمانشان را کنار بگذارند راه‌‌‌‌حل‌های جدید خلق می‌کردند.

به عنوان مثالی دیگر به صبر و متانتی که در حرکت مردم وجود دارد نگاه کنید؛ خواسته‌هایشان را چنان با حوصله‌ای زندگی می‌کنند که گویی می‌توانند صد سال آنها را زندگی کنند؛ حوصله‌ای که مخالفانشان را خسته کرده است، حوصله‌ای که از رشد حکایت می‌کند.

و به عنوان مثالی دیگر انسان رشید کسی است که اعتماد به نفس دارد؛ یعنی نسبت به ارزش‌های وجودی خود آگاه است. برای زمانی طولانی ما این‌گونه نبودیم. سرهای ما فروافتاده بود. دو قرن وابستگی خودباوری را از ملت ما گرفته بود، تا این که انقلاب ترمیم این باروی فروریخته را آغاز کرد. ولی آیا بلافاصله به این هدف رسیدیم و عمق روح خود را از آن لطمه‌های تاریخی پاک کردیم؟ پس چرا وقتی هنرمندانمان در جهان مورد تحسین قرار می‌گرفتند متعجب می‌شدیم؟ انگاری احتمال هم نمی‌دادیم که از ایرانی هنری سر بزند، یا اگر بدبین بودیم بی‌باور به آن که ممکن است کمترین نکته قابل‌ستایشی در ما وجود داشته باشد به دنبال ردپای توطئه می‌گشتیم. آیا اگر یک انسان رشید هم مورد تحسین قرار گیرد این‌گونه واکنش‌ نشان می‌دهد؟ یا او از فضائل خویش آگاه است، به قدری که تمجید‌ها نه جانش را ذوق‌زده می‌کند و نه مسیرش را تغییر می‌دهد. در چند ماه گذشته ملت‌ها ایرانیان را بسیار ستودند، اما واکنش مردم ما را در مقابل این تحسین‌ها با گذشته مقایسه کنید تا ایمان بیاورید که جان جامعه ما دارد نشانه‌های عظمت را تجربه می‌کند.

در سند چشم‌انداز بیست ‌ساله آمده است که ایران باید در سال ۱۴۰۴ قدرت اول منطقه باشد. آیا قرار است در آن سال ما به منطقه و جهان راست بگوییم که قدرت بزرگی هستیم یا دروغ بگوییم؟ ‌آیا قرار است در حالی که هنوز بزرگ نشده‌ایم لباس‌های بزرگ بپوشیم تا عظیم به نظر برسیم؟ آیا قرار است در سطح کشورهای منطقه طرح‌های عمرانی نیمه‌کاره افتتاح کنیم، یا سفرهای شکست‌خورده‌مان را با امدادهای رسانه‌ای پیروزی بنامیم، یا خود را کانون دائمی جنجال‌ها قرار دهیم، یا با تحقیر دیگران و توهین به آنان ادعای عظمت کنیم؟ یا قرار است واقعا قدرتمند باشیم؟ این سوال را از آنجا می‌پرسم که یک کشور تنها زمانی بزرگ است که ملتی بزرگ داشته باشد.

دعایمان مستجاب شد و ملت با تکیه بر زانوان خود به بلوغ و رشدی که شایسته او بود رسید، منتهی مشکل آن است که یک ملت بزرگ نمی‌نشیند تا در روز روشن رایش را ببرند و هیچ نگوید. یک ملت بزرگ انتخابات درجه دو انتصابی را تحمل نمی‌کند. وقتی که یک ملت بزرگ می‌شود دیگر خدمتگزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و کجا باید برود و چه کسی را برگزیند و به چه چیز و چه کس اعتماد کند. یک ملت بزرگ از شورای نگهبان انتظار دارد آنها را قانع کند که تقلبی در انتخابات روی نداده است، نه آن که تنها یک ادعا پیش رویشان بگذارد و ادعای خود را باطل کننده انبوهی از مشاهدات و مستندات بداند.

از ما می‌خواهند که مسئله انتخابات را فراموش کنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله‌ آنها این است که به یک ملت بزرگ، بزرگی فروخته می‌‌شود. آن چیزی که مردم را عصبانی می‌کند و به واکنش وا می‌دارد آن است که به صریح‌ترین لهجه بزرگی آنان انکار می‌شود.

مگر نمی‌خواهید که ما نباشیم و شما باشید؟ راهش توجه به این واقعیت است؛ مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن کسی را بیشتر می‌پسندند که حق بزرگی آنان را کامل‌تر ادا کند. این مسئله‌ای است که توجه به آن نه فقط گره انتخابات، که هزار گره دیگر را نیز می‌گشاید. و اگر بنا باشد حل نشود آرزو کنید که دامنه‌های مشکل در یک انتخابات، محدود بماند.

برادران ما! اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. ۱۷ آذر چه می‌کنید؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید؟ چشمانی را که در صحن دانشگاه به رزمایش‌های بی‌فایده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر می‌کنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید کرد؟

اینها سخنانی است که ما از روی خیرخواهی می‌گوییم و شنیده نمی‌شود. اگر می‌شنیدند راه پیروزی خیلی نزدیک می‌شد؛ آن پیروزی را می‌گویم که عبارت از غلبه یک حزب نیست، بلکه فراگیر شدن بلوغ یک ملت است؛ آن پیروزی که انسان‌ها را همچون جوانه‌های یک مزرعه یکی یکی و گروه گروه بزرگ می‌کند و بی آن که لازم باشد هویت خود را از دست بدهند سبز می‌کند، تا جایی که خود زندانبان از کارهایی که می‌کند خجالت بکشد.

اخیرا شنیدم بسیج دانشجویی یکی از دانشگاه‌ها در مراسم خود برای مخالفان هم فرصت سخن گفتن قرار داده است؛ این یک شروع خوب است. یا شنیدم که در عید غدیر مخالفان مردم به یکدیگر شال سبز هدیه می‌دهند. از دیدگاهی که این همراه شما می‌نگرد این بزرگترین عیدی است. زیرا این ما نبودیم که سبز را انتخاب کردیم، بلکه سبز بود که ما را برگزید. آیا ممکن است که این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آری ممکن است، راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست.

میر حسین موسوی
۱۳۸۸/۰۹/۱۵
نقل از پيك نت

آدرس جديد سخن معلم










" سخن معلم " در "بلاگفا " و "بلاگر" هردو فیلتر شد ...


به جای فیلترینگ ، منطق " پاسخگویی " را جایگزین کنید !


آدرس جديد سخن معلم : http://smiedu.persianblog.ir/



 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مشترک گرامی



دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد


در صورتی که این سایت به اشتباه فیلتر شده است با پست الکترونیکی


filter@dci.ir


با درج نام دامنه مورد نظر در موضوع نامه و ارایه توضیحات لازم مکاتبه فرمایید



آخرین مطلبم را روز پنج شنبه دوازدهم آذر با عنوان " باز هم داستان کهنه و تکراری " تغییر ساختار " از سوی وزیر جدید ! در دومین آدرس " http://smieduir.blogspot.com/ به روز کردم .


تعطیلات را به همراه خانواده به شهر تاریخی " اصفهان " رفتم ( گزارشی را در این مورد آماده کرده ام که آن را بزودی منتشر می کنم )


مطابق معمول ، امروز وقتی برای نوشتن مطلب به آدرس بالا مراجعه کردم در کمال ناباوری مشاهده کردم که " سخن معلم " را فیلتر کرده اند !


هرچند آدرس قبلی " سخن معلم " ( http://smiedu.blogfa.com ) از بیست و نهم مهر ماه سال جاری به روز نمی شد اما آن را هم فیلتر کرده بودند !


آن چه که هضم این مساله را کاملا مشکل می کند این است که با کمک دوستان سعی کرده ایم که کم تر به مطالب سیاسی بپردازیم و بیشتر روی مطالب و موضوعات " صنفی " آموزش و پرورش " متمرکز شویم .


به نظر می رسد برای این آقایان فرقی نمی کند !


مهم نویسنده مطالب است و نه محتوا و یا موضوعات ...


آیا با این گونه اقدامات مساله حل نمی شود !


شاید مشکل این دوستان فرآیند " آگاه سازی و نقادی " باشد که به هیچ وجه آن را بر نمی تابند و الا چه نیازی است که وبلاگ یک معلم آن هم به صورت ناگهانی فیلتر شود !


سوال این است که آیا با فیلترینگ " سخن معلم " و نظایر آن مشکلات آموزش و پرورش و نیز جامعه حل می شود ؟


آیا مسئولان فکر نمی کنند با این گونه اقدامات به " درجه تنفر " شهروندان افزوده می شود ...


