۱۳۸۸ دی ۲۵, جمعه

آدرس جديد كانون صنفي معلمان ايران


وبلاگ"كانون صنفي معلمان ايران"آغاز به كار كرد.
به نام خداوند جان وخرد


با سلامي ديگر بار به همه ي
هم وطنان گرامي و فرهنگيان ارجمند

به اطلاع مي رساند وبلاگ "كانون صنفي معلمان ايران" كه پيش از اين به آدرس www.moalleman1.com در بازتاب مسائل آموزش و پرورش و نظرات فرهنگيان فعال بود؛ در حال حاضر به دليل پاره اي مشكلات،امكان به روز شدن ندارد. بنابراين تصميم گرفته شد كه با وبلاگ جديدي كار اطلاع رساني را ادامه دهيم.
از اين رو وبلاگ جديد كانون به

خدمت شما بزرگواران معرفي مي شود.

اميدواريم همچون گذشته،باهمدلي و هم فكري و

با نظرات سازنده ي خود، ما را ياري وهمراهي نماييد.

۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

متن کامل نامه و پیشنهادات آقای کروبی برای برون رفت از بحران

بسمه تعالی



ملت آزاده و عزادار ایران؛


آنچه در عاشورای حسینی بر این ملک و دیار رفت، مایه نگرانی و آزردگی هر انسان آزاده و مسلمانی بود؛ آنچه از خشونت عریان به چشم دیدیم و آن کشتار بیرحمانه چیزی نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت.خشونت برخی نیروهای حافظ امنیت و ارزان شدن جان آدمیزاد بدانجا رسیده است که در ظهر عاشورا در جمهوری اسلامی ایران با خودرو انتظامی ، مردم زیر گرفته می شوند و از بلندی پرتاب می گردند و سینه آنها را هدف گلوله قرار می دهند؛ لابد به آن دلیل که از رای خود پرسیده و صدایی برای حق خواهی بوده اند.

و با این حال زبان ها را بسته می خواهند تا صدای دلخراش این جنایت به گوش ها نرسد. گویی که خدا ناظر بر این رفتارها نبوده است و آنچه بر عزاداران حسینی رفته را ندیده است. و گیریم که همگان را با ارعاب و تهدید به سکوت وادارند اما با فیلمها و تصاویری که جان دادن شیعیان حسینی در روز عاشورا را به تصویر می کشد و تصویری که به نام جمهوری اسلامی برای آیندگان به یادگار خواهد ماند چه می توان کرد؟ به راستی که بر این ماتم باید گریست.
حوادث بازداشتگاهها و ماجرای کهریزک و خشونت به زنان و دستگیری های فله ای و دادگاههای فرمایشی و ارعاب تئوریزه شده کم بود که دست آقایان به خون مردم در روز عاشورای حسینی نیز آغشته شد. طنز ماجرا اما آنجاست که طلبکار هم می شوند. دست پیش می گیرند مبادا که پس بیافتند. شب عاشورا به حسینیه جماران یورش می برند و با این حال از شکسته شدن حرمت امام و عاشورا نیز سخن می گویند. با چاقو و قمه به جان مردم در تهران و مشهد می افتند و بعد حکم محاربه برای دیگران صادرمی کنند. مواجب بگیران را به جان مردم می اندازند و مردم را فریب خورده و مزدور اجنبی می خوانند. منتقدان خود را منافق می نامند و کسی را روانه زندان می کنند که پدرش شهید مظلوم آیت اله بهشتی، قربانی منافقین بوده است. او را بازداشت می کنند آن هم در دانشگاه و در سر کلاس درس. البته آقایان حرمتی نیز برای دانشجو و دانشگاه باقی نگداشته اند و دانشگاه را پادگان کرده اند. دیدیم که چگونه در شانزدهم آذر ماه به دانشگاه قشون کشی کردند و دانشجویان را روانه زندان ساختند.

مردم ایران چه شیعه و چه سنی همواره احترامی خاص برای اهل بیت و مراسم مذهبی در ایران قائل بوده و هستند. آنچنانکه مسیحیان نیز در عاشورای حسینی نذر و نیاز خود را ادا می کنند و بی حرمتی به عاشورا در مملکت ما امری بی سابقه بوده است. البته شکستن حرمت عاشورا اگر از کسی سرزده باشد نیز محکوم است و پرواضح است که ارتکاب چنین اتهامی باید در دادگاه صالح رسیدگی ومطابق قوانین کشور مرتکبین مجازات گردند اما آقایان به عینه حرمت عاشورا را شکسته اند و با این حال مردمی چنین نجیب را به شکستن حرمت عاشورا متهم می کنند؛ انگار ندیده اند که شهیدان ما در عاشورای امسال لباس سیاه بر تن داشتند. گناهی را با گناه دیگر می شویند و یک دروغ را با دروغ دیگر تکمیل می کنند. گویا برای هدفی مقدس می توان دروغ را بر دروغ انباشت. آقایان از اندیشه ماکیاولی تنها همان جمله را خوب آموخته اند که هدف وسیله را توجیه می کند. دروغ می گویند اما تا به کی؟
همه اینها را انجام می دهند و جالب است که آنقدر احساس ترس و تنهایی می کنند که علما و چهره ها را در تنگنا قرار می دهند تا بیایند و با مظالم شان همراه شوند. امامان جمعه را بسیج می کنند تا در حرکتی هماهنگ به میدان بیایند و منتقد معترض را محارب بخوانند و راه را برای یک سناریوی از پیش طراحی شده دیگر بگشایند. معنای همه چیز وارونه شده بود که محارب نیز بر آن افزوده شد. نمی دانستیم که طلب کردن رای خود و اعتراض به دزدی سیاسی نیز از نگاه آقایان مساوی با محاربه و مصداق مفسد فی الارض است. تقسیم مردم به شهروند درجه یک و دو و خس و خاشاک کم بود که مردم را بزغاله و گوساله نیز نامیدند. مرحبا به این جسارت و بی پروایی!
خدایا تو شاهد باش که برای چهار روز حکومت چه آبرویی از اسلام و انقلاب بردند و چه ارزان موجبات تنفر مردم از روحانیت را فراهم کردند. خدایا تو شاهد باش که چگونه یک جدال سیاسی را به یک جنگ مذهبی تبدیل کردند تا بتوانند به نام دین، حق خواهی سیاسی مردم را سرکوب کنند. کار ما بدانجا رسیده است که یک گروه سیاسی به نام جامعه مدرسین اطلاعیه می دهد و یک مرجع عالیقدر، آیت الله العظمی یوسف صانعی را از مرجعیت سلب می کند. جامعه مدرسین فعلی گویا تصور می کند از همان جایگاهی رفیعی برخوردار است که جامعه مدرسین پیش از انقلاب و در ابتدای انقلاب برخوردار بود. برخی از اعضای تازه به دوران رسیده جامعه مدرسین در غیاب اساتید گرانقدر بر این خیال خام‌اند که یک مرجع را با یک اطلاعیه می توان از مرجعیت به در کرد. در حکومت اسلامی به مسجد و منزل و مدرسه عالم مجاهد آیت الله علی محمد دستغیب به خاطر اظهار نظری حمله ور میشوند و مردم را با توسل به زور از مسجد بیرون و خانه خدا را پلمپ می کنند. به نام مذهب، حکومت می کنند و با این حال چنین آبرو از مذهب می برند.
در این آشفته بازار اگر چهره ای همچون جناب آقای میرحسین موسوی نیز نجیبانه پیشنهادهایی را برای عبور از بحران پیشنهاد می کند پاسخ او هتاکی و توهین هایی است که از هر سو سرازیر می شود. گویی برخی از دست اندرکاران امور نه تنها تمایلی به آرامش ندارند که نان خود را در تنور بحران و آشوب و سرکوب می بینند و راه توفیق خود در قدرت را صرفا با وجود چنین شرایطی گشوده می یابند و بحران را با بحرانی دیگر پیوند می زنند. حال آنکه خروج از بحران در گرو اجرای کلیه اصول قانون اساسی است ؛ امری که شرط اساسی آن استقلال قوه قضائیه و اجتناب از سیاست در امر قضاوت است؛ همچنان که امام بزرگوار نیز فرمودند “قوه قضائیه قوه ای است مستقل و هیچ مقامی حق دخالت در آن را ندارد” و “قضات نیز نباید گوش به هیچ کس بدهند”. ما کجا و توصیه حضرت امام کجا!
آری، عده ای بر این گمان اند که با بستن تمام روزنه های اصلاح و دربند کردن تمام اصلاح طلبان، چراغ اصلاح طلبی خاموش خواهد شد و پرچم مبارزه با دروغ و فریب بر زمین خواهد افتاد. من اما شهادت می دهم که ارعابها و تهدیدهای روزافزون، نه تنها مرا در پیمودن مسیری که در پیش گرفته ام سست تر نکرده که راسخ تر کرده است و به واسطه ایمانی که به راه خویش دارم خود و فرزندانم را آماده هر گونه مصیبتی نیز ساخته ام. به نظر اینجانب خروج از بحران دامنگیر فعلی توجه به موارد ذیل خواهد بود:

 
۱- اعتراف و توبه ظالمان و بخشش مردم: آنانی که مسبب مظالم عاشورای حسینی و حوادث پس از انتخابات بوده اند باید توبه کنند نه آنهایی که برای احقاق رای خود شهید داده اند. آنهایی باید توبه کنند که چوب حراج بر ثروت ملی کشور زده اند و از کیسه مردم حاتم بخشی کرده اند و مردم را در فقر و تنگدستی رها کرده اند. آنهایی باید توبه کنند که افراد بی صلاحیت را تایید صلاحیت کردند و افراد واجد صلاحیت را رد و مردم را از حق انتخاب کردن محروم ساختند و برای تغییر رای مردم جواز صادر کردند و اعتراض مردم را با گلوله سرکوب نمودند. آنهایی باید توبه کنند که دانشجویان را از تحصیل محروم کردند و بی دانشان را بر صدر نشاندند. توبه ظالمان اولین راه بازگشت آرامش به کشور و تسکین دل های داغدیده است. مردم ایران اهل زیاده خواهی نیستند. توبه کنندگان را که به گناه خود اعتراف کنند خواهند بخشید اگرچه ظلم آنها را فراموش نخواهند کرد. نه کسی به دنبال انتقام است و نه انتقام گیری درمانی بر ظلمهای رفته بر مردم خواهد بود.

 
۲- انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی و کنوانسیون های بین المللی است که ما آنها را امضا کرده و به اجرای آنها متعهدیم. آزادی مطبوعات و به رسمیت شناختن فضای نقد و نقادی ، آزادی زندانیان سیاسی و حاکمیت حقوق ملت حرکت در مسیر اصلاحی است. نمی توان افراد را به صورت فله ای بازداشت و محاکمه کرد و بدون وکیل و هیات منصفه و به صورت غیرعلنی و در فضایی امنیتی و بدون رعایت اصول آیین دادرسی هر اتهامی را بر آنها بار کرد و با این حال دم از انقلاب و جمهوریت و اسلامیت نیز زد. انقلاب ما به انحراف رفته است و این انحراف تنها با به رسمیت شناختن آزادیهای مصرح در قانون اساسی اصلاح خواهد شد.
٣- پرهیز از خشونت : احیای آزادی ها و مبارزه با استبداد را تنها با ابزار اصلاحات می توان پیش برد. ما معتقد به اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی متکی بر آرای ۹٨ درصدی هستیم نه جمهوری اسلامی ای که ارزشی برای رای مردم قائل نیست. بر این اساس ما معتقد به اصلاحات و مبارزه غیر خشونت آمیز برای بازگرداندن قطار انقلاب به ریلی هستیم که از آن خارج شده است. برای پیش برد مبارزه ای مسالمت آمیز نباید به دامان خشونت افتاد. اگرچه من اطمینان دارم که برخی از دست اندرکاران امور از افزایش خشونت استقبال می کنند چه آنکه آنها تنها در فضایی آکنده از خشونت است که می توانند راه را برای سرکوب بگشایند. از اینرو پرهیز از خشونت اصلی اساسی در حق خواهی اصلاح طلبانه ما بوده است و خواهد بود.

 
۴- ریشه یابی و علت یابی حوادث اخیر: دستگاههای امنیتی بهتر است که به جای پروژه های نخ نما شده و اعتراف گیری های بی حاصل به دنبال ریشه یابی اتفاقات باشند. به فرض که مردم معترض رفتاری تندتر از انتظار نیز در روز عاشورا از خود نشان داده باشند باید به سراغ علت ها رفت نه نتیجه. کلام خداست که ” فریاد توام با تندی را دوست ندارد مگر آنکه فریاد مظلوم باشد”. اگر خشونتی از سوی برخی از مردم سرزده است باید دید که چه برخوردی با آن جمعیت میلیونی در بیست و پنجم خرداد که تنها شعارشان سکوت بود صورت گرفت که آنها چنین تغییر مشی داده اند؟ آیا اگر خشونتی از سوی برخی معترضین صورت گرفته باشد نتیجه خشونت برهنه و ظلمی نیست که بر آنها روا شده است؟ دستگاههای امنیتی به جای آنکه در توجیه حوادث و سناریوی ذهنی خود بر دایره بازداشت ها بیافزایند بهتر آن است که ریشه این مظالم و خشونت ها را شناسایی کنند؛ که از دیدگاه اینجانب ریشه این اتفاقات و مظالم و عصبانیت مردم نیز به انتخابات ریاست جمهوری ٨۴ بر می گردد؛ انتخاباتی که نقطه آغازی در نادیده گرفتن رای و حق مردم بود.

 
۵- من مهدی کروبی آمادگی خود را برای مناظره با هر نماینده ای از سوی حکومت اعلام می کنم تا مشخص شود که این انقلاب را چه کسانی به انحراف بردند و مسئول مظالم رفته بر مردم چه افراد و گروه هایی هستند. ما را منافق و فتنه جوی و وابسته به دولتهای غاصب وسلطه جو خوانده اند. شیوه ما البته این نیست که مخالف خود را منافق و ضدانقلاب و برگشته از اسلام بخوانیم. اما تنها یک مناظره واقعی که مردم نظاره گر مستقیم آن باشند روشن خواهد ساخت چه کسی با حق است و چه کسی بر حق؛ چه کسانی از منافع ملی، عزت و سربلندی مردم بزرگ ایران و آرمان های امام فاصله گرفته و چه کسانی هنوز بر آن آرمان ها پایبند هستند. در این میان داوران اصلی مردم خواهند بود و چه داوری بهتر از مردم.
مهدی کروبی

۲۱ دی ماه ۱٣٨٨

منبع : http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=26413











چرا بايد تلفن همراه خودرا در پمپ بنزين خاموش کنید.



تا حالا پيش آمده كه در پمپ بنزين از شما خواسته باشند كه موبايل تان را خاموش كنيد وشما تعجب كرده ايد !اگر نه!!!حتما اين كار را انجام دهيدزيرااين كاربراي امنيت شما بسيار مهم است ادامه مطلب را مطالعه نماييد تا پي به راز خاموش كردن تلفن همراتان در جاهايي كه مواد اشتعال زا قرار دارد ببريد.

اين گونه مسايل هميشه اتفاق نمي افتد بلكه فقط يك باراتفاق مي افتد آن وقت ديگر پشيماني سودي ندارد.



مواد لازم برای این آزمایش

۱ عدد ماهیتابه، 3 قطعه ی کوچک فلزی مثل شکل، 1ورق فویل، 1عدد موبایل، مقداری نفت یا بنزین

سه قطعه ی فلزی رو به شکل L خم کنید و در ماهیتابه بگذارید،



ورقه ی آلومینیومی (فویل) رو مچاله کنید و روی این قطعات بذارید، مقداری نفت یا بنزین روش بریزید:


حالا با گوشیتون در نزدیکی ماهیتابه به یکی از دوستانتون زنگ بزنید، کمی صبور باشید، بالاخره اتفاق خواهد افتاد.



آتش...!!!



تعجب کردیند؟! یادتون باشه این آزمایش رو در محلی امن انجام بدید، و دفعه ی بعد

در پمپ بنزین تلفن همراه خود را خاموش کنید.
منبع: وبلاگ وكام ۲

موج خون : آهنگ جدید و بسیار بسیار زیبا و بی نظیر از استاد شجریان و پریسا

آهنگ جدید و بسیار بسیار زیبا و بی نظیر از استاد شجریان و پریسا بنام موج خون . با 2 کیفیت



نکته: این آهنگ بعد از دستگیری کوتاه مدت استاد شجریان به علت مصاحبه در شبکه VOA منتشر شده


فرمت : MP3 / کیفیت : 128kbps




فرمت :Wma / کیفیت : 64Kbps



گرفته شده از : سيمرغ موزيك
 

۱۳۸۸ دی ۱۹, شنبه

پند لقمان

روزي لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند مي دهم که کامروا شوي.



- اول اين که سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري!


- دوم اين که در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي.


- و سوم اين که در بهترين کاخها و خانه هاي جهان زندگي کني.


پسر لقمان گفت اي پدر ما يک خانواده بسيار فقير هستيم چطور من مي توانم اين کارها را انجام دهم؟


لقمان جواب داد:


- اگر کمي ديرتر و کمتر غذا بخوري هر غذايي که مي خوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد.


- اگر بيشتر کار کني و کمي ديرتر بخوابي در هر جا که خوابيده اي احساس مي کني بهترين خوابگاه جهان است.


- و اگر با مردم دوستي کني، در قلب آنها جاي مي گيري و آن وقت بهترين خانه هاي جهان مال توست.

وبلاگ زوج خوشبخت

دیالکتیک تحقیر و اهانت

ديالکتيک «تحقير و اهانت»



احمد پورنجاتي

روزگاري در جايي خوانده بودم؛ «امين» برادر مامون و فرزند هارون الرشيد خليفه عباسي روزي از پدرش پرسيد که اين چه حکمت است که تو موسي بن جعفر (امام کاظم(ع)) را به حضور فرامي خواني و بسيار تکريم و احترام مي کني و مراتب ارادت ابراز مي داري و حتي الباب بدرقه مي کني اما بلافاصله فرمان حبس و زجر ايشان به ماموران ابلاغ مي داري؟ هارون پاسخ داد؛ «الملک عقيم،»

اين همان تعبير رايج در ميان توده مردم است که؛ سياست، پدر و مادر ندارد.

اما نه، همچون بسياري از «مشهورات زمانه» که در پرتو آرمان ها و ايده آل هايي که در انقلاب اسلامي داشتيم، تغيير و تحول ماهيتي پيدا کرد يا دست کم قرار بود چنين دگرگوني و تفاوت ماهيتي پيدا کند سياست نيز در ذهن و زبان و دل ما پدر و مادر پيدا کرد. دلخوش بوديم تا سال ها، اما گويي «طبع سياست»، ساختارشکن و هله هوله خوار و زياده طلب است.

براي رسيدن به مقصد و پر کردن شکم سيري ناپذيرش، به هيچ حد و قواره و قاعده و پيمانه يي محدود نيست. مصرف همه چيز را براي خود مباح مي داند. ممکن است در آغاز اندکي پرهيز و مبالات به خرج دهد، حرام خواري نکند و از چيزهاي شبهه ناک بپرهيزد اما يد بيضاي «اضطرار» و به تعبير دقيق تر «مصلحت»، اندک اندک پاي «اکل ميته» و حرام خواري را نيز به سفره اش باز مي کند. اگر مراقبش نباشي، ناگهان چشم باز مي کني و مي بيني «سياست» که قرار بود از جنس «حکمت عملي» باشد و آميخته به اخلاق و مروت و معيارهاي ديني و اصلاً عين ديانت باشد، تجسم و تبلور بي اخلاقي و ناجوانمردي و مرزشکني ديني شده است، البته همچنان با همان کارت شناسايي «سياست پدر و مادردار» و داعيه هاي خروارخروار و افاده هاي طبق طبق.

اکنون مي خواهم به يکي از کالاهاي مصرفي «سياست هله هوله خوار» اشاره کنم؛ «تحقير و ناسزا و اهانت».