حداقل بهتر بود مسئولان فیلترینگ علت این اقدام را برای من توضیح می دادند ...


البته رسالت ما با این گونه اعمال پایان نمی یابد و ما را در پیگیری اهداف مصمم تر خواهد کرد ....

۱۳۸۸ آذر ۱۵, یکشنبه

ناگفته های 16 آذر به روایت شهیدچمران

روز دانشجو بر همه ی دانشجویان آزاداندیش و آزادیخواه این سرزمین اهورایی خجسته باد

زنده باد آزادی پاینده ایران اهورایی





ناگفته های16 آذر به روایت شهیدچمران


حدود ساعت 10 صبح موقعی كه دانشجویان در كلاس‌­ها بودند، چندین نفر از سربازان دسته "جانباز " به معیت زیادی سرباز معمولی رهسپار دانشكده فنی شدند. ما در كلاس دوم دانشكده فنی كه در حدود 160 دانشجو داشت، مشغول درس بودیم. آقای مهندس شمس استاد نقشه‌برداری تدریس می‌كرد. صدای چكمه سربازان از راهرو پشت در به گوش می‌رسید. اضطراب و ناراحتی بر همه مستولی شده بود و كسی به درس توجه نمی‌كرد.در این هنگام پیشخدمت دانشكده مخفیانه وارد كلاس شده به دانشجویان گفت ...


از آن روزیعنی 16 آذر 1332، نه سال می‌گذرد ولی وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است كه گویی همه را به چشم می‌بینم؛ صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین می‌‌اندازد، سكوت موحش بعد از رگبار بدنم را می‌لرزاند، آه بلند و ناله‌ی جانگداز مجروحان را در میان این سكوت دردناك می‌شنوم، دانشكده‌ی فنی خون‌آلود را در آن روز و روزهای بعد به رای العین می‌بینم.


آن روز ساكت­‌ترین روزها بود و چون شواهد و آثار احتمال وقوع حادثه‌ای را نشان می‌داد، دانشجویان بی‌اندازه آرام و هوشیار بودند كه به هیچ‌جه بهانه‌ای به دست كودتاچیان حادثه ساز ندهند. پس چرا و چگونه دانشگاه گلوله باران شد؟ و چطور سه نفر از بهترین دوستان ما، بزرگ‌نیا، قندچی و رضوی به شهادت رسیدند؟


اعمال خائنانه دولت كودتا هرروز بر بغض و كینه مردم می‌افزود و بر آتش خشم وغضب آنان دامن می‌زد. از روز 14 آذر تظاهراتی كه در گوشه به وقوع می‌پیوست وسعت گرفت و در بازار و دانشگاه عده‌ای دستگیر شدند. روز 15 آذر مجددا تظاهرات بی‌سابقه‌ای در دانشگاه و بازار صورت گرفت. در دانشكده‏های پزشكی، حقوق و علوم، دندانپزشكی، تظاهرات موضعی بود و جلوی هر دانشكده مستقلا انجام می‌گرفت و سرانجام با یورش سربازان خاتمه می‌یافت و عده‌ای دستگیر شدند. در بازار نیز همزمان با تظاهرات دانشجویان، مردم دست به اعتصاب زده شروع به تظاهرات كردند و عده‌ای به وسیله مامورین نظامی گرفتار شدند.


ضمنا در تاریخ 24 آبان اعلام شده بود كه نیكسون معاون رییس جمهور آمریكا از طرف آیزنهاور به ایران می‌آید. نیكسون به ایران می‌آمد تا نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی كه در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در كنگره آمریكا بعد از كودتای 28 مرداد) را ببیند.


دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند كه هنگام ورود نیكسون، ضمن دمونستراسیون عظیمی، نفرت و انزجار خود را به دستگاه كودتا و طرفداری خود را از دكتر مصدق نشان دهند. تظاهرات علیه افتتاح مجدد سفارت و اظهار تنفر به دادگاه «حكیم فرموده» همه جا به چشم می‌خورد و وقوع تظاهرات هنگام ورود نیكسون حتمی می‌نمود.


ولی این تظاهرات برای دولتیان خیلی گران تمام می‌شد زیرا تار وپود وجود آنها بستگی به كمك سرشار آمریكا داشت. این بود كه دستگاه برای خفه كردن مردم و جلوگیری از تظاهرات از ارتكاب هیچ جنایتی ابا نداشت. روز 15 آذر یكی از دربانان دانشگاه شنیده بود كه تلفنی به یكی از افسران گارد دانشگاه دستور می‌رسد كه «باید دانشجویی را شقه كرد و جلوی در بزرگ دانشگاه آویخت كه عبرت همه شود و هنگام ورود نیكسون صداها خفه گردد و جنبده‌ای نجنبد...».


دولت بغض و كینه شدیدی به دانشگاه داشت. زیرا دانشجویان پرچمدار مبارزات ملی بودند و با فعالیت مداوم و موثر خود هیات حاكمه را به خطر و سقوط تهدید می‌كردند. دولت با خراب كردن سقف بازار و غارت اموال رهبران آن، بازاریان را كم و بیش مجبور به سكوت كرد ولی دانشگاه همچنان خاری در چشم دستگاه می‌خلید و دست از مبارزه برنمی‌­داشت و دستگاه همچون درنده خونخواری به كمین نشسته دندان تیز كرده بود كه از دانشجویان مبارز دانشگاه انتقام بگیرد. انتقامی كه عبرت همگان شود.
این بود كه به خاطر انتقام از دانشجویان و به بهانه تظاهرات علیه تجدید رابطه با انگلستان و برای جلوگیری از تظاهرات در مقابل نیكسون جنایت بزرگ هیات حاكمه ایران در صبح روز دوشنبه شانزده آذر ماه 1332 در صحن مقدس دانشگاه به وقوع پیوست. صبح شانزدهم آذر هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیر عادی اطراف دانشگاه شده وقوع حادثه‌ای را پیش بینی می‌كردند. نقشه پلید هیات حاكمه بر همه واضح بود و دانشجویان حتی الامكان سعی می‌كردند كه به هیچ وجه بهانه‌ای به دست بهانه جویان ندهند. از این رو دانشجویان با كمال خونسردی و احتیاط به كلاس‌ها رفتند و سربازان به راهنمایی عده‌ای كارآگاه به راه افتادند.


حدود ساعت 10 صبح موقعی كه دانشجویان در كلاس‌­ها بودند، چندین نفر از سربازان دسته "جانباز " به معیت زیادی سرباز معمولی رهسپار دانشكده فنی شدند. ما در كلاس دوم دانشكده فنی كه در حدود 160 دانشجو داشت، مشغول درس بودیم. آقای مهندس شمس استاد نقشه‌برداری تدریس می‌كرد. صدای چكمه سربازان از راهرو پشت در به گوش می‌رسید. اضطراب و ناراحتی بر همه مستولی شده بود و كسی به درس توجه نمی‌كرد. در این هنگام پیشخدمت دانشكده مخفیانه وارد كلاس شده به دانشجویان گفت: «بسیار مواظب باشید. چون سربازان می‌خواهند به كلاس حمله كنند اگر اعلامیه یا روزنامه‌ای دارید از خود دور كنید (آن روز «راه مصدق» و اعلامیه‏های نهضت مقاومت ملی به وفور در دانشگاه پخش می‌شد.) مهندس خلیلی به شدت عصبانی است و تلاش می‌كند از ورود سربازان به كلاس جلوگیری كند ولی معلوم نیست كه قادر به این كار باشد» او مهندس خلیلی و دكتر عابدی رییس و معاون دانشكده فنی با تمام قوا می‌كوشیدند از ورود سربازان به كلاس جلوگیری كنند. ولی سربازان نه تنها به حرف آنها اهمیتی ندادند بلكه آنها را تهدید به مرگ كردند. تا بالاخره در كلاس به شدت به هم خورد و پنج سرباز«جانباز» با مسلسل سبك وارد كلاس شدند.


آغاز درگیری‌ها


عده‌ای از سربازان، دانشكده فنی را به كلی محاصره كرده بودند تا كسی از میدان نگریزد.اكثر دانشجویان به ناچار پا به فرار گذاردند تا از درهای جنوبی و غربی دانشكده خارج شوند. در این میان بغض یكی از دانشجویان تركید. او كه مرگ را به چشم می‌دید و خود را كشته می‌دانست دیگر نتوانست این همه فشار درونی را تحمل كند و آتش از سینه پرسوز و گدازش به شكل شعارهای كوتاه بیرون ریخت:«دست نظامیان از دانشگاه كوتاه». هنوز صدای او خاموش نشده بود كه رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند، به كلی غافلگیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادی هدف گلوله قرار گرفتند. لحظات موحشی بود. دانشجویان یكی پس از دیگری به زمین می‌افتادند به خصوص كه بین محوطه مركزی دانشكده فنی و قسمت‌های جنوبی سه پله وجود داشت و هنگام عقب نشینی عده زیادی از دانشجویان روی این پله‏ها افتاده نتوانستند خود را نجات دهند.

اجساد خون‌آلود شهیدان و آن همه ناله‏های پرشورشان نه تنها در دل سنگ این جلادان اثری نكرد بلكه با مسرت و پیروزی به دستگیری باقیمانده دانشجویان پرداختند. هر كه را یافتند گرفتند و آنگاه آنها را با قنداق تفنگ زدند با دست‌های بالا به صف و روانه زندان كردند و خبر پیروزی خود را برای یزید زمان بردند تا انعام و پاداش خود را دریافت دارند. در این واقعه مستخدمان و كارگران دانشكده فنی بی‌اندازه به دانشجویان كمك كردند.


بدین ترتیب سه نفر از دوستان ما بزرگ‌نیا، قندچی و شریعت رضوی شهید و بیست و هفت نفر دستگیر و عده زیادی مجروح شدند. هنگام تیراندازی بعضی از رادیاتورهای شوفاژ در اثر گلوله سوراخ شد و آب گرم با خون شهدا و مجروحین در آمیخت و سراسر محوطه مركزی دانشكده فنی را پوشاند، طوری كه حتی پس از ماه‏ها از در و دیوار دانشكده فنی بوی خون می‌آمد. مامورین انتظامی پس از این عمل جنایتكارانه و ناجوانمردانه از انعكاس خشم و غضب مردم به هراس افتاده برای پوشاندن آثار جرم خود خون‌ها را پاك كردند ولی ماه‏ها اثر خون در گوشه و كنار دیده می‌شد و سال‌ها جای گلوله‏ها بر در ودیوار دانشكده فنی نمایان بود و تا زمین می‌گردد و تاریخ وجود دارد، ننگ و رسوایی بر كودتاچیان خواهد بود.


جریان این فاجعه دردناك به سرعت منتشر شد و خشم و كینه آزادیخواهان را برافروخت. دانشگاه تهران به پیروی از دانشكده فنی و به عزای شهدای آن در اعتصاب عمیقی فرورفت. بعد از ظهر آن روز دانشجویان با كراوات سیاه از دانشكده حركت كردند و با سكوت غم‌آلود و ماتم زده رهسپار خیابان‌های مركزی شهر شدند و مخصوصاً در خیابان‌های لاله‌زار و استانبول انبوه دانشجویان عزادار نظر هر رهگذری را جلب و او را متوجه این جنایت عظیم می‌كرد. بیشتر دانشكده‏های شهرستان‌ها نیز برای پشتیبانی از دانشگاه تهران اعتصاب كردند. تعداد زیادی از سازمان‌های دانشجویی خارج از كشور نیز به عمل وحشیانه و خصمانه دولت به شدت اعتراض كردند. در مقابل سیل اعتراض، جنایتكاران شروع به سفسطه كردند و در مقابل خبرنگاران گفتند كه دانشجویان برای گرفتن تفنگ سربازان حمله كردند و سربازان نیز اجباراً تیرهایی به هوا شلیك كردند و تصادفا سه نفر كشته شدند.


یكی از مجلات، با آنكه سانسور شدیدی وجود داشت و كسی جرات نمی‌كرد علیه دستگاه كلمه‌ای بنویسد به مسخره نوشته بود كه «اگر تیرها هوایی شلیك شده، پس بنابراین دانشجویان پر در آورده به هوا پرواز كرده و خود را به گلوله زده اند.» به عبارت دیگر گلوله‏ها به دانشجویان نخورده بلكه دانشجویان به هوا پرواز كرده‌اند و خود را به گلوله‏ها زده‌اند.

قربانیان نیكسون


روز بعد نیكسون به ایران آمد ودر همان دانشگاه، در همان دانشگاهی كه هنوز به خون دانشجویان بی‌‌گناه رنگین بود، دكترای افتخاری حقوق دریافت داشت و از سكون و سكوت گورستان خاموشان ابراز مسرت كرد و به دولت كودتا وعده مساعدت و كمك داد و به رییس جمهور آمریكا پیغام برد كه آسوده بخوابد چون او كه نوشته بود؛ "... گو این كه مخاطراتی كه متوجه ایران بود، تخفیف یافته است. مع‌ذالك ابرهایی كه ایران را تهدید می‌كرد، به كلی متلاشی و پراكنده نشده است. و مملكت نسبتاً امن و امان است!


صبح ورود نیكسون یكی از روزنامه‏ها در سرمقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشاده‌ای به نیكسون نوشت كه فورا توقیف شد. ولی دانشجویان سحرخیزی كه خواب و خوراك نداشتند واستراحت در قبل مرگ دوستانشان میسر نبود، زودتر از پلیس روزنامه را خواندند. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانی‌­ها اشاره شده بود كه «هرگاه دوستی از سفر می‌آید یا كسی از زیارت باز می‌گردد و یا شخصیتی بزرگ وارد می‌شود، ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوی یا گوسفندی قربانی می‌كنیم.» آنگاه خطاب به نیكسون گفته شده بود:«آقای نیكسون وجود شما آنقدر گرامی و عزیز بود كه در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این كشور یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی كردند.»

آمادگي كوشا

گلايه هاشمی رفسنجانی از عميق‌تر شدن اختلاف‌ها در جامعه

واقعا مشكل اختلاف ، جدي است




نواندیش: رئيس مجلس خبرگان رهبري با اظهار نگراني شديد از گسترش اختلافات در جامعه آن را موضوعي دانست كه قابل مخفي كردن نيست و از اين جهت خواستار وحدت و همدلي همه مسوولان شد.


به گزارش خبرگزاری کار ایران ، آيت‌الله اكبر هاشمي‌رفسنجاني در حالي پيش از ظهر امروز در جوار بارگاه امام رضا(ع) لب به گلايه از گسترش و عميق‌تر شدن اختلاف‌ها در جامعه گشود كه به گفته وي ماه‌هاست برنامه‌هاي خارج از مجمع تشخيص مصلحت را به دلايلي كه خودش مي‌داند تعطيل كرده است، ولي مراسم امروز را فرصت مناسبي ديد تا برخي نگراني‌هاي خود را از وضعيت كنوني كشور اعلام كند.


*اجماعي عليه ايران شكل گرفته است


اينگونه بود كه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با تحليل شرايط كشور تاكيد كرد: ما شرايط مشكلي در ايران داريم و مسائل خارجي نيز وضعيت را بغرنج‌تر كرده است.
وي با اشاره به مساله هسته‌اي گفت: به نظر مي‌رسد اجماعي عليه ايران شكل گرفته است.


هاشمي‌رفسنجاني كه پيش از اين خواستار تدبير و ديپلماسي فعال و هوشمندانه در عرصه بين‌المللي شده بود نسبت به اهداف قدرت‌هاي بزرگ در برابر ايران اظهار نگراني كرد و گفت: همه قدرت‌هاي بزرگ در شوراي امنيت دست به هم دادند و حق طبيعي كشور ما كه مي‌خواهيم از انرژي صلح‌آميز هسته‌اي استفاده كنيم از ما سلب كنند.


اين در حالي است كه كشورهايي همچون اسرائيل، پاكستان و هند برخلاف قانون به سلاح اتمي دست پيدا كردند، ولي ما از نظر قانوني و تحت نظارت آژانس مي‌خواهيم از مسائل صلح‌آميز هسته‌اي استفاده كنيم.


رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام قطعنامه اخير سازمان انرژي اتمي را قطعنامه‌اي ظالمانه دانست و با اشاره به شرايط پيچيده جهاني و توطئه‌هاي دشمنان عليه ايران، اظهار داشت: در اين شرايط ما در داخل كشور مهم‌ترين نياز را وحدت و اتحاد مي‌دانيم اگر آنها (دشمنان) احساس كنند كشور ما از نظر وحدت صدمه ديده است وسوسه مي‌شوند كه شرارت‌هاي خود را زياد كنند.


*واقعا مشكل اختلاف جدي است


از اين رو بود كه هاشمي‌رفسنجاني خواستار كمك همه براي تحقق وحدت در جامعه شد و با يادآوري دوران انقلاب گفت: ما همانگونه كه با اتحاد برابر رژيم شاه غلبه كرديم و در زمان دفاع مقدس هم در برابر دشمنان ايستاديم و پيروز شديم و حتي در سازمان ملل غرامت صد ميليارد دلاري براي ما در نظر گرفتند، امروز هم بايد با اتحاد و همدلي وضعيت كنوني را سامان داد.


وي تاكيد كرد: امروز جاي مخفي كردن نيست، واقعا مشكل اختلاف ، جدي است.