محمدرضا پهلوي در آستانه اجراي به اصطلاح انقلاب سفيد و در کشاکش پاره يي اعتراض ها به ويژه از سوي محافل ديني و شخصيت هاي روحاني و برخي مراجع تقليد، روزي به شهر قم آمد و در ايوان حرم حضرت معصومه(س) با لحني سرشار از خشم و بي ادبي، نسبت به روحانيت اهانت کرد که من از تکرار آن تعبيرهاي سخيف مي پرهيزم. او البته بعدها نيز اين شيوه را در کتاب هاي «انقلاب سفيد» و «ماموريت براي وطنم» درباره شخصيت حضرت امام(ره) تکرار کرد.

ترديد ندارم و به گواهي آنچه مشخصاً در خانواده و بستگان و آشنايان و اکثريت مردم کوچه و بازار شهر قم شاهد بودم، ادعا مي کنم سياست دشنام خوار و اهانت بار و جسارت آميز شاه نسبت به کليت روحانيت و به ويژه نسبت به شخصيت هاي مورد احترام مردم متدين، نه تنها موجب مخدوش شدن اعتبار آنان نزد مردم نشد بلکه آتش خشم و ابطال را در اندرون مردم عليه شاه و رژيم او برانگيخت و پيوسته بارور کرد.

از آن سال تا آستانه انقلاب اسلامي که يک بار ديگر در سال 56 سياست همراه با دشنام و تحقير و اهانت در آن مقاله معروف که به نام رشيدي مطلق در روزنامه اطلاعات منتشر شد گويي «زهدان جامعه» دست به کار پرورش «نوزاد انتقام» و واکنش مناسب به آن تحقير و اهانت ها بود. انگار جامعه ايران در آخرين سال هاي سلطنت شاه تنها سقوط او را طلب نمي کرد، به تحقير او نيز مي پرداخت.

اين «ديالکتيک تحقير و اهانت» را نبايد دست کم گرفت. اگر چرخه معيوب و خطرناک و پيشرونده «دشنام و تحقير» به جريان افتد، باز ايستادن آن کار کرام الکاتبين است. تحقير پاسخي جز تحقير متقابل ندارد. آنگاه که «شخص» يا «شخصيت» يا «ارزش هاي مورد احترام» ديگران را مورد آماج «تحقير و دشنام و اهانت» قرار مي دهي، بي ترديد منتظرش باش که شعله هاي آتش خشم و دشنام و ناسزاي انتقام جويانه، دير يا زود، کم يا بيش، برانگيخته و دامنگيرت شود. قرآن کريم در سوره انعام، آيه 108 خطاب به مومنان مي فرمايد؛ «ولا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدواً بغير علم». (به آنان که جز به خداي واحد ايمان دارند (مشرکان) اهانت و دشنام روا مداريد چون آنان نيز متقابلاً و از روي ناآگاهي نسبت به خداوند اهانت مي کنند.)

امام علي(ع) نيز در گرماگرم مبارزه نظامي با دشمن، آنگاه که مشاهده کرد يکي از ياران و همرزمان او به حريف يعني به لشگريان دشمن دشنام مي دهد، برافروخته و معترض فرمود؛ من از اينکه شماها اهل فحش و اهانت باشيد کراهت دارم (يعني متنفرم).

بسيار خوب، اگر «سياست بي پدر و مادر» از جنس «الملک عقيم» هله هوله خوار است، لازم باشد دروغ مي گويد، فريب مي دهد، تحقير مي کند، ناسزا و دشنام به ديگران و به ويژه به مخالفان سياسي و منتقدان خود را به مثابه يک تاکتيک بازدارنده مباح و حتي مفيد و موثر مي داند بگذار تا برود و سرش به سنگ انتقام بخورد. آنچنان که در تاريخ تحولات انقلاب اسلامي شاهد بوديم.

اما اگر «سياست عين ديانت» معرفي شده يا دست کم چنين داعيه يي بر سر هر کوچه و بازاري هست، پس اين همه رواج بي پروايي در ناسزاگويي و تحقير و اهانت و نسبت هاي ناروا- که گاه متضمن ضرورت اجراي حدود الهي است- چه معني دارد؟

متاسفانه در اين چند ماه- از آستانه برگزاري انتخابات دوره دهم رياست جمهوري تاکنون- شاهد يک روند لجام گسيخته و فزاينده و بي مزاحمت در مصرف انواع و اقسام دشنام ها و اهانت ها و لقب دادن ها و تشبيه هاي ناشايست از سوي برخي اشخاص، تريبون ها و رسانه هاي شناخته شده و عموماً وابسته به يک جريان سياسي خاص نسبت به شخصيت ها و ارزش هاي مورد احترام بخش گسترده يي از جامعه بوده ايم.

حيرت و تاسف بيشتر از آنجاست که برخي مصرف کنندگان واژه هاي دشنام گونه و اهانت آميز را به نام نظام يا ترويج دين انجام مي دهند.

به کارگيري تعبيرها و القابي همچون «خس و خاشاک»، «بزغاله و گوساله»، «عمرسعد»، «عامل سيا و موساد»، «مرتد»، «محارب» و از اين دست که لابد براي تحقير يک شخص يا شخصيت يا ارزش هاي مورد احترام بخشي از مردم يا حتي يک جريان سياسي منتقد به فراواني در نوشته ها و گفته ها ديده و شنيده ايم، هيچ توجيه اخلاقي و ديني و وجداني ندارد.

آنگاه نبايد از «ديالکتيک تحقير و اهانت» غافل بود. کلام خداوند را فراموش نکنيد. همه چيز در اختيار کسي که پروژه «دشنام دادن و تحقير کردن» را مي آغازد، نيست. اگر او ابتکار آغاز کردن اين شيوه نامطلوب و ناجوانمردانه را در اختيار دارد، نبايد گمان کند ابتکار واکنش طرف مقابل را نيز مي تواند مديريت کند.

مجال کوتاه اين نوشته براي واکاوي و داوري دقيق بسنده نيست و اين قلم نيز چنين داعيه يي ندارد. اما بي گمان يکي از عوامل چندگانه بروز برخي مرزشکني ها و جسارت هاي غيرقابل توجيه نسبت به ارزش هاي مورد احترام نظام و انقلاب اسلامي، تاثير همين «ديالکتيک تحقير و اهانت» بوده است.