رئيس مجلس خبرگان رهبري بخش ديگري از سخنان خود را متوجه روحانيت كرد و با خطير دانستن وظيفه روحانيت در برابر مردم گفت: در طول تاريخ ايران روحانيت هميشه پناهگاه مردم بوده است و هر وقت مردم در برابر حكومت به مشكل بر مي‌خوردند به روحانيت پناه مي‌آوردند.


*نبايد اجازه دهيم بين مردم و روحانيت فاصله بيفتد


هاشمي‌رفسنجاني خاطرنشان كرد: روحانيت در همه ادوار تاريخ پناهگاه و يار و ياور مردم بوده‌اند بايد مراقبت كنيم، فاصله بين مردم و روحانيت نيفتد به خصوص بين قشر تحصيل كرده كه افكار جامعه را تحت تاثير قرار مي‌دهد.


*بايد رضايت مردم فراهم شود


وي تنها راه ايجاد وحدت را از طريق رهبري انقلاب دانست و گفت: بنده فكر مي‌كنم غير از رهبري انقلاب ديگران نمي‌توانند وحدت را ايجاد كنند و همه بايد به رهبري كمك كنيم تا فضاي همدلي به وجود بيايد تا رضايت مردم فراهم شود.


رئيس‌ مجلس خبرگان رهبري هشدار داد: خدا نكند روزي كه استعمارگران به فكر جدايي بين روحانيت و مردم باشند زيرا در مشروطه هم همين اتفاق افتاد و من در جوار بارگاه امام رضا فرصت را مناسب ديدم تا به مساله وحدت در جامعه بپردازم.


رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در بخش ديگري از سخنان خود حضرت ثامن‌الحجج(ع) را محور همه شيعيان و ايرانيان دانست و گفت: همه دل‌هاي شيعيان به عشق اين بارگاه مي‌تپد و تمام آرزوها و خواسته‌ها به اينجا مي‌رسد و طبيعتا بايد در اين مكان مقدس همه نيازهاي چند ده ميليون زائر تامين بشود و اين بر عهده آستان قدس رضوي است.


وي آيت‌الله واعظ طبسي را مناسب‌ترين فردي دانست كه توليت آستان قدس رضوي بر عهده اوست.


هاشمي‌رفسنجاني با اشاره به بازديدش از نمايشگاه دائمي دستاوردهاي آستان قدس رضوي گفت: همه آن چيزي كه براي توسعه حرم و اطراف حرم و مقوفات آن صورت گرفت در اين نمايشگاه ديدم و براي من تداعي‌كننده بود.


رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه مقوفات فراواني در خدمت حرم مطهر امام رضا در سراسر ايران است، اظهار داشت: نبايد به دنبال اين باشيم كه در زمينه مقوفات از دولت‌ها كمك بگيريم ، البته در دوره من رديف بودجه در نظر گرفتيم كه هر ساله دستگاه‌هايي كه از امكانات حرم استفاده مي‌كنند آن را در بودجه ساليانه در نظر بگيرند.

وي با بيان اينكه هزينه‌هاي هنگفتي براي توسعه اطراف حرم صورت گرفته و مطمئنا اين هزينه‌ها با كمك‌هاي مردم تامين نمي‌شود،گفت: با توجه به ركودي كه در بخش‌هاي مختلف صنعت شاهد آن هستيم ، به خصوص در بخش‌هاي قند، شكر و چغندر بايد به فكر توسعه زير بنائي باشيم.
رئيس مجلس خبرگان رهبري در پايان با تشكر از تلاش‌هاي آيت‌الله واعظ طبسي گفت: مي‌توانيم نورافشاني مكتب اهل بيت را در اين مكان داشته باشيم

تقریرات

اس ام اس عید غدیر

روز مـحـشــر پـرسـيـد ز مـن رب جـلــــــــي


گفت تو غـرق گنـاهي؟ گفتمش يـا رب بلي

گفت پس آتش نميـگيرد چـرا جـسم و تنـت

گفتمش چون حـک نمودم روي قلبم يا علي

---------------------------------------------------------

شبي در محفلي ذکر علي بود

شنيدم عارفي فرزانه فرمود

اگر آتش به زير پوست داري

نسوزي گر علي را دوست داري

خورشيد شکفته در غدير است علي

باران بهار در کوير است علي

بر مسند عاشقي شهي بي همتاست

بر ملک محمدي امير است علي
--------------------------------------------------

نام علي : عدالت

راه علي : سعادت

عشق علي : شهادت

ذکر علي : عبادت

عيد علي : مبارک

---------------------------------------------------------

عيد کمال دين . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت

امير المومنين عليه السلام بر شيعيان و پيروان ولايت خجسته باد


---------------------------------------------------------

روز عيد غدير خم از شريف ترين اعياد امت من است

پيامبر اکرم(ص)
------------------------------------------------------

نازد به خودش خدا که حيدر دارد / درياي فضائلي مطهر دارد

همتاي علي نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد

عيد غدير خم مبارک باد
-----------------------------------------------------------

خدايا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان

فرا رسيدن عيد غديرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک
------------------------------------------------------------

دلا امشب به مي بايد وضو کرد 

 و هر ناممکني را آرزو کرد

عيد بر شما مبارک
----------------------------------------------------------

چون نامه ي اعمال مرا پيچيدند

بردند به ميزان عمل سنجيدند

بيش از همه کس گناه ما بود ولي

آن را به محبت علي بخشيدند


عيدتان مبارک

----------------------------------------------------------


عجب تمثيلي است اين که علي مولود کعبه است . . . .

يعني اينکه باطن قبله را در امام پيدا کن .

عيد غدير خم مبارک

---------------------------------------------------------

رسولي کز غدير خم ننوشد ،

رداي سبز بعثت را نپوشد .

عيد غدير خم مبارک

---------------------------------------------------------

مدح علي و آل علي بر زبان ماست

گويا زبان براي همين در دهان ماست

عيدغديرخم بر شما مبارک


تمام لذت عمرم در اين است .

که مولايم اميرالمومنين است

عيد شما مبارک

۱۳۸۸ آذر ۱۴, شنبه

خسته نشو که دستات، کلید هرچی قفله

آدرس هاي جديد سخن معلم :

آدرس هاي جديد سخن معلم :




" سخن معلم " در


بلاگفا : ( http://smiedu.blogfa.com/ )


و

بلاگر : ( http://smieduir.blogspot.com/ )


هردو فیلتر شد ...

**********************


آدرس 1 سخن معلم : http://smiedu.persianblog.ir/

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

آدرس 2 سخن معلم : http://smieduer.blogspot.com/
/

۱۳۸۸ آذر ۱۳, جمعه

درخواست جمعی از علمای دینی از مجلس خبرگان برای ارزیابی دوباره ی صلاحیت رهبر نظام

صدای معلم: شاید برخی از دوستان مقوله ی انتخابات و وقایع بعد از آن را تمام شده تلقی کنند ولی بنده به نوبه ی خود هنوز بر این عقیده ام که حاکمیت در این مورد اشتباهات زیادی کرد و هر چه سریع تر باید در صدد جبران مافات برآید. یکی از این اشتباهات حاکم بودن فضای سانسور خصوصاْ بر مطبوعات است که ناچاراْ باید نامه ی سرگشاده ی علما به خبرگان رهبری را بعد از سه ماه و اندی مطالعه کرد.




جمعی از علما و فضلای حوزه‌های علمیه قم، اصفهان و مشهد در نامه ی سرگشاده‌ای به اعضای مجلس خبرگان رهبری دغدغه‌های خود را با ایشان در میان گذاشته‌اند و خواستار ارزیابی صلاحیت‌های آیت الله خامنه‌ای برای ادامه ی رهبری جمهوری اسلامی شده‌اند. پس از انتخابات 22 خرداد و وقایع بعد از آن به دنبال حمایت تمام‌قد آیت الله خامنه‌ای از نتایج اعلام شده ی انتخابات و خطبه‌های تاریخی ایشان در نماز جمعه 29خرداد و سرکوب‌های خونین خیابانی و بازداشت گسترده ی فعلان سیاسی منتقد و شکنجه ی بازداشت شدگان در زندان‌های گاه ناشناس و کشته شدن برخی از بازداشت‌شده‌ها موجی از نارضایتی در میان اقشار مختلف مردم به ویژه روحانیون و فقها و مراجع برخاست. فتاوای تاریخی 19 تیر آیت الله العظمی منتظری، نامه‌های آیت الله طاهری اصفهانی، اظهارنظرهای فقهی آیت الله بیات زنجانی، نامه ی نمایندگان ادوار گذشته مجلس شورای اسلامی و بیانیه ی آیت الله سید علی محمد دستغیب نمونه‌های از این اعتراضات رو به گسترش است. به نظر نویسندگان روحانی این نامه، شرایط تدبیر و عدالت رهبری در چند ماه اخیر نقض شده و ایشان با توجه به مبانی فقهی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران خودبه خود معزولند. منتهی به لحاظ طی مراحل قانونی مجلس خبرگان می‌باید به عنوان نمایندگان عالی مردم به مفاد اصل 111 قانون اساسی درباره عزل رهبری عمل کنند. اسامی امضاکننده‌های این نامه مهم به دلیل خفقان و سرکوب شدید داخل کشور و خطر جانی آن ها به تقاضای خود امضاکننده‌ها منتشر نمی‌شود. اما پس از احراز وثاقت نامه به انتشار آن مبادرت شد. متن کامل این نامه که نسخه‌ای از آن در سایت "جرس" منتشر شده به این شرح است:



بسم الله الرحمن الرحیم



قال الله تبارک و تعالی: واذا حکمتم بین الناس فاحکموا بالعدل



حضرات آیات و علمای اعلام اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری



سلام علیکم



محترماً، با استناد به نهجی که قاطبه ی علما بر آن وقوف دارند «عدالت» شرط زعامت و امامت است و حتی اگر از امام جماعتی دروغ واحدی مشاهده شود از عدالت ساقط و اقتدا بدو جایز نیست چه رسد که حق الناسی ولو صغیر برعهده او باشد و ستمی بر یک فرد نماید. رهبر فقید انقلاب حضرت آیت اله العظمی امام خمینی می فرمایند: «عالم و عادل بودن از خصال ضروری ولایت فقیه است و فقیه اگر دیکتاتوری کند خود به خود معزول است»



بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و اکابر علمای صدر انقلاب برای این که مانع ظهور مجدد دیکتاتوری آن هم تحت لوای دین شوند مجلس خبرگان رهبری را پیش بینی کردند اما در دوره ی رهبری [آیت الله] آقای خامنه ای با وضع نظارت استصوابی به نحوی عمل شد که نمایندگان مجلس خبرگان عملاً منتخب فقهای شورای نگهبان باشند که فقهای این شورا هم منصوب رهبرند و به عبارت اخری، نمایندگان خبرگان رهبری که باید بر رهبری نظارت کرده و مانع توسل او به زور و دیکتاتوری شوند خود در یک انتخاب دو درجه ای منصوب رهبری هستند و به این وسیله ولایت فقیه، میراث امام راحل را که برای مانع شدن ازدیکتاتوری بود به خلافت و سلطنت روحانی مبدل کردند.



به خاطر تجربه ی تلخ ديكتاتوري زمان شاه، خبرگان قانون اساسي تصميم گرفتند نيروهاي مسلح و تلويزيون را كه وسيله ی اصلي سركوب است و هر كس آن ها را داشته باشد قدرت اصلي را در دست دارد از چنگ قواي سه گانه بيرون آورند تا هيچ يك نتواند بر ديگري فائق شود و ديكتاتوري به وجود آورد و مجلس خبرگان رهبري را هم قرار دادند تا از جانب ملت بر رهبري نظارت كند كه خود او از اين قدرت براي ديكتاتوري استفاده نكند اما آقاي خامنه اي سپاه را به گارد شخصي خود و راديو و تلويزيون را به مبلغ و مدافع خود و آلات قدرت ملت را به آلات شخصي خود بدل كرده است. در سازمان عظيم راديو و تلويزيون نه تنها مردم بلكه شخصيت هاي انقلاب و نظام كه اندكي با مواضع ايشان زاويه دارند امكان حضور و بحث و نقد ندارند و وسايل قدرت را به وسيله ی سركوب منتقدان خود تبديل كرده اند.



در سنوات ماضیه کثیراً شاهد ارتکاب ظلم های فاحش و موحش، با نظارت و اطلاع مقام رهبری و امر یا سکوت ایشان نسبت به این امور بوده ایم. از حبس و حصر مراجع متعدد تقلید گرفته تا پادگانی کردن حوزه ی علمیه ی قم و سایر حوزه ها که افتخارشان در طول تاریخ، استقلال از حکومت بوده است و بازگذاشتن دست ایادی وابسته به قدرت برای تطاول به حیثیت و امنیت علما و مدارس، و این که در سا لهای اخیر روزی نیست که خبر توقیف روزنامه ای یا دستگیری و آزار منتقدانی منتشر نشود. رهبر جمهوری اسلامی به خاطر بیماری "دیگر هراسی" (که فراتر از بیماری "بیگانه هراسی" است و هر کسی را که تابع او نباشد دشمن می پندارد) در هر سخنرانی بیش از همه چیز از "دشمن خارجی" می گوید و تمام دستگاههای امنیتی و تبلیغاتی را به سوی کشف دشمن در همه جا و همه چیز سوق داده است و همه ی انتقادات را با سلاح انتساب به «دشمن» می کوبد.



چنان دیکتاتوری حاکم شده است که ما نیز به عنوان مدافعان حریم شریعت و دیانت با وجود این که با کثیری از شما حضرات مؤانست داریم اما ناچار از تقیه هستیم اما این تقیه دائمی نخواهد بود و این شکایت اگر رسیدگی نشود آخرین نخواهد بود.



در این شکایت از بیان مدلل صدها مصداق ستم ها و دروغ ها و امر به منکر ها و نهی از معروف ها صرف نظر کرده و به جدیدترین مصداق های متأخر اکتفا می کنیم که دستاورد آن بازداشت هزاران شهروند و مجروح شدن صدها تن که بعضاً آثار آن تا سالیان متمادی خواهد ماند و شهادت دهها تن از مردم بیگناه و زندانی کردن دهها تن از شخصیت های برجسته ی سیاسی و علمی کشور که در انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی نقش مؤثری داشته اند بوده است. امید داریم با رسیدگی مجلس خبرگان به مرحله ی بیان کارنامه ی گذشته نرسیم که خداوند متعال می فرماید:«ولاینال عهدی الظالمین»



منع خشونت آمیز حق برگزاری اجتماعات



برگزاری اجتماعات حق قانونی و شرعی است. وفق اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پيمايي‏ ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏ كه‏ مخل‏ به‏ مباني‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏». خبرگان قانون اساسی در هنگام وضع این قانون تصریح کرده اند که دولت فقط باید از راهپیمایی ها اطلاع قبلی داشته باشد و موظف است امنیت راهپیمایی ها را حفظ کند و پیشنهاد توطئه آمیز نبودن راهپیمایی به بحث گذاشته می شود اما به دلیل این که احتمال دادند بهانه ای برای سوء استفاده و جلوگیری از حق تظاهرات مردم گردد با آن مخالف شد و رای نیاورد (جلداول صص 683 تا685 و 710 تا 721 و جلد 3 صص 1760 تا 1761)



خداوند متعال در آیه ی شریفه «لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم» حتی فریاد زدن را در خصوص کسی که مورد ظلم واقع شده جایز می داند چه رسد که این ظلم به آرای یک ملت و به نظامی اسلامی باشد. ما مجاز نیستیم مشروعیت نظام جمهوری اسلامی را قربانی مشروعیت انتخاب شخصی کنیم که با روش های نادرست و غیر قانونی و شرعی می خواهد سکان دولت را در دست بگیرد.



اجازه ی خشونت و کشتار مردم توسط [آیت الله] آقای خامنه ای:



رسانه‌هاي انحصاري دولتي مي‌كوشند به مردم نجيب و مسالمت‌جوي ما تهمت اغتشاشگري بزنند اما دو راهپيمايي در روزهاي دوشنبه 25 خرداد و چهارشنبه 27 خرداد خط بطلاني است بر اين اتهامات. هر بار جمعيتي بيش از يك ميليون نفر دست به راهپيمايي زدند و در اين جمعيت عظيم كه مسيري چند كيلومتري را طي كرد حتي يك شيشه شكسته نشد، يك شعار سر داده نشد و خوني از بيني كسي بيرون نيامد. اين دو حركت باشكوه نشان داد كه مردم فقط به انتخاباتي متقلبانه اعتراض دارند و نظام و اسلام و پليس و سپاه و بسيج را از خودشان مي‌دانند اما متاسفانه درپی سخان تند مقام رهبری در نماز جمعه 29 خرداد 88 بود که روز شنبه از سحرگاهان با گسيل ده‌ها هزار نيروي امنيتي و لباس شخصي كه بعضاً از نقاط ديگر آورده شده بودند شهر بزرگ تهران را بدون اعلام رسمي تبديل به حكومت نظامي كردند و همان مردم مسالمت‌جو را كه براي تكرار راهپيمايي آرام خود در مسير انقلاب تا آزادي آمده بودند مورد حمله قرار دادند و براي جلوگيري از شكل‌گيري هرگونه تجمع به محض اين كه چند نفر را با همديگر مي‌ديدند با باتوم مورد ضرب و شتم قرار مي‌دادند و با اين رفتار تحريك‌آميز و تحقيركننده خود موجب واكنش مردم شدند، صدها نفر را زخمي و بازداشت كرده يا به شهادت رساندند هم آنان را اغتشاشگر ناميدند.



مسوولاني كه با تدارك اين تحريك‌ها زمينه‌سازحوادث خونين شنبه شدند بايد پاسخگو باشند و با ضرب و زور راديو و تلويزيون و زندان نمي‌توان جاي شاكي و متهم را عوض كرد.



درخطبه هاي نماز جمعه آيت الله خامنه اي (29خرداد1388) آمده است: «درداخل كشور هم عوامل اين عناصر خارجي به كار افتادند و خط تخريب خياباني شروع شد؛ خط تخريب، خط آتش سوزي، اموال عمومي را آتش بزنند، حريم كسب و كار مردم را ناامن كنند، شيشه هاي دكان مردم را بشكنند، اموال بعضي از مغازه ها را به غارت ببرند، امنيت مردم را از جانشان و مالشان سلب كنند؛ امنيت مردم مورد تطاول اينها قرارگرفت. اين ربطي به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، اين مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست نشاندگان سرويسهاي جاسوسي غربي و صهيونيست است.» «من از همه مي خواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستي نيست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسؤوليت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده ی آنهاست...اين تصور هم غلط است كه بعضي خيال كنند با حركات خياباني، يك اهرم فشاري عليه نظام درست مي كنند و مسؤولين نظام را مجبور مي كنند، وادار مي كنند تا به عنوان مصلحت، زيربار تحميلات آن ها بروند. نه، اين هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غيرقانوني، زيرفشار، خود اين، شروع ديكتاتوري است. اين اشتباه محاسبه است؛ اين محاسبه ی غلطي است. عواقبي هم اگر پيدا كند، عواقبش مستقيماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهدشد. اگر لازم باشد مردم آن ها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.»







این شیوه ی برخورد تهدید آمیز با کسانی بود که خواسته ی روشنی داشتند و می گفتند کار ساده ای مانند تطبیق کدملی رأی دهندگان ثبت شده در دسته های تعرفه های رأی با کدملی موجود در رایانه ی سازمان ثبت احوال انجام گردد اما با جار و جنجال و پیشنهادهای اغوا کننده ای مانند شمارش ده درصد صندوق هایی که سه هفته بود نزد وزارت کشور بود و هر کاری می خواستند با آن کرده اند افکارعمومی را از پیشنهادات اصلاح طلبان منحرف می کردند و به خشونت ها ادامه می دادند.



تهدید به خشونت و مقابله:



برای تحریک احساسات حامیان خود و نشان دادن این که برای مقابله با معترضان (نه شنیدن حرف آنان و داوری بی طرفانه) تا پای جان ایستاده است خطبه ها با سخنان زیر تمام شد: «يك خطاب آخري هم عرض كنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيه الله (ارواحنا فداه)): اي سيد ما! اي مولاي ما! ما آن چه بايد بكنيم، انجام مي دهيم؛ آن چه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلي دارم، جسم ناقصي دارم، اندك آبرويي هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؟ همه اين ها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اين ها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاي ما، دعا كن براي ما؛ صاحب ما تویي؛ صاحب اين كشور تویي، صاحب اين انقلاب تویي، پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاي خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيباني بفرما!»( كيهان چهارشنبه 3 تیر 1388- شماره 19394)



«اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتي آن هايي كه رأي نياورند، اردوكشي خياباني بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آن هايي كه رأي آورده اند هم، در جواب آن ها، اردوكشي كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمي كه خيابان، محل كسب و كار آن هاست، محل رفت وآمد آن هاست، محل زندگي آن هاست، اين ها چه گناهي كردند؟ كه ما مي خواهيم طرفدارهاي خودمان را به رخ آن ها بكشيم؛ آن طرف يك جور، اين طرف يك جور. براي نفوذي تروريست- آن كسي كه مي خواهد ضربه ی تروريستي بزند- مسأله ی او مسأله ی سياسي نيست؛ براي او چه چيزي بهتر از پنهان شدن درميان اين مردم؛ مردمي كه مي خواهند راهپيمايي كنند يا تجمع كنند. اگر اين تجمعات پوششي براي او درست كند، آن وقت مسؤوليتش با كيست؟ الان همين چند نفري كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادي، ازبسيج، جواب اين ها را كي بناست بدهد؟ واكنشهايي كه به اين ها نشان داده خواهد شد- تو خيابان ازشلوغي استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروي انتظامي را ترور كنند- كه بالاخره واكنشي به وجود خواهدآورد، واكنش احساسي خواهد بود. محاسبه ی اين واكنش ها با كيست؟»



قانون ستیزی رهبر در انتخابات، ریشه ی اصلی درگیری ها و خونریزی ها:



[آیت الله] آقای خامنه ای در خطبه های نماز جمعه گفتند:«قانون؛ فصل الخطاب است، قانون را فصل الخطاب بدانيد. انتخابات اصلا براي چيست؟ انتخابات براي اين است كه همه اختلاف ها سرصندوق رأي حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاي رأي معلوم شود كه مردم چي مي خواهند، چي نمي خواهند؛ نه در كف خيابان ها» اما کسی که نخستین گام را برای قانون شکنی برداشت و موجب شد نامزدها و مردم مطمئن شوند که اعتراضات و شکایت بی حاصل است وتصمیم به رئیس جمهور شدن احمدی نژاد از قبل اتخاذ شده است شخص رهبری بود.



شاه بیت فرمایشات ایشان در نماز جمعه تأکید بر رعایت قانون بود. سخنی که این روزها بارها در رسانه ی ملی! از زبان دیگران هم مطرح شده است تا معترضان را قانون شکن جلوه دهند اما اعتراض ها فقط و فقط به خاطر این بود که در تمام مراحل انتخابات، قانون شکسته شد و مدارک و دلایل آن تفصیلاً در اختیار شورای نگهبان قرار گرفت و منتشر هم شد. تأکید بر رعایت قانون مغتنم بود و به همین دلیل این پرسش به وجود می آید که چرا ایشان برخلاف قانون عمل کرد و با ایجاد بی اعتمادی مطلق راه را برای درگیری مفتوح ساخت. طبق ماده ی 80 قانون انتخابات ریاست جمهوری، كسانی كه از نحوه ی برگزاری انتخابات شكایت داشته باشند، می توانند ظرف سه روز از تاریخ اخذ رأی شكایت مستند خود را به ناظرین شورای نگهبان یا دبیرخانه ی این شورا نیز تسلیم دارند. و طبق ماده ی 79 این قانون نیز مقرر می دارد که شورای نگهبان ظرف یك هفته و در صورت ضرورت حداكثر ده روز پس از دریافت نتیجه ی انتخابات ریاست جمهوری نظر قطعی خود را نسبت به انتخابات انجام شده به وزارت كشور اعلام و وزارت كشور از طریق رسانه های گروهی نتیجه ی نهایی را به اطلاع مردم خواهد رساند و پس از آن است که از نظر قانونی می توان فرد منتخب را رئیس جمهور نامید، اما برخلاف نص صریح قانون درست یک روز پس از اعلام نتایج و قبل از رسیدگی شورای نگهبان به اعتراضات و شکایات و صحه گذاشتن آن بر انتخابات، مقام محترم رهبری فرمودند: "انتخابات 22 خرداد، با هنرنمایی ملت ایران، نصاب تازه‌ ای در سلسله‌ی طولانی انتخاب های ملّی پدید آورد. مشاركت بیش‌از هشتاد درصدی مردم در پای صندوقها و رأی بیست‌ و چهار میلیونی به رئیس جمهور منتخب، یك جشن واقعی است." آیا این سخنان تنفیذ زودهنگام نیست؟



در همین خطبه ها ضمن این که دیگران را از اجتماعات اعتراض آمیز که طبق اصل 27 قانون اساسی حق ملت است نهی فرمودند اعلام کردند اگر کسی اعتراضی دارد از مجاری قانونی پیگیری کند اما در همین سخنان تأکید داشتید که نتیجه ی انتخابات همین است که اعلام شده و امکان تغییر آن وجود ندارد و بدون توجه به انبوه دلایل و مدارک نامزدها درباره اشکالات موجود در انتخابات مجددا بر 24 میلیون رای یک نامزد صحه گذاشتید در حالی که هنوز هم شورای محترم نگهبان نظر قطعی خود را اعلام نکرده است. به عبارت ساده، فرموده اند معترضین از طریق قانونی شکایت خود را پیگیری کنند اما مطمئن هم باشند که به جایی نمی رسد. بنابراین توصیه ی ایشان مفهومی جز تسلیم شدن بدون دلیل به نتایج اعلام شده ندارد. اگر فقط یک نفر معترض بود شاید شایبه ای در آن القا می شد اما هر سه نامزد دیگر و حتی نامزدی که به رئیس فعلی دولت تبریک گفته معترض بوده و مدارکی متقنی برای اثبات تقلب ارائه کرده اند. ما با کدام حجت شرعی و قانونی مجاز هستیم تسلیم نتایج نادرست اعلام شده شویم.