اگر حساب و کتابي در کار باشد، اگر نظارت هوشمندانه و مسوولانه يي از سوي مراجع ارشد و موثر نظام بر گفتار و نوشتار منسوبان به نظام صورت گيرد پس آنگاه کسي به خودش اجازه نمي دهد هر روز اينجا و آنجا در آن روزنامه و تريبون رسمي و محفل مذهبي بي هيچ دغدغه اخلاقي و ديني و حقوقي و قضايي هر چه مي خواهد به طرف مقابل بگويد و انتظار داشته باشد کمترين عصبانيت و واکنش مشابهي توليد نشود.
شايد اگر هيات نظارت بر مطبوعات که مدتي است به صورت شبانه روزي عمدتاً براي مطبوعات و خبرگزاري هاي منتقد دولت تذکرنامه و اخطاريه صادر مي کند، مسوولانه و خيرخواهانه اندکي نيز به ماجراي رواج «تحقير و اهانت و ناسزا» توجه مي کرد و جلوي تيترهاي هرروزه و چند ستوني برخي روزنامه ها را که مصداق بارز اهانت است، مي گرفت کار به اينجا نمي کشيد. «ديالکتيک تحقير و اهانت» را جدي بگيريد.(۱)
--------------------------------------------------
(۱)-منبع :روزنامه اعتماد / اسرار قلم

معلمان چه شاغل و چه بازنشسته قربانی تبعیض بوده و هستند ...

بازنشستگان آیینه تمام نمای شاغلان هستند .

اما به نظر می رسد همان گونه که بین شاغلان تبعیض وجود داشته و دارد بین بازنشستگان هم این تفاوت های معنی دار جریان دارد !
وقتی فردی بازنشسته می شود دیگر این تفاوت ها چه معنی می دهد !



مطلب زیر مشاهده وضعیت یک بازنشسته از دید کسی است که زمانی الگوی او محسوب می شده است ...



معلمان چه شاغل و چه بازنشسته قربانی تبعیض بوده و هستند ...



دیروز معلم بازنشسته ای را دیدم که با موی سپید و لباس مرتب همان کت شلواری که در کلاس به تن می کردند با یه ساک روی دوش و مقداری لوازم تحریر روی دست داشت دست فروشی می کرد.



وقتی نگاهم در نگاهش گره خورد قلبم فرو ریخت این چهره چقدر برای من آشنا بود .



نگاه مهربانی داشت و لبخندی دلنشین که یادآور دوران شیرین تدریس بود. رفتم جلو می دونستم که منو نمی شناسه. ۲تا از لوازمش را خریدم و پرسیدم شما کارت همینه ؟ لبخندی تحویلم داد و گفت : بله باید برای گذران زندگی نون درآورد . چهره ام پر از غم شده بود به زور جلوی خودم را گرفتم که اشک نریزم، با صدای لرزان گفتم با این سن خیلی سخته دست فروشی.!!؟!!



جواب داد: دخترم عوضش نون حلال دارم درمی یارم، کار که عار نیست......



ازش دور شدم و رد نگاهش را پشت سرم احساس کردم. از کنارش که گذشتم اشکام بی اختیار روی گونه ام غلتید و یاد روزی افتادم که با برادرم رفته بودم مدرسه که به علت نرفتنش به مدرسه توضیح بدم و این آقا که الان دست فروشی می کرد به عنوان معلمشان با من صحبت کرد و حالا سالهاست که از اون روز می گذرد حداقل ۱۵ سال، ولی چهره اش عوض نشده اون موقع هم جوون نبود و سن و سال دار بود ....

سخن معلم  - وبلاگ یک زوج خوشبخت

۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه

تحریم امتحانات از سوی دانشجویان معترض

راديو زمانه : گروهی از دانشجویان در اعتراض به بازداشت همکلاسی‌های خود و رفتار خشونت‌بار با دانشگاهیان، از شرکت در امتحانات پایان ترم خودداری کرده‌اند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، گروهی از دانشجویان دانشگاه پلی‌تکنیک در اعتراض به بازداشت ۱۲ دانشجوی این دانشگاه، بیش از ۴۰ امتحان را تحریم کرده‌اند.

تحریم امتحانات دانشگاه امیر‌کبیر از ۱۲ دی ماه آغاز شده و دانشجویان اعلام کرده‌اند که همچنان از حضور در جلسه امتحان خودداری خواهند کرد.
مسئولان آموزش عالی ایران نیز تهدید کرده‌اند که با دانشجویان «خاطی» برخورد می‌کنند.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، حسین نادری‌منش، معاون آموزشی وزارت علوم گفته که برای دانشجویان غایب، «نمره صفر» در نظر گرفته خواهد شد.

آقای نادری‌منش افزوده است: «اگر شرکت نکردن دانشجویان در امتحانات در راستای جریانات اخیر باشد، برخوردهایی فراتر برایشان در نظر گرفته خواهد شد.»

آن‌طور که خبرنامه امیرکبیر گزارش کرده، طی چند روز گذشته، ۱۵ دانشجو در این رابطه به کمیته انضباطی دانشگاه پلی‌تکنیک احضار شده‌اند.

محمدعلی محققی، معاون آموزشی وزارت بهداشت هم گفته است کسانی که در امتحانات شرکت نمی‌کنند، «دانشجویان معتبر» نیستند.

به گفته آقای محققی، «دانشجوی معتبر برای لغو امتحانات خود توطئه نمی‌کند.»

براساس این گزارش، برخی دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه‌های دیگر نیز در اعتراض به وضعیت موجود از شرکت در امتحانات پایان ترم خودداری کرده‌اند.

وب‌سایت الف هم گزارش کرده که امتحانات دانشجویان رشته‌های پزشکی، داروسازی و دندان‌پزشکی دانشگاه تهران به تعویق افتاده است.

این وب‌سایت، علت به تعویق افتادن این امتحانات را «افراطی‌گری» برخی دانشجویان عنوان کرده است.

دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه نیز با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرده‌اند در صورت ادامه بازداشت دانشجویان و یورش به دانشگاه‌ها، کلاس‌های درس و امتحانات را تحریم خواهند کرد.

پیش از این نیز دانشجویان دانشگاه‌های پلی تکنیک و علم و صنعت، بیانیه‌هایی با همین مضمون منتشر کرده‌ بودند.


۱۳۸۸ دی ۱۴, دوشنبه

نامه سرگشاده اساتید دانشکده فنی تهران به رهبر جمهوری اسلامی

در مجموعِ مسئولين دولتي و قواي ديگر توان و پتانسيل لازم براي حل ريشه اي مشكلات حاضر را نمي بينيم


جنبش راه سبز (جرس): بیش از 88 تن از اساتید دانشکده فنی دانشگاه تهران با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به آیت الله خامنه ای اعلام کردند که در مجموعِ مسئولين دولتي و قواي ديگر توان و پتانسيل لازم براي حل ريشهاي مشكلات حاضر رانمی بینند.


به گزارش خبرنگار جرس ، امضا گنندگان این نامه با تاکید بر اینکه . نيت تمام امضاء كنندگان اين نامه چيزي جز اصلاح امور مملكت و دين و دنياي مردم نيست و انتظار داريم كه اين نامه هم از اين منظر نگريسته شود، نوشته اند: حمله هاي شبانه به خوابگاه، مأمن، مأوا و محل زندگي دانشجوي بي پناه و يورش روزانه به آنان در صحن دانشگاه، محل تحصيل علم و پژوهش، نه نشان قدرت و صلابت نظام است و نه ضرب و شتم و زندان دسته جمعي آنان زيبنده اسلاميت و جمهوريت نظام.