اشتباه تایید شمار آراء اعلام شده که درست ساعاتی پس از انتخابات صورت گرفت وقتی که تکرار شد نشان داد دیگر یک اشتباه نیست بلکه یک جباریت است زیرا پس از بروز اعتراضات هم ایشان در همان خطبه های 29 خرداد با وجود این که دم از قانون می زد باز هم علی رغم این که هنوز شورای نگهبان شکایت را بررسی نکرده و نظر خود را اعلام نکرده بود بر رای 24 میلیونی احمدی نژاد تاکید کرد و گفت: «خط انقلاب، چهل ميليون رأي دارد؛ نه بيست و چهار و نيم ميليون كه رأي به رئيس جمهور منتخب است. چهل ميليون به خط انقلاب رأي دادند». این حرف نشان داد علی رغم این که به معترضان می گوید باید اعتراض خود را از راه قانونی پیگیری کنید تا تظاهرات خیابانی اما در همان خطبه ها نیز پیشاپیش اعلام می کند که رای احمدی نژاد همان 24 میلیون است و علاوه بر این اعلام می کند که این نتایج تغییر نخواهد کرد و دستکاری نخواهد شد چون اعتماد مردم را از بین می برد: «دشمنان همين اعتماد مردم را هدف گرفته اند؛ دشمنان ملت ايران مي خواهند همين اعتماد را درهم بشكنند. اين اعتماد بزرگترين سرمايه جمهوري اسلامي است، مي خواهند اين را از جمهوري اسلامي بگيرند؛ مي خواهند ايجاد شك كنند، ايجاد ترديد كنند درباره ی اين انتخابات و اين اعتمادي را كه مردم كردند، تا اين اعتماد را متزلزل كنند.



دشمنان ملت ايران مي دانند كه وقتي اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعيف خواهد شد؛ وقتي مشاركت و حضور در صحنه ضعيف شد، مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آن ها اين را مي خواهند؛ هدف دشمن اين است. مي خواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهوري اسلامي بگيرند. اين، ضررش به مراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيش تر است. اين، آن چيزي است كه با هيچ خسارت ديگري قابل مقايسه نيست. مردم بيايند در يك چنين حركت عظيمي اينجور مشتاقانه حضور پيدا كنند، بعد به مردم گفته بشود كه شما اشتباه كرديد به نظام اعتماد كرديد؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن اين را مي خواهد. اين خط را از پيش از انتخابات هم شروع كردند؛ از دو سه ماه پيش از اين. من اول فروردين در مشهد گفتم هي دارند دائماً به گوش ها مي خوانند، تكرار مي كنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. مي خواستند زمينه را آماده كنند. من آن وقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفي را كه دشمن مي خواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگویيد. نظام جمهوري اسلامي مورد اعتماد مردم است. اين اعتماد آسان به دست نيامده، سي سال است كه نظام جمهوري اسلامي با مسؤولانش، با عملكردش، با تلاش هاي فراوانش توانسته اين اعتماد را در دل مردم عميق كند. دشمن مي خواهد اين اعتماد را بگيرد...خواستند كام شما را تلخ كنند و نگذارند بالاترين نصاب مشاركت جهاني را دنيا به نام شما ثبت كند. خواستند اين كارها را بكنند؛ اما به نام شما ثبت شد. نمي شود آن را دستكاري كرد.»



بنابراین شورای نگهبان نیز برفرض این که می خواست بی طرف باشد با وجود تکرار و تأکید ایشان از فردای انتخابات در مورد میزان آرا و نتایج آن دیگر راهی جز تأیید نداشت چون جسارت رعایت قانون را که مقابله کردن با رهبر بود را ندارد.



قانون ستیزی رهبر:



حضرت امام خمینی(ره) در کتاب ولایت فقیه فرموده اند: «حکومت اسلام حکومت قانون و حاکمیت منحصر به خداست و قانون فرمان و حکم خداست. همه ی افراد از رسول اکرم(ص) گرفته تا خلفای آن حضرت و سایر افراد تا ابد تابع قانون هستند». «حاکم در حقیقت قانون است و همه در امان قانونند». علی هذا قانون، خون جاری در رگ های نظام اسلامی است اما آیا در این سال ها قانون نقض نشده است؟ آیا توقیف یا لغو مجوز بیش از دویست نشریه در چند سال اخیر که بسیاری از آن ها قبل از محاکمه، توقیف شدند و یا در محاکمات آن ها قانون نادیده گرفته شد (در صورت لزوم تمام موارد را با دلایل و مدارک اعلام خواهیم کرد) و نظر مقامات بلند پایه ی قضایی هم در بسیاری از این موارد نادیده گرفته شد قانون شکنی نبود و سزاوار اعتراض نیست؟ اگر لازم بدانید صدها مورد قانون شکنی آشکار و نقض گسترده ی حقوق شهروندان را با دلایل و مدارک ارائه خواهیم داد که متاسفانه یک بار هم مورد اعتراض واقع نشده اند و اگر شده بود کار ما امروز به اینجا نمی رسید.



بازداشت های گسترده پس از اعلام نتایج انتخابات چه معنایی داشت؟ در حالی که بسیاری از شخصیت های برجسته کشور که التزام قلبی و عملی شان به کشور و نظام بیش از کسانی است که در 4سال اخیر نظام را با بحران روبرو کرده اند و جرمی جز تلاش برای افزایش مشارکت مردم نداشته اند دستگیر می شوند و در دستگیری آن ها قانون حقوق شهروندی مصوب مجلس و شورای نگهبان زیر پا گذاشته می شود و افرادی که با یک احضاریه با پای خود به هر مرجعی می آمدند شبانه و سحرگاه برخلاف اصول 32 و 37 قانون اساسی و قانون حقوق شهروندی بازداشت می شوند که ممنوعیت قانونی دارد و باز هم برخلاف قانون به آن ها چشم بند زده می شود تا توهین و تحقیر کنند آیا این رفتارهای قانون شکنانه سزاوار اعتراض نیست؟ چرا [آیت الله] آقای خامنه ای متعرض این بازداشت ها و خشونت ها و قتل ها و قانون شکنی های گسترده در جریان دستگیرها نشدند؟ چرا نام ده ها تن از شهروندان عادی که بازداشت شده اند اعلام نمی گردید و اجازه ی وکیل داشتن که طبق اصل 35 قانون اساسی و بند 3 قانون حقوق شهروندی و ماده واحده مصوب مجمع تشخیص مصلحت در سال 1370 که دادرسی بدون وکیل را باطل می داند و نیز طبق سایر قوانین، حق آن هاست به آن ها داده نشد؟ آیا این ها قانون شکنی نیست؟



اعترافات:



در اعترافات افراد بازداشت شده، جملاتی با شباهت فراوان به سخنان زیر از [آیت الله] آقای خامنه ای به چشم می خورد: «ساز و كارهاي قانوني انتخابات در كشور ما اجازه ی تقلب نمي دهد. اين را هر كسي كه دست اندركار مسایل انتخابات هست و از مسایل انتخابات آگاه است، تصديق مي كند؛ آن هم در حد يازده ميليون تفاوت! يك وقت اختلاف بين دو رأي، صدهزار است، پانصدهزار است، يك ميليون است، حالا ممكن است آدم بگويد يك جوري تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما يازده ميليون را چه جور مي شود تقلب كرد!» این شباهت حیرت انگیز نشان می دهد که هدف از بازداشت اصلاح طلبان این بود که آنان را در شرایط زندان و شکنجه مجبور کنند اظهارات ایشان را در نماز جمعه تصدیق نمایند و این عملی باطل و گناه و مجرمانه است.



هزار سال است فقهای شیعه اقرار در زندان و در شرایط خوف را باطل می دانند و قوانین رسمی کشور هم آن را بی اعتبار می داند اما در دوره ی زعامت [آیت الله] آقای خامنه ای بارها اشخاصی را به بند کشیده و اقاریر آن ها را با هدف های سیاسی از رسانهی متعلق به ملت بدون اذن ملت پخش کرده اند هر چند برخلاف شرع و قانون بوده است. در حوادث اخیر نیز عده ای از شخصیت ها و جوانان را به زندان برده و تحت شکنجه جسمی و یا شکنجه ی روحی قرار داده و از زندان به همراه مامور به بیدادگاه فرمایشی و خلاف شرع آوردند تا آن چه را به آن ها دیکته شده بود در مورد پیوند با منافقین و بیگانگان و غیره بر زبان آورند. حال آن که اگر خود جناب آقای خامنه ای را هم فقط یک هفته به همین سلول ها ببرند به مسایلی بیش از این ها اعتراف خواهند کرد.



تحریف واقعیات:



در خطبه های تاریخی ایشان با اشاره به جنایت هواداران ایشان در کوی دانشگاه به گونه ای سخن گفته شده است که گویی هم آن ها که مضروب و مجروح و کشته شدند بسیجی بودند و هم آنان که کشته اند زیرا می گویند: «انسان دلش خون مي شود از بعضي از اين قضايا؛ بروند توي كوي دانشگاه، جوان ها، دانشجوها را- آن هم دانشجوهاي مؤمن و حزب اللهي را، نه آن شلوغ كن ها را- مورد تهاجم قرار بدهند، آن وقت شعار رهبري هم بدهند! دل انسان خون مي شود از اين حوادث». مضمون کلام هم این است که گویا اگر به خانه ی دانشجویان حمله کرده و معترضان را می زدند اشکالی نداشت. آیا اطلاع ایشان از حادثه ی خونین کوی دانشگاه از منابع موثق بود؟ اگر از ماهیت مهاجمان اطلاع نداشتند به گزارش کمیته ی حقیقت یاب مجلس شورای اسلامی مراجعه می کردند تا معلوم شود در این چند روز معترضان به انتخابات اغتشاش و جنایت کردند یا مدافعان دولت کنونی و همان لباس شخصی هایی که سال هاست در کمال امنیت، امنیت را از مردم سلب کرده خشونت می آفرینند. همان کسانی که عضو شورای شهر را ترور می کنند و مجازات نمی شوند و کوی دانشگاه را در سال 87 به خون کشیدند و تبرئه شدند.



شکستن حریم خصوصی مردم:



در حوادث اخیر گزارش های وافره ای واصل گردیده است مبنی بر این که اگر مردم از چنگ مهاجمان امنیتی یا لباس شخصی به خانه ای گریختند ماموران به آن خانه یورش برده و پناه بردگان و صاحبان خانه را با ضرب و شتم دستگیر کرده اند. همچنین در موارد بسیاری اتفاق افاده است که به خانه ی کسانی که تنها پناه خود را الله اکبر گفتن بر بام خانه می دانستند حمله ور شده و با خشونت آن ها را دستگیر کرده و با خود برده اند. از میان این خشونت ها ماجرای حمله به مجتمع مسکونی سبحان به صحن مجلس کشیده شد و کمیته ی حقیقت یاب مجلس گزارش تکان دهنده اش را منتشر کرد اما گوش شنوایی وجود نداشت. این حادثه ی غریبی است که روی بدترین جانیان را سفید کرده است زیرا خانه و حریم خصوصی مردم پناهگاه امن مردم بوده است اما ماموران استبداد می خواهند به مردم بگویند هیچ حریم امنی وجود ندارد و مردم حتی در خانه ی خودشان هم مرعوب باشند. این جرم در برابر چشمان دیگران صورت گرفت.



حرمت بیماران:



در شرع مقدس اسلام بر حرمت بیماران سفارش شده است به نحوی که حتی در جنگ با کفار نیز اگر بر مریضی دست یافتند مجاز به آسیب رساندن به او و اسارتش نیستند. این حکم از پیش از اسلام نیز وجود داشت و قاطبه ی شیعیان در هزار سال مرثیه خوانی اهل بیت عصمت و طهارات علیهم السلام کراراً از لسان اهل منبر و وعظ استماع فرموده اند که در دشت خونین کربلا هنگامی که سپاه یزید چنان جنایت و قساوتی در باب خانواده و اصحاب امام مظلوم روا داشتند اما هنگامی که به امام زین العابدبن بیمار، چهارمین امام شیعیان، رسیدند هیچ صدمه ای به آن وجود مبارک نزدند اما در حوادث اخیر جهانیان شاهد بودند که چگونه سعید حجاریان را که به ضرب گلوله یکی از همین کودتاگران در چند سال پیش تا آستانه ی مرگ رفت و زنده ماندن او توام بود با رنج معلولیت و بیماری و ناتوانی در راه رفتن و تکلم و نوشتن و... و تحت مراقبت دائمی پزشکی بود به اسارت گرفته شد به نحوی احساسات برخی از موافقان کودتا را هم جریحه دار کرده بود. البته بیماران متعدد دیگری هم در میان بازداشت شدگان بودند.



بنا بر آن چه تسطیر یافت مضاف بر تخلفات و مظالم گسترده سال های اخیر که باید مبسوطاً در رساله ی شکواییه دیگری به آن پرداخت، مسؤول اصلی بروز بی اعتمادی و درگیری و خشونت ها و کشتارها و زندان ها در انتخابات اخیر، شخص [آیت الله] آقای خامنه ای است و صلاحیت بقای در این مقام را ندارد.



مولا علی(ع) از ربوده شدن خلخال از پاي يك زن يهودي گريست و فرمود اگر مسلماني به خاطر اين ستم در سايه حكومت اسلامي، بمیرد سزاوار است و امام خميني(ره) ا ين داستان را هم به عنوان نمونه ديگري از جلوه‌هاي الگوي حكومت اسلامي در سال 57 ذكر كردند. (كوثر ج 3 ص 596)



علی هذا در برابر حوادث مؤلمه اخیره، همه ی حضرات مسؤول و مکلف بوده و مجاز به غمض عین نیستند وگر نه شریک آن مظالم خواهند بود. ترس از قدرت و ترس از مخلوق شرک است و عذر مقبولی به درگاه حضرت حق نخواهد گردید.



همانطور که حضرات وقوف دارند در جریان مظالم سال های اخیر و خصوصاً ماههای اخیر جناب [آیت الله] آقای خامنه ای شرایط مندرج در اصول پنجم و یکصد ونهم را از دست داده اند و مطابق اصل یکصد و یازده قانون اساسی جمهوری اسلامی خبرگان موظف به برکناری وی هستند و با توجه به این که چنین شخصی منعزل است هر نوع تعلل شما که منجر به ادامه ی وضع موجود و تبعات بعدی خواهد بود مسؤولیت دنیوی و اخروی آن مستقیماً بر عهده ی شما خواهد بود.



جمعی از علما و فضلای حوزه های علمیه قم، اصفهان و مشهد

24 مرداد 1388
منبع: جنبش سبز به نقل از سایت جرس

4میلیون کودک بازمانده از تحصیل در ایران

خبرگزاری مهر: معاون اسبق حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش در حالی که معاون نهضت سواد آموزی از وجود یک میلیون و 800 هزار کودک لازم تعلیم بازمانده از تحصیل خبر می دهد گفت: این آمار غیر واقعی است و هم اکنون چهار میلیون بازمانده از تحصیل در سن آموزش در کشور حضور دارند.



حسن الحسینی افزود: بر اساس تحقیقاتی که در زمان حضور من در آموزش و پرورش انجام شد، بیش از سه میلیون دانش آموز بازمانده از تحصیل در کشور وجود داشت و هم اکنون این رقم به مرز چهار میلیون نفر در سن تحصیل رسیده که این به معنای پمپاژ بی سوادی به جامعه است.



این اظهارات در حالی از سوی حسن الحسینی مطرح می شود که بر اساس تحقیقی که در دفتر آمار سال تحصیلی 87-86 وزارت آموزش و پرورش در سال تحصیلی گذشته انجام شده است، 709 هزار و 854 دانش آموز در پایه های تحصیلی اول ابتدایی تا اول متوسطه در امتحانات خرداد ماه تجدید و 276 هزار و 440 دانش آموز در سال گذشته مردود شده اند.



این کارشناس مسائل آموزشی درباره علت افزایش بازماندگان از تحصیلان گفت: خانواده های فقیر تحت شرایط سنگین مالی قطعا تمام پول سبد مصرفی خود را صرف هزینه های ضروری تر می کنند و بدین ترتیب فرزندانشان از تحصیل محروم می مانند. کما اینکه هم اکنون این وضع در کشور وجود دارد.



معاون اسبق حقوقی وزارت آموزش و پرورش افزود: با توجه به فقری که در جامعه وجود دارد حتی اگر هم اعتبارات آموزش در سبد مصرف خانوار ایرانی افزایش یابد باز هم تعداد بازماندگان از تحصیل افزایش خواهند یافت.
صداي معلم