اساتید دانشکده فنی دانشگاه تهران تصریح کرده اند: هنوز براي ما باور اين امر بسيار سخت است كه در نظام جمهوري اسلامي ممكن است عده اي با تجهيزات فراوان و با هماهنگي به داخل دانشگاه لشكركشي كنند و دو روز متوالي به ضرب و شتم دانشجويان، فرزندان پاك اين آب و خاك، تخريب اموال عمومي و توهين به اساتيد بپردازند و مهد مهندسي كشور را بي حرمت نمايند . متأسفانه كه همه اينها به بهانه پاسداري از اسلام و ولايت انجام ميگيرد و متأسفانه هيچ فرد و نهادي مسئوليت آن را نمي پذيرد .


متن کامل نامه اساتید دانشکده فنی دانشگاه تهران به رهبر جمهوری اسلامی و اسامی امضا کنندگان این نامه بدین شرح است:

بسمه تعالي
حضرت آيت اله خامنه اي، مقام معظم رهبري جمهوري اسلامي ايران
با سلام و احترام، جريانات و حوادث بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري، موجب تأسف و نگراني كليه علاقه مندان به اسلام وايران گشته است. امضاءكنندگان اين نامه از اساتيد پرديس دانشكده هاي فني دانشگاه تهران و خود از علاقه مندان به انقلاب و ميهن بوده و بيشتر ايام جواني خويش را صرف خدمت به تمدن ، فرهنگ، دانش و اعتلاي اين مرز و بوم نموده و بعضي نيز از طلايه داران انقلاب اسلامي بوده اند . لذا بر اساس فرمايش مولايمان "كلكم راع و كلكم مسئول" بر آنان سخت ناگوار است كه بنشينند و تماشاگر مصائب و مسائلي باشند كه خداي ناكرده ممكن است موجب پرپرشدن غنچه هاي اميد اين مملكت و بر باد رفتن تمامي فرصتها و زحمات ساليان دراز و رشادتها و مردانگي نسلهاي اين مرز و بوم گردد . دليل اينكه اين جمع خدمتگزار مصدع اوقات حضرتعالي ميشود اين است كه متأسفانه در مجموعِ مسئولين دولتي و قواي ديگر توان و پتانسيل لازم براي حل ريشهاي مشكلات حاضر را نمي بينيم . نيت تمام امضاء كنندگان اين نامه چيزي جز اصلاح امور مملكت و دين و دنياي مردم نيست و انتظار داريم كه اين نامه هم از اين منظر نگريسته شود. مطلبي كه كام همه دوستداران اسلام و مملكت را تلخ كرده است برخوردهاي خشن و فراقانوني، خصوصاً با دانشگاهيان، دانشجويان و فرهيختگان اين مرز و بوم است . مسلماً حمله هاي شبانه به خوابگاه، مأمن، مأوا و محل زندگي دانشجوي بي پناه و يورش روزانه به آنان در صحن دانشگاه، محل تحصيل علم و پژوهش، نه نشان قدرت و صلابت نظام است و نه ضرب و شتم و زندان دسته جمعي آنان زيبنده اسلاميت و جمهوريت نظام . متأسفانه عليرغم تأكيدات جنابعالي و تمام قولهاي مسئولين، آمران و مسببان واقعه هنوز محاكمه و به مردم معرفي نشدهاند و اين دانشجويان هستند كه هر روز به بهانهاي دستگير و زنداني ميشوند و يا مورد ضرب و شتم قرار مي گيرند . حق ميدهيد كه براي دانشجويان بسيار سخت است كه در چنين شرايط ناگوار دعوت اساتيد به بحث، درس و تحقيق را با طيب خاطر و راحتي اجابت كنند.

سالگرد 16 آذر همه ساله پس از انقلاب در جامعه ما بدون هيچ تنشي برگزار مي شد. اما امسال چه كساني و از چه مي ترسيدند كه چنين بر پيكر دانشگاه تاخت و تاز كردند و نمايش فتح صحن آنرا غرور آميز ترسيم نمودند ! در روز 16 و 17 آذر امسال چند هزار نفر كه برخي از آنها مسلح به سلاحهاي سرد، اسپري گاز فلفل و گاز اشك آور بودند به داخل دانشگاه وارد شده و طي دو روزمتوالي دانشگاه را كه محيط علم و انديشه است به صحنه اغتشاشات و نمايش هاي خود تبديل نمودند.

هنوز براي ما باور اين امر بسيار سخت است كه در نظام جمهوري اسلامي ممكن است عده اي با عده و تجهيزات فراوان و با هماهنگي به داخل دانشگاه لشكركشي كنند و دو روز متوالي به ضرب و شتم دانشجويان، فرزندان پاك اين آب و خاك، تخريب اموال عمومي و توهين به اساتيد بپردازند و مهد مهندسي كشور را بي حرمت نمايند . متأسفانه كه همه اينها به بهانه پاسداري از اسلام و ولايت انجام ميگيرد و متأسفانه هيچ فرد و نهادي مسئوليت آن را نمي پذيرد .

درخواست ما اين است كه مسئولين امر و خصوصاً حضرتعالي ترتيبي اتخاذ فرمائيد كه خداي ناكرده اين حوادث تبديل به سوژهاي در دست رسانه هاي صهيونيستي و معاند نگردد كه جمهوري اسلامي را مخالف علم و دانشگاه جلوه دهند، خصوصاً آنكه در اين جو نامناسب و غيرشفاف شايعه تدارك و هماهنگي حضور عناصر غير دانشگاهي و مهاجم در روزهاي 16 و 17 آذر 1388 در دانشگاه توسط نهادي منتسب به جنابعالي در همه سطوح دانشگاه پخش شده است.

به گمان امضاءكنندگان اين نامه علاج درد اين است كه تمام مقامات و كارگزاران نظام همه اعضاي ملت را جدا از گرايشات سياسي در عمل بعنوان اعضاي يك پيكره ببينند و صداي همه آنان را بشنوند و حقوق ملت را، كه مصرّح در قانون اساسي جمهوري اسلامي است، و آزاديهاي قانوني آنان را به يكسان پاسدار باشند. به اعتقاد ما برخوردهاي خشن با جامعة علمي و ادامه بازداشت اهل علم و دانشگاهيان به صلاح مملكت نيست . بنابراين ازجنابعالي تقاضا داريم، دستور فرمائيد كه صحن مقدس دانشگاه از تمامي نيروهاي غيردانشگاهي عاري گشته و با عذرخواهي مسئولين امر و پيگرد قانوني مسببين اين غائله ها و آزادي همه دستگيرشدگان دانشگاهي از همة اقشار و گروههاي دانشجوئي دلجوئي گردد.
اميد است كه با انجام اين اقدامات، پرديس دانشكده هاي فني دانشگاه تهران كه بر اساس معيارهاي جهاني در ميان دانشگاههاي برتردنيا قرار گرفته و بالاترين رتبه در ميان دانشگاههاي كشور را با تكيه بر قدمت، تجربه، نخبگان خود و تلاشهاي مستمر چند ساله اخيركسب نموده است، به همراه ديگر دانشگاهها و مراكز علمي كشور به رشد بالنده خود ادامه داده و منشاء خدمات بيشتر به ميهن اسلامي گردد.
با تشكر و احترام
جمعي از اساتيد پرديس دانشكده هاي فني
دانشگاه تهران
1. آرائی، عليرضا استاديار دانشكده مهندسي مكانيك
2. آسائي، بهزاد استاديار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
3. ابري نيا، كارن دانشيار دانشكده مهندسي مكانيك
4. اسكندري قادي، مرتضي استاديار دانشكده علوم پايه
5. اشجعي، مهدي استاد دانشكده مهندسي مكانيك
6. اصل سليماني، ابراهيم استاد دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
7. افشارنيا، سعيد دانشيار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
8. افضلي كوشا، علي استاد دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
9. باباخاني، علي استاديار دانشكده علوم پايه
10. بديعي، پيمان استاديار دانشكده مهندسي عمران
11. بشارتي گيوي، محمدكاظم دانشيار دانشكده مهندسي مكانيك
12. بني هاشمي، محمدعلي استاديار دانشكده مهندسي عمران
13. بهمنيار، حسين استاد دانشكده مهندسي شيمي
14. پنجه شاهي، محمد حسن دانشيار دانشكده مهندسي شيمي
15. تابش، مسعود دانشيار دانشكده مهندسي عمران
16. تقي ياره، فتانه استاديار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
17. تيمورنژاد، جمال مربي دانشكده مهندسي مكانيك
18. جعفري، احمد استاديار دانشكده مهندسي معدن
19. حائري يزدي، محمد رضا دانشيار دانشكده مهندسي مكانيك
20. حامدي، محسن دانشيار دانشكده مهندسي مكانيك
21. حسين زاده، غلامعلي دانشيار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
22. حقيقي، منوچهر دانشيار دانشكده مهندسي شيمي
23. خدادادي، عباسعلي دانشيار دانشكده مهندسي شيمي
24. خداياري، علي اصغر مربي دانشكده مهندسي معدن
25. خسروی، رامتين استاديار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
26. خوانساري، احمد استاديار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
27. دولتشاهي پيروز، محرم استاديار دانشكده مهندسي عمران
28. دولتشاهي، بهمن استاديار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
29. راستگو، عباس دانشيار دانشكده مهندسي مكانيك
30. رجايي سلماسي، فرزاد استاديار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
3. رحيمي كيان، اشكان دانشيار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
32. رحيميان، محمد استاد دانشكده مهندسي عمران
33. رحيميان، محمد حسن دانشيار دانشكده مهندسي مكانيك
34. رمضاني تبار، حيدر مربي دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
35. زهرايي، سيد مهدي دانشيار دانشكده مهندسي عمران
36. ستاره دان، سيد كمال الدين دانشيار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
37. سلطاني، ناصر دانشيار دانشكده مهندسي مكانيك
38. سلطانيان زاده، حميد استاد دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
39. سيد ابراهيمي، سيد علي استاد دانشكده مهندسي متالورژي و مواد
40. سيدامامي، كاظم استاد دانشكده مهندسي معدن
41. شكوري گنجوي، حامد استاديار دانشكده مهندسي صنايع
42. شكرچي زاده، محمد دانشيار دانشكده مهندسي عمران
43. صادقي، كيوان دانشيار دانشكده مهندسي مكانيك
44. صالحي دزفولي، عبدالرحيم مربي دانشكده علوم پايه
45. صدر، افسانه مربي دانشكده مهندسي شيمي
46. فاخر، علي دانشيار دانشكده مهندسي عمران
47. فاروق حسينی، سيد محمد دانشيار دانشكده مهندسي معدن
48. فتحي پور، مرتضي دانشيار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
49. فرجي دانا، رضا استاد دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
50. فروزنده، بهجت استاديار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
51. فرهنگي، شاهرخ دانشيار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
52. فيض ديزجي، احمد دانشيار دانشكده علوم پايه
53. فيض، جواد استاد دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
54. قادري، سيد فريد دانشيار دانشكده مهندسي صنايع
55. قربانيان، سهرابعلي استاديار دانشكده مهندسي شيمي
56. قلندرزاده، عباس استاديار دانشكده مهندسي عمران
57. کراچيان، رضا دانشيار دانشكده مهندسي عمران
58. كهربائيان، احمد استاديار دانشكده مهندسي مكانيك
59. كوثري، فرشاد استاد دانشكده مهندسي مكانيك
60. لاهوتي، فرشاد استاديار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
61. لساني، حميد استاد دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
62. لطيفي نمين، منوچهر دانشيار دانشكده مهندسي عمران
63. محجوب جهرمي، محمد دانشيار دانشكده مهندسي مكانيك
64. محسني، حسين استاد دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
65. محمدي توچايي، سهيل دانشيار دانشكده مهندسي عمران
66. محمدي، سيامك استاديار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
67. مرادي، مجيد استاديار دانشكده مهندسي عمران
68. مرتضوي، يدالله دانشيار دانشكده مهندسي شيمي
69. معصومي، ابوالفضل دانشيار دانشكده مهندسي مكانيك
70. معصومي، ناصر دانشيار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
71. معظمي، دارا استاد دانشكده علوم پايه
72. منتظري نمين، مسعود استاديار دانشكده مهندسي عمران
73. منصف، حسن دانشيار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
74. موسوي، مهدي دانشيار دانشكده مهندسي معدن
75. مهاجرزاده، سيد شمس الدين استاد دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
76. ميرقاسمي، علي اصغر دانشيار دانشكده مهندسي عمران
77. نادر اصفهاني، سعيد استاد دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
78. نايي، محمد حسن دانشيار دانشكده مهندسي مكانيك
79. نجار اعرابي، بابك دانشيار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
80. نوابي شيرازي، زين العابدين استاد دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
81. نوع پرست، محمد استاد دانشكده مهندسي معدن
82. نيايش، كاوه استاديار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
83. نيلي احمدآبادي، مجيد دانشيار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
84. نيلي احمدآبادي، محمود استاد دانشكده مهندسي متالورژي و مواد
85. وهابی، سيد شمس الدين مربي دانشكده مهندسي معدن
86. ياوري شهرضا، مهدي مربي دانشكده مهندسي معدن
87. يزداني، ناصر دانشيار دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر
88. يوسفي كما، عقيل دانشيار دانشكده مهندسي مكانيك

واکنش ها به راهکارهای پیشنهادی موسوی برای خروج از بحران

فرهاد علوی

شبکه جنبش راه سبز(جرس): هفدهمین بیانیه میرحسین موسوی در اولین ساعات روز یازدهم دیماه منتشر شد تا طی آن رهبر جنبش سبز راهکارهايش را برای خروج از بحران پس از انتخابات رياست جمهوری ايران مطرح کند.این بیانیه با واکنشهای متفاوتی مواجه شد.
مسئولان در حال تکرار اشتباهاتشان هستند
موسوی در بیانیه خود ابتدا به خشونت نظامیان در روز عاشورای تهران اشاره کرد و نوشت: "خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.

مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است."

ابایی از شهادت ندارم
رهبر جنبش سبز در ادامه بیانیه تاکید کرد:" بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندان کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خش و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است.

سخنان چند روز اخیر بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که " بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم". بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست".

راهکارهایی برای خروج

موسوی در این بیانیه خود 5 راهکار را برای خروج وضعیت کشور از شرایط کنونی پیشنهاد کرده است. مسئولیت پذیری و پاسخگویی مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه، تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها، آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده و برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب ، پنج شرط میرحسین موسوی هستند. شروطی که به سرعت با مخالفت ها و موافقت هایی مواجه شد . عده ای آنرا تاکتیکی خردمندانه دانستند و عده ای آنرا عقب نشینی توصیف کرده بودند. همه مسئله هم این بود که چرا موسوی در مورد انتخابات و دولت برآمده از آن سخنی نگفته است؟

محسن رضایی :موسوی عقب نشینی کرده است

یکی از اولین واکنش ها مربوط به محسن رضایی، یکی از کاندیداهای انتخابات بحث برانگیز 22 خرداد بود که بر همین عدم اشاره موسوی بر دولت انگشت گذاشت و از آن عقب نشینی موسوی تعبیر کرد. او در پیامی خطاب به آیت الله خامنه ای، بیانبه امروز میر حسین موسوی را عقب نشینی از انکار دولت احمدی نژاد دانست و آن را سازنده خواند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نطام در این نامه ابراز عفیده کرد: "عقب نشینی آقای میر حسین موسوی از انکار دولت آقای احمدی نژاد و پیشنهاد سازنده ایشان به اینکه مجلس و قوه قضاییه به وظایف قانونی خود در قبال پاسخگو کردن دولت عمل کنند، هر چند دیر هنگام بود ولی می تواند سر آغاز یک حرکت وحدت بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد."

البته رضائی مشخص نکرده از کجای این بیانبه چنین نتیجه ای گرفته است؟

رضائی با تفسیر خلاف واقع خود کوشیده با نسبت دادن چنین متنی به موسوی مثلا حد وسطی بگیرد و از جانب موسوی امتیازی بدهد که نداده است!
موسوی حجت را بر همه تمام کرده است

اما مشاوران و نزدیکان موسوی برداشت متفاوتی از بیانیه هفدهم داشتند. ابولفضل فاتح رییس کمیته رسانه های ستاد میرحسین موسوی در این مورد گفت : "بیانیه موسوی یک حسن نیت بزرگ از سوی موسوی و یک امتحان خطیر برای مسوولان امر است."
به گزارش “کلمه” فاتح گفت:" بیانیه هفدهم مهندس میرحسین موسوی اعلام یک “حسن نیت بزرگ و خواسته های حد اقلی” برای خروج کشور از بحران و یک امتحان خطیر برای مسئولان امر است. موسوی به تاسی از امام خود ثابت کرد که دوران مردانی که با خدا معامله می کنند به پایان نرسیده است. تفاوت مردان بزرگ و پرمایه با مدعیان بی ریشه استیلا طلب همین جا روشن می شود. اینک موسوی حجت را بر همه تمام کرده است."

وی در پایان تاکید کرد:" اگر مسئولان فرصت را از دست دهند، دشواری های سهمگین آینده بر عهده آنان خواهد بود و مهر حسرت و تباهی از این فرصت سوزی تا ابد بر پیشانی شان حک خواهد شد. آیا در میان مدعیان مصالح کشور گوش شنوایی هست؟"
کدام بحران؟ توبه کن آقای موسوی!

پیشنهادهای موسوی گویا هنوز برای تندروها سنگین بود، چنانچه احمد خاتمي در گفتگو با ایسنا يادآور شد:" آقاي موسوي در بيانيه شماره 17 خود اشتباهات و خطاها و گفتار نادرست گذشته خود را تكرار كردند".

وي با بيان اين‌كه انتظار مي‌رفت با خروش ده‌ها ميليوني ملت در روز چهارشنبه كه علي‌التحقيق حضور مردم سراسر كشور در روز چهارشنبه از راهپيمايي 22 بهمن نيز اجتماع بيشتري داشت، آقاي موسوي و دوستانشان به خود آيند و از لجبازي و اصرار بر راه باطل خويش دست بردارند، اظهار كرد: "هنوز هم مي‌گويم اگرچه قدري دير شده است؛ اما هنوز هم راه براي توبه آقاي موسوي و دوستانشان باز است، در پيشگاه خدا توبه كنند و در پيشگاه رهبري و ملت توبه كنند و راه خود را از بيگانگان جدا كنند، آنگاه است كه مي‌توان اميدي به حل مسائل داشت."

خاتمی افزود:" آقاي موسوي مي‌گويد بايد اذعان به بحران كرد؛ اما سخن اين است كه كه كدام بحران؟ بحران در كشور؟، بنده معتقدم اين بحران نيست.به دليل حضور ده‌ها ميليوني ملت در راهپيمايي روز چهارشنبه، مي‌گويم شما بحران داريد و شما بن‌بست داريد و مي‌خواهيد چنين القا كنيد كه ملت بن‌بست دارند و شاهديم نهضت آزادي هم در سال 65 در زمان امام (ره) مي‌گفتند، كشور به بن‌بست رسيده است و امام پاسخ‌شان داد كه شما به بن‌بست رسيده‌ايد و كشور به بن‌بست نرسيده است. پس بنده هم مي‌گويم كشور بحران ندارد و شما‌ييد كه بحران‌آفريني مي‌كنيد. دست از بحران‌آفريني برداريد."

رجا نیوز از سایت های حامیان دولت آقای احمدی نژاد هم بیانیه میرحسین موسوی رادر مطلبی به نام "تشابهات بیانیه اوباما و موسوی" بررسی کرده است.

در نوشته این سایت آمده است:" وجوه اشتراک و شباهت های بسیاری در بیانیه باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا،از محل گذراندن تعطیلات پایان سال خود در هاوایی -که برای اغتشاشات و هتک حرمت های انجام گرفته در روز عاشورا داده بود و بیانیه میرحسین موسوی می توان پیدا کرد